پوستر فیلم بازی

این فیلم هم مانند همه‌ی به‌اصطلاح ریالیتی‌شوها مبتذل بود

بازی
The Game
Encena: O Jogo dos Atos
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده سارا

شش دختر و شش پسر جوان در یک مسابقه‌ی ریالیتی‌شوی تلویزیون برزیل شرکت می‌کنند. این دوازده نفر همگی بازیگر، اینفلوئنسر یا افراد شناخته شده‌ای هستند که هر یک می‌خواهند با برنده شدن در این مسابقه خود را بیش‌از پیش به دیگران ثابت کنند. این افراد برای برنده شدن در مسابقه حاضر هم هستند هر کاری انجام دهند. اینجاست که تهیه‌کننده‌ و عوامل دیگر مسابقه از این فرصت استفاده می‌کنند و برای هیجان دادن به روند مسابقه دست به کارهای غیراخلاقی‌ می‌زنند.
«تلویزیون را روشن نکردم. به این نتیجه رسیده‌ام که وقتی حال آدم بد است این حرام‌زاده فقط حال آدم را بدتر می‌کند. یک مشت چهره‌ی خالی از روح که پشت سر هم می‌آیند و می‌روند و تمامی هم ندارند. احمق پشت احمق. احمق‌هایی که بعضاً مشهور هم هستند.» این نقل‌قول را احتمالاً بسیاری از ما شنیده‌ایم. «چارلز بوکوفسکی» در کتاب «عامه‌پسند» خود این چند خط را از دیدگاه‌اش نسبت به تلویزون نوشته است و چه خوب هم نوشته است. واقعاً عوامل تلویزیون و برنامه‌های آن آنقدر که درگیر پر کردن جیب خودشان هستند، خواهان توجه به آموزش و پرورش روح مخاطبان خود نیستند. امروزه تلویزیون با انواع و اقسام برنامه‌های مختلف سعی کرده است هر طور شده مخاطبانی برای خود بیابد. ساختن انواع مسابقات مختلف نیز در راستای همین امر است. مسابقات استعدادیابی و ریالیتی‌شوها در کنار انواع دیگر مسابقات با وعده‌ی پول‌های گزاف خواهان همین جلب توجه هستند. این توجه البته که در کشورهای جهان سومی بیش از دیگر کشورها هم رخ می‌دهد. به تازگی که در کشور ما نیز انواع این مسابقات در حال انجام است و توانسته جیب تهیه‌کنندگان آنها را پر کند که هر بار با مسابقه‌ای دیگر خود را وارد این وادی می‌کنند.
فیلم «بازی» از کشور برزیل قرار است دست‌های پشت پرده‌ی این مسابقات و به اصطلاح ریالیتی‌شوها را رو کند و نشان دهد که اتفاقات رخ داده در آنها هرگز آن گونه که نشان داده می‌شوند، واقعیت ندارند. اما خود این فیلم هم چیزی بهتر از همان ریالیتی‌شوها نیست و هیچ حرفی را نمی‌تواند نشان دهد. ما در این فیلم با تعداد زیادی کاراکتر روبه‌رو هستیم که تا پایان حتی یک نفر آنها را هم به درستی نخواهیم شناخت. شخصیت‌های بسیار زیاد این فیلم باعث شده هیچ کدام پرداخت نشوند و نتوان دلیل رفتارهای آنها را درک کرد. نه متجاوزان دلیل تجاوزهاشان مشخص است و نه کسانی که تن به این کار می‌دهند، دلایل رفتاری عمیقی دارند. همه‌چیز سطحی رخ می‌دهد. این تهیه‌کننده متجاوز است چون آدم بدی است، آن دختر مایل به انجام هر کاری است، زیرا می‌خواهد مشهور شود. آن دختر عاشق است یا آن پسر از دیگری متنفر است. همین. مخاطب به هیچ عنوان نمی‌تواند با هیچ کدام از شخصیت‌های این فیلم هم‌ذات‌پنداری کند یا آنها را درک کند، حتی آن دختری که مورد تجاوز واقع می‌شود.
در این فیلم زن نه تنها توسط مردان اطراف‌اش که توسط خودش هم به عنوان یک برده‌ی جنسی دیده می‌شود. شاید در ابتدا گفته شود این امری است که در واقعیت هم رخ می‌دهد، اما آیا برای نشان دادن این واقعیت نباید روایت کمی به این زنان و احساسات و افکار آنها نزدیک می‌شد؟ این فیلم این کار را انجام نمی‌دهد. در نهایت هم تمام آن چیزی که این فیلم نشان می‌دهد همان ابتذال‌هایی است که خودش می‌خواهد آنها را نقد کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟