پوستر فیلم راه فراری نیست / دنبالم بیا

تقلیدی بچه‌گانه از فینچر

راه فراری نیست / دنبالم بیا
No Escape / Follow Me
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

«بازی» دیوید فینچر در سال ۱۹۹۷ روایتی رمزآلود و سرگرم‌کننده را مقابل دیدگان مخاطب قرار داد و در پایان آن نفس در سینه‌ حبس شده بود و برای هر بیننده‌ای تجربه‌ای دل‌پذیر به‌حساب می‌آمد. «ویل ورنیک» ظاهراً علاقه‌ی خاصی به این فیلم فینچر دارد و در دو فیلم «اتاق فرار» و «راه فراری نیست» به‌هرنحوی که بوده سعی داشته از این ایده استفاده کند. او از المان‌های دیگر ژانر رازآلود نیز استفاده کرده تا بتواند اثری جذاب را ارائه دهد.
این فیلم داستان چند اینفلوئنسر اینستاگرامی‌ست که به‌دعوت یک فرد روسی به مسکو می‌روند تا در یک بازی به‌نام «اتاق فرار» شرکت کنند و برای دنبال‌کنندگان خود هیجان را به‌تصویر بکشند. بخش افتتاحیه‌ی فیلم خیلی ملموس زندگی پوچ و مملو از شوآف این دسته از موجودات را به‌تصویر کشیده و به‌نوعی باید گفت ناخواسته درون‌مایه‌ی مهمی را به تصویر کشیده است. اما بازیگرانی که این کاراکترها را بازی می‌کنند درکی از این موضوع ندارند و فاصله‌ی زیادی تا شخصیت شدن دارند. به همین دلیل افتتاحیه‌ی فیلم تبدیل شده به برش‌های پی‌درپی و دیالوگ‌های سیل‌آسا و بی‌هدف.
روند ورود آنها به این بازی هم توجیه‌پذیر نیست. کارگردان در هر صحنه سعی دارد سرنخی را به مخاطب بدهد که در زمان گره‌گشایی داستان از آن استفاده کند. اما چینش این سرنخ‌ها در همان سکانس‌های ابتدایی فیلم کلیت ماجرا را لو می‌دهد و مخاطب تا انتها منتظر است که ببیند کارگردان چگونه قرار است کار لورفته‌ی خود را به پایان برساند. فیلمی که قرار است معمایی رازآلود شود و در نهایت به جعبه‌ی اسباب‌بازی کودکانه تبدیل می‌شود. ورود آنها به اتاق فرار و نوع حل کردن معماها، مضحک و ساده‌انگارانه است و قرار نیست پازلی پیچیده را مقابل روی ما قرار دهد.
ورنیک در دو فیلم خود نشان داده که علاقه‌ی خاصی به ژانر رازآلود دارد و بر همین اساس دائم در تلاش است تا نسخه‌های بی‌کیفیتی از آثار مشابه را تولید کند. حال باید دید در اثر سوم خود هم قرار است در همین پله باقی بماند؟ آیا سرمایه‌گذاری روی او پاسخ خواهد داد؟ اگر بخواهیم بعضی فیلم‌های متوسط به بالای ساخته شده در این دو دهه را مرور کنیم، به نام‌هایی مانند «امتحان» و سری «مکعب» می‌رسیم. هر کدام از این آثار به‌نوعی کاراکترهای خود را در یک چالش مرگ و زندگی قرار می‌دهند و آن‌قدر در این بین قطعات پازل خود را عوض می‌کنند تا مخاطب در نیمه‌ی دوم اثر با دقت تمام سرنخ‌های بخش اول را در ذهن مرور کند و با هر کدام از کاراکترها همراه شود. اما آقای ورنیک نتوانسته هیچ کدام از این شاخصه‌ها را در اثر جدید خود پیاده کند و باید گفت روی این پلتفرم ساختار محکمی نمی‌چیند. باد منطق هم به‌راحتی آن را ویران می‌کند تا از فیلم چیزی باقی نماند. فیلم را در نهایت می‌توان تقلید بچه‌گانه‌ای از «بازی» فینچر دانست و شاید تماشای دوباره‌ی فیلم فینچر لذتی وافرتر از تحمل این فیلم خواهد داشت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟