«یون» و «ایلی»، مردان جوان رومانیایی، دوستان دوران کودکی هستند که تصمیم گرفتهاند برای ثروتمند شدن به آمریکا مهاجرت کنند. رابطی قرار شده آنها را به آمریکا بفرستد و در آنجا کاری هم برایاشان جور کند. این دو به میامی رفته و بدون اینکه بدانند در چه دردسری افتادهاند، شروع به کار میکنند.
اغراق نیست اگر بگوییم امروزه بیشتر فیلمهای کمدیای که ساخته میشوند ابزورد هستند. داستانهایی که در پشت اتفاقات دومینووار طنز آنها هدف وجود دارد. این هدف گاه میتواند ساده باشد و مثلاً از اعتماد نکردن به هرکس حرف بزند، گاه میتواند معناهای فلسفی عمیقی چون معنای زندگی یا مرگ را در خود داشته باشد. هر چه هست اما مخاطب این فیلمها میداند قرار نیست با یک داستان بیسروته یا فیلمی که تنها برای سرگرمی ساخته شده، روبهرو باشد. فیلم «ساحل میامی» نیز با همین رویکرد ساخته شده است و اگرچه هدف چندان بزرگی ندارد، اما توانسته به خوبی آنچه که میخواهد را به بینندهاش نشان دهد. منطق روایی خود را حفظ کند و بیننده را هم بخنداند.
فیلم «ساحل میامی» با دو شخصیت اصلی خود بیشتر بار طنز را بر دوش آنها قرار داده است. این دو کمدین رومانیایی که در کشور خود طرفداران خوبی را هم دارند با حرکات کاملاً عادی و رفتارهایی که طنز آنها هرگز اغراقآمیز نمیشود، میتوانند در بستر مناسبِ فیلم از پس کاراکترهای پر از حماقت اما دوستداشتنیاشان برآیند و بیننده را با خود همراه کنند. دیگر شخصیتهای فرعی نیز همگی توانستهاند بازی روان خود را با داستان همراه کنند و بیدلیل هم در میان آن قرار نگیرند. درواقع هر شخصیتی که در این فیلم وارد میشود برای ورودش دلیل وجود دارد و خروجاش نیز کاملاً در منطق روایی داستان میگنجد.
در سوی دیگر فضای مناسبی که این فیلم ایجاد کرده باعث درک بهتر داستان شده است. چه زمانی که فیلم در رومانی میگذرد و چه زمانی که در میامی و سواحل زیبا و گرم آن رخ میدهد. در رومانی هوای بارانی و سرد و خورشیدی که هرگز در آسمان دیده نمیشود نشان از یاس و ناامیدی مردمان آن شهر دارد. میامی اما در مقابل با خورشیدی که مدام در آسمان است و گرمایی که حتی با لباسهای شخصیتها حس میشود، آن نور امیدی است که شخصیتهای داستان برای رسیدن به آن تلاش میکردند. این فضاسازی درست در کنار بازی روان بازیگران باعث شده بستر مناسبی برای روایت فیلم ایجاد شود.
روایت فیلم «ساحل میامی» با پیرنگ اصلی ساده و وارد نکردن شخصیتهای فرعی بیشمار باعث شده درک آن راحت باشد. حتی پایان داستان هم کاملاً قابلپیشبینی است، اما مسیر روایت، مکالمات میان شخصیتها و رفتارهای آنها باعث میشود بیننده نتواند از کنار آن به راحتی بگذرد. در نهایت هم این فیلم با یک کمدی ساده اما دوستداشتنی میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم لذتبخش. اینکه این فیلم نیز با همکاری نتفلیکس ساخته شده است، اما چندان به آنچه در آثار هالیوودی میبینیم پایبند نباشد، نشان میدهد هر کارگردان و فیلمسازی را نمیتوان به راحتی خرید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.