اگر به موسیقی راک و متال علاقه داشته باشید و نامهایی چون «اسلِیِر»، «لمب آو گاد»، و «مگادث» برای شما آشنا هستند، بیشک آلبومهایی هم از گروه «فو فایترز» شنیدهاید. «بیجی مکدانل» پس از تجربهی کار با گروه اسلیر در سال ۲۰۱۹، اینبار و در سال ۲۰۲۲ در قالب یک کمدی-اسلشر با گروه فو فایترز همکاری کرده است.
آنچه در این فیلم بیش از هر چیزی دوستداشتنی است، نقشآفرینی کل اعضای این گروه راک در نقشهای خودشان است؛ «دیو گرول» (درامر گروه نیروانا هم بوده است)، «نیت مندل»، «پت اسمیر»، «تیلر هاوکینز»، «رامی جفی»، و «کریس شیفِت». پس هر کدام از این کاراکترها که گیتار دست میگیرند یا پشت درام مینشینند یا کیبورد میزنند خود واقعیاشان هستند. اسامی هم همین نامها هستند. آنچه در ادامه بیشتر به دل مینشیند بازی خوب تمامی اعضای گروه است که بهخوبی با یک اسلشر-کمدی رابطه برقرار کردهاند. بهطور مثال بازی پت اسمیر با واکنشهایی که نسبت به اتفاقات دارد یکی از پایههای اصلی این کمدی است.
دیو گرول و گروهاش برای ساخت آلبوم جدید خود به بنبست خوردهاند. آنها از مدیر برنامههای خود میخواهند که جایی غیر از استودیو را به آنها معرفی کند. مدیر برنامه نیز با لبخندی شیطانی آدرس یک عمارت در خارج از شهر را به آنها میدهد. فیلم با این انتقال آغاز نمیشود. مانند بسیاری از آثار ژانر دلهره با یک افتتاحیه مواجه هستیم که در همین عمارت یک قتلعام رخ میدهد. اما کارگردان بههیچعنوان اطلاعات تکمیلی دیگری در اختیار مخاطب قرار نمیدهد. یکی از همین لایههای پنهان آن تعلیق و جامپاسکرهاست. این دو فاکتور متناسب با آثار ژانر دلهره به کار برده شدهاند و نه یک کمدی-اسلشر. مخاطب از ابتدا تا انتها با تکتک آنها دچار هیجان میشود. بیشک این کار خوب مکدانل است که با تدوین خوب توانسته این فاکتورها را در مناسبترین نقاط فیلم جای دهد.
از این فیلم، تدوین خوب آن و باورپذیری کاراکترهای هنرمند آن گفتیم. اما یکی دیگر از ارکان این فیلم که باعث میشود پس از مدتها یک اسلشر قابل قبول ببینیم، جلوههای ویژه و چهرهپردازی آن است. کارگردان سعی دارد این فضا را که در تسخیر شیاطین است با تلفیق رنگهای قرمز، آبی و مشکی مقابل مخاطب قرار دهد. بهعبارتی پالت رنگ مناسب و کانتراست بین نور و سایه باعث میشود سکانسها دیدنیتر و جذابتر شوند.
زمانی که موزیسینهای یک گروه در فیلمی نقشآفرینی میکنند، مگر میشود مخاطب از موسیقی متن فیلم لذت نبرد؟ مکدانل نیز در فیلم خود با استفاده از پژواک صدای آمپلیفایرها، گیتارها، بیس، و درام موسیقی متن فیلم خود را کامل کرده است. هر چند برای یک دنبالکنندهی موسیقی راک شاید آنقدرها در معرض موسیقی قرار نگیریم، اما باید کارگردان را درک کرد که دوست دارد روایت رنگ بیشتری نسبت به موسیقی داسته باشد.
فیلم «استودیو شیطان» یک اسلشر خوب است که پس از مدتها مخاطب علاقهمند به این زیرژانر را دچار رضایت میکند. شاید مخاطب به برخی گرههای روایی در این فیلم ایراد بگیرد و آنها را منطقی نداند، اما در کلیت اثر با یک اسلشر خوب و ساختارمند روبهرو میشود که در پایان از دیدن آن راضی است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.