بیماری ساختن فیلمی آخرالزمانی به هر قیمتی
همهگیر شدن ویروسی کشنده در جهان باعث شده انسانهای کمی بر روی زمین باقی بمانند. تعدادی دختر و پسر جوان به همراه فردی که همه او را «پاپا» صدا میزنند در مزرعهای بیابانی تلاش میکنند خود را از انسانهای آلوده دور کرده و زندگی را بگذرانند. حملهی افرادی به این مزرعه اما همهچیز را تغییر میدهد.
فیلمهای آخرالزمانی بسیاری ساخته شدهاند که در آنها به اخلاقیترین وجوه انسانی پرداخته شده است. فیلمهایی که تلاش میکنند با نشان دادن زمانی تاریک و سیاه انسان را هوشیار کنند تا از رخداد اتفاقاتی دردناک در آینده جلوگیری شود. همهگیری کووید نیز این دنیای آخرالزمانی را برای مدتی به صورتی واقعی در دنیا به تصویر کشید. همین امر هم دلیل آن شد که بازار ساختن فیلمهای آخرالزمانی به نوعی رونق بگیرد و هر کارگردان تازهکار یا حتی قدیمیای را برای ساختن فیلمی در این باب وسوسه کند. کارگردان تازهکار فیلم «پس از پایان» نیز احتمالاً به همین دلیل دست به ساخت این فیلم زده است.
بگذارید تکلیف این فیلم را از ابتدا روشن کنیم. این فیلم فاقد هرگونه محتوا است و آنقدر همهچیز دمدستی و مضحک رخ میدهد که بیننده حتی برای لحظهای نمیتواند حس ارتباط گرفتن با داستان و شخصیتهای آن را بدست آورد. داستانی بدون کوچکترین خلاقیتی که تکلیفاش هم با خودش مشخص نیست. شخصیتهای داستان نه گذشتهای دارند و نه حالشان به درستی نشان داده میشود. حتی بیننده در تمام مسیر داستان نمیتواند مطمئن باشد آیا این افراد واقعاً یک خانواده بودهاند یا در زمان همهگیر شدن ویروس به صورت خانواده درآمدهاند. در گذشته آنها چه میکردند و چه اتفاقی برایشان رخ داده که حالا در اینجا گرفتار شدهاند؟ اگر اینجا خانهی همیشگی آنها بوده و آنها یک خانواده هستند پس چه اتفاقی برای وسایل خانهی آنها رخ داده و چرا همگی به نظر بیخانمان میآیند؟ اینکه دریاچهای پر آب کنار آنها وجود دارد، اما آنها همگی همیشه صورتها و لباسهایی کثیف دارند یا باران میبارد و اما آنها برای داشتن آب باید همه جا را بگردند از مسايلی است که همگی نادیده گرفته شدهاند تا آخرالزمانی بودن دنیا را به هر قیمتی نشان دهند.
حتی ماهیت ویروسی که مردمان را میکشد نیز مشخص نیست. این ویروس چگونه ویروسی است؟ آیا انسانها را تبدیل به زامبی میکند یا چیز دیگریست؟ کارگردان و نویسنده هیچکدام به دنبال چرایی اتفاقات هم نرفتهاند. چرا باید گروهی که در همان نزدیکی زندگی میکنند به این خانواده حمله کنند؟ چرا از همان ابتدا با آنها وارد ارتباط دوستانهای نمیشوند. اصلاً این گروه از کجا آمدهاند و به دنبال چه هستند؟
فیلم «پس از پایان» با شخصیتهایی فاقد هویت و داستانی بدون منطق روایی فقط میتواند بینندهی خود را از این همه حماقت متعجب کند. داستانی بیهوده که با پایان مضحکاش میخواهد روایتی ادامهدار را هم از دل آن بیرون بکشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.