در مورد مناطق جداییطلب باسک و کاتالان اسپانیا بسیار شنیدهاید. گروه «اتا» یکی از گروههای پرنفوذ دانشجویی سوسیالیست باسکی در دههی ۱۹۵۰ اسپانیا بود. این گروه همگام با روشنفکران و دیگر مردم علیه دیکتاتوری فرانکو در حال مبارزه بودند. اما جدایی روشنفکران و مردم از این گروه پس از حمله به سوپرمارکتی در شهر بارسلون آغاز شد. از آن پس این گروه دیگر یک گروه تروریستی مسلح نام گرفت. از ۱۹۸۳ تا سال ۲۰۱۰ که آتشبس اعلام شد نزدیک به ۸۲۱ ترور موفق انجام دادند و خانوادههای بسیاری را داغدار کردند. هدف آنها بیشتر روشنفکران و مردمی بودند که صلح و آرامش را تبلیغ میکردند. فیلم جدید خانم «ایسیار بولائین» در باب یکی از این ترورهاست که طی آن یکی از روشنفکران و صلحطلبان باسک توسط این گروه ترور شد.
افتتاحیهی فیلم کاملاً خلاصه و با نماهای دستچینشده به روز ترور میپردازد. گروهی سه نفره به کافهای در شهر میروند. از پشت مردی را هدف گلوله قرار میدهند و فرار میکنند. این مرد همسر زنی با نام «ماکسیابل» است. در افتتاحیه مایسابل و دخترش، «ماریا»، را در روز ترور و شنیدن خبر کشته شدن «خوآن» توسط گروه اتا مشاهده میکنیم. پس از افتتاحیه به سال ۲۰۰۴ و روز دادگاه میرویم. مایسابل در دادگاه مقابل این سه نفر در اتاقکی شیشهای قرار گرفته است. اما روایت اصلی فیلم در سال ۲۰۱۰ میگذرد؛ زمانی که بسیاری از افراد گروه اتا که در بند هستند دیگر از این گروه جداییطلب اعلام جدایی کردهاند و سعی دارند از خانوادههای قربانیان طلب بخشش کنند. یکی از آن سه نفر که خوآن را ترور کردند «ایبون» نام دارد. خانم بولائین مایسابل را در برابر ایبون بهتصویر میکشد؛ ترور در برابر بخشش.
این فیلم شاید برای مخاطبی که اطلاعات چندانی در باب مناطق جداییطلب باسک و گروههای خشن آن ندارد کمی گیجکننده باشد. در هر حال مخاطب قبل از چینن آثاری که بهنوعی برگی از تاریخ را مرور میکنند بهتر است مطالعهای اندک داشته باشد. مطالعهی جزئی تاریخ جداییطلبان اتا برای مخاطب این فیلم مهم است چون کارگردان در تلاشی قابل تحسین روایتی زیبا و ملایم و موجز را پیش روی ما قرار میدهد. در این روایت دیگر تبوتاب آثار هیجانانگیز وجود ندارد. در یک سکانس با مایسابل و خانوادهاش و تلاشی که برای برقراری صلح انجام میدهد مواجهیم، و در آن سو ایبون و همبندیهایاش را شاهد هستیم که همهی آن ترورها مقابل رویشان است و میدانند طی ۱۲ سال گذشته عدهای بیمغز بودهاند که بدون تفکر افراد بسیاری را ترور کردهاند.
یکی از ارکان مهم این فیلم انتخاب شاتها در تقابلهای بین کاراکترهاست. کاراکترها در حال دیالوگ هستند اما کارگردان در مناسبترین زمان ممکن از چهرهی یک شخصیت به چهرهی شخصیت مقابل برش میزند تا مخاطب را درگیر احساس هر دو طرف کند. شاید زیباترین تقابل چند نمای بسته از ایبون و ماریا در روز یادبود خوآن باشد؛ همه در حال خواندن سرودی زیبا هستند و کارگردان این زمزمهها را در نگاههای درگیر این دو کاراکتر بهتصویر میکشد. حتی قرار گرفتن دوربین از زاویهدید ماریا کوتاهی قد او نسبت به ایبون را نیز فراموش نمیکند. این درام زیبا را همین نماها ساختهاند و باعث شده باز هم به روایت این کارگردان زن اسپانیایی احترام بگذاریم.
هر دو زبان ایتالیایی و اسپانیایی حاوی سرودهای آزادیبخشی هستند که هر بار تکرار میشوند فضا را زیبا میکنند. در دو سکانس از این فیلم نیز این سرودها زمزمه میشوند و چه خوب روی تصاویر مینشینند. فیلم «مایسابل» روایتی از وحشت، ترور و بخشش است. هر انسانی، حتی کسی که جانی را گرفته، شاید فرصت دوبارهای برای رستگاری طلب کند! روایت خانم بولائین بدون هیچ شعاری و فقط با بهتصویر کشیدن زندگی هر دو طرف ماجرا این درونمایه را به مخاطب انتقال میدهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.