دست از سر سگها هم برنمیدارند
«مارمادوک» سگ بازیگوش و بیاحتیاطی است که با کارهایاش همه را عاصی کرده است. او بی دقت به اطرافاش مدام خرابکاری میکند. در روز تولد فیل، پسر کوچک خانواده، خرابکاری بزرگ او توسط مهمانان فیلمبرداری شده و در فضای مجازی پخش میشود. یک تمریندهندهی سگ با دیدن این فیلم تصمیم میگیرد مارمادوک را تربیت کرده، به گونهای که در مسابقهی بزرگ برترین سگها برنده شود.
در سال ۲۰۲۰ بود که فیلم «آوای وحش» سرگذشت سگی وفادار و فداکار را نشان میداد که هم خوی وحشی خود را حفظ کرده بود و هم با درک احساسات فردی که او را نجات داده بود، میتوانست چون دوستی وفادار او را در زمانهای سخت همراهی کند. فیلمی که در آن سگ به عنوان حیوانی که باید در طبیعت زندگی کند، نشان داده شده بود. برخلاف بسیاری از فیلمهایی که ساخته میشود و مدام در آنها سگ بیزبان دستآویز انسان خودخواه میشود تا او را به هر شکل ممکنی برای خود نگه دارد. من شخصاً جزو آن دسته از افرادی هستم که نگهداری حیوان را به هر شکل ظلمی بزرگ به آن میدانم. حتی اگر آن حیوان در خانههای لوکس افراد معروف و مشهور در ناز و نعمت زندگی کند. فیلم «آوای بلاک آیلند» نیز به نوعی به همین مسأله میپرداخت و این سؤال را برای ما ایجاد میکرد که اگر جای انسان و حیوان عوض شود چه اتفاقی رخ خواهد داد.
درست است که انیمیشن «مارمادوک» قرار است داستانی کمدی برای کودکان ۶ و ۷ ساله باشد، اما آیا نباید از همین سنین به کودکانامان بیاموزیم که حیوانات باید حیوان بمانند و در طبیعت زندگی غریزی خود را داشته باشند؟ ورود حیوانات به دنیای انسانها اگر برای همذاتپنداری کودک با این حیوانات باشد البته که کاری خوب است، اما در این انیمیشن سگ بیچاره تنها مضحکهی دست سازندگان انیمیشن است تا شاید به واسطهی آن بتوانند مخاطب کودک را در برابر خود بنشانند. کودکان امروزی اما به این راحتی گول نمیخورند. آنها آگاه هستند و دیگر کارهای احمقانه باعث خندهشان نمیشود. باید انیمیشن داستانی خاص یا حتی جادویی داشته باشد تا بتواند آنها را به دنبال خود بکشاند. منظور از خاص و جادویی بودن هم عجیبوغریب بودن آن نیست، بلکه منظور معنایی است که قرار است از یک روایت به کودک ارائه شود. گاهی کودک با یک دوستی ساده در روایتی ساده میتواند با داستان همراه شده و جادو گردد. سری انیمیشنهای «سگهای نگهبان» مگر از چه حرف میزنند؟ تعدادی سگ به عنوان نجاتدهندگان مدام در حال کمک به حیوانات و انسانهای دیگر هستند بدون اینکه دستآویز انسانها شوند. آنها شخصیتهای مستقلی دارند که به عنوان عضوی از یک جامعه دیده شده و سعی میکنند دستی هم بر ارتقای آن داشته باشند.
در این انیمیشن مارمادوک بیچاره بدون اینکه داستان روایتی برای او داشته باشد باید از این مرحله به مرحلهی دیگر برود تا مسابقهای انسانی را ببرد و انسان صاحب خود و دیگر انسانهای اطرافاش را ارضا کند. کشیدن چند تصویر رنگی آن هم با تکنولوژیهای پیشرفتهی امروزی کاری بسیار آسان است، اما بخشیدن روح به این تصاویر کار راحتی نیست. به همین دلیل است که ما مدام با انیمیشنهایی مواجه میشویم که هیچ حرفی برای گفتن ندارند و کودک تیزهوش و باحوصلهی امروزی را هر چه بیشتر از خود دور میکنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.