زندگی با خواستهها یا زندگی با داشتهها؟
یک متخصص زنان و زایمان به «نیکلاس» و «آلیس» در همان ابتدا میگوید که قلب فرزند شما از کار افتاده است، اما حداقل با سقط جنین خودبهخودی همراه است. این خبر برای این زوج که در میانهی زندگی زناشویی خود هستند و مدتهاست برای بچهدار شدن هر کاری را امتحان کردهاند، بسیار سخت است. دکتر به آنها پیشنهاد میکند به سفری دونفره بروند. این دو برای سفر ویلایی آرام در کنار ساحل را برمیگزینند.
مشکلات زناشویی در فیلمهای زیادی به اشکال متفاوتی نشان داده شده است. مشکلاتی که متناسب با کاراکترهای هر داستان متفاوت است. درواقع در این فیلمها شخصیتهای داستان مهرهی اصلی روایت هستند. به همین دلیل است که شخصیتپردازی هر چه بهتر باشد، درک موقعیت آنها و روند طی شده در مسیر روایت آسانتر است. فیلم «آنچه ما میخواستیم» با روشن کردن مشکل اصلی دو زوج در همان ابتدا راه را برای درک آنها آسان میکند. این زوج مشتاق داشتن فرزند هستند، اما نمیتوانند بچهدار شوند. هر دو شغلهای خوبی با درآمد بالا دارند و مدتهاست که با هم زندگی میکنند. ساختن خانهای با آن وسعت که احتمالاً تعداد اتاقهای زیادی هم دارد، امید آنها را برای داشتن فرزند نشان میدهد. اما هیچ چیز آنگونه که آنها میخواستند پیش نمیرود. یک مسافرت شاید بتواند آنها را خوشحال کند. ورود آنها به ویلای ساحلی با همسایه شدن با خانوادهای که چهار نفره هستند و سروصدای زیادی دارند، اما این آرامش را از آنها به نوعی میگیرد. همین تقابل دو خانواده باعث میشود رفتهرفته آن درد درون شخصیتها که هیچکدام دربارهاش حرف چندانی نمیزنند، خود را بروز دهد.
فیلم «آنچه ما میخواستیم» در نشان دادن شخصیتهای اصلی خود و دردی که از درون تحمل میکنند عملکردی متوسط را داشته است. دوربین با دنبال کردن آلیس او و دردش را به خوبی به ما نشان داده است. نگاههای خیرهی او به دختربچهی همسایه که همیشه به ناگاه خودش را نشان میدهد و به پسر نوجوان آنها که او هم خود را دورافتاده از خانواده میبیند، همراه با قاب دوربینی که همیشه در بهترین حالت ممکن است، درک این شخصیت را آسان کرده است. بازی بازیگر نقش آلیس، «لاوینیا ویلسون»، یکی از دلایلی است که توانسته باعث همراهی بیشتر ما با این شخصیت شود. آن بیاحساسی مطلقی که در حرکات دست و بدن و حتی در هنگام نفس کشیدن آرام لاوینیا میبینیم در نگاههایاش بهگونهای دیگر خود را بروز میدهند. شور، عشق، ناراحتی، حسرت، درد و حتی نفرت در نگاههای لاوینیا نسبت به حرکاتاش تضاد زیبایی را در شخصیت آلیس ایجاد کرده که باعث واقعی شدن این شخصیت شده است. در دیگر سوی اما شخصیت نیکلاس کمی مبهم است. روایت آلیس را دنبال میکند و نیکلاس را کمتر نشان میدهد. حتی فیلم از پرداخت به خانوادهی همسایه نیز غافل شده است. پسر نوجوان همسایه شخصیتی کاملاً قابل پرداخت بود که میتوانست همراستا با آلیس خود را به ما نشان دهد.
فیلم «آنچه ما میخواستیم» اولین تجربهی فیلمسازی «اولرایک کافلر»، تدوینگر باسابقه، است که به عنوان نمایندهی اتریش برای اسکار ۲۰۲۱ نیز انتخاب شده بود. او در این تجربه نشان داد هم قاب دوربین را میشناسد و هم توانایی بالایی برای نشان دادن احساسات شخصیت زن داستاناش دارد. او میتواند از همین توانایی برای پرداخت عمیقتر به کاراکترهای زن فیلمهای بعدیاش استفاده کند، اما باید ترس را کنار بگذارد. این فیلم با میزانسن دقیق خود که شامل بازیگران توانمند و دوربینی که هم کلوزآپها و هم مدیومشاتهای خوبی دارد و حتی استفاده از نور و طبیعت پیرامونی میتوانست با شجاعت بیشتر کارگرداناش بدرخشد. در این فیلم کارگردان هرگز جرأت نمیکند آن عمق شخصیتهای خود را نشان دهد. در نهایت هم علیرغم پتانسیل بالای شخصیتها و آرامش پیش از طوفانی که در ابتدا شاهد آن هستیم، طوفان هم آرام طی میشود و حسرتی را برای ما به همراه میآورد. حسرت از فیلمی که میتوانست بسیار بهتر از این باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.