پوستر فیلم چوپان

روایت یک مکافات

چوپان
Shepherd
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«راسل اُوِن» کارگردان جوان بریتانیایی است که در مسیر ژانر دلهره گام بر داشته است. او در فیلم سال ۲۰۱۹ خود با نام «بیماران نقطه‌ی صفر» همانند «جزیره‌ی شاتر» مارتین اسکورسیزی به درون جزیره‌ای دورافتاده رفته بود. او در این فیلم سعی داشت با محدودیت لوکیشنی و منزوی بودن جزیره مخاطب را وارد تعلیقی دهشتناک کند. فیلم اول بسیار شلوغ بود و به‌نوعی همان دلهره‌های کلیشه به‌نظر می‌رسید. حال او باز هم لوکیشن محدود جزیره را رها نکرده و قصد دارد روایت بعدی و جدید خود را در همین لوکیشن به‌تصویر بکشد.
اُوِن این‌بار و برخلاف فیلم اول از تعداد کاراکترها کاسته و قصد دارد با یک شخصیت فیلم را پیش ببرد. «اریک»، که گویا به‌تازگی همسر باردارش را در یک تصادف از دست داده، دچار از هم پاشیدگی روانی شده است. گویی او در ذهن خود هنوز به همسرش مشکوک است. زمانی که نزد مادر می‌رود و بعد از دیالوگی کوتاه بین این دو به این نتیجه می‌رسیم که ظاهراً این زن مشکلی داشته است. حتی مادر نیز از اریک دلخور است که چرا به‌خاطر این زن خانواده را رها کرده است. در هر حال اریک نیاز دارد تا از آن محیط خود را دور کند. ذکاوت اُوِن در اینجا مشخص می‌شود که در یک بزنگاه آگهی استخدام چوپان را در روزنامه مقابل اریک قرار می‌دهد. در ژانر دلهره اگر بتوانید آنِ فیلم را که به انتخاب کاراکتر بستگی دارد در تصادفی‌ترین حالت ممکن نشان دهید، مطمئن باشید فیلم شما اثر خوبی از کار در خواهد آمد. مشکل اساسی بسیاری از آثار ژانر دلهره در این انتخاب‌هاست. مخاطب در این آثار گویی می‌داند که کاراکتر چه مسیری را انتخاب می‌کند. اما اُوِن در فیلم خود نشان می‌دهد که می‌توان در همین انتخاب تصادفی و ساده نیز تعلیق به‌وجود آورد.
اریک در نهایت پا به این جزیره‌ی مرموز می‌گذارد. از همان ابتدای ورود او به جزیره با کدهایی روبه‌رو هستیم که نشان از مرموز بودن این جزیره دارند. اما اریک می‌خواهد برای مدتی رها شود. او نه به ترس می‌اندیشد و نه حتی توان این را دارد که در برابر اتفاقی مرموز شگفت‌زده شود. اُوِن در فیلم خود سعی دارد این جزیره را تبدیل به برزخ اریک کند. گویی این جزیره آینه‌ی آن عملی است که اریک پنهان کرده است. او باید اعتراف کند. کارگردان روند این اعتراف‌گیری را در پرده‌ی دوم فیلم خود به‌خوبی به‌تصویر می‌کشد. فضای مه‌آلود و خاکستری جزیره نیز نیازی به هیچ روتوش ندارد و درون خود آن تعلیق و دلهره را به‌همراه دارد.
فیلم «چوپان» در کنار اینکه یک اثر در سینمای دلهره است، به‌نوعی روایت‌گر آن انباشته‌های پنهان در ذهن انسان نیز هست. همان انباشته‌هایی که هنگام تنهایی بر سر ما خراب می‌شوند و یک‌به‌یک ما را در بر می‌گیرند. شاید نیاز است گاهی خودمان را برای خودمان خالی کنیم. در این میان نیازی به هیچ واسطه‌ای نیست. کاراکتر اریک نیز احتیاج به این تنهایی دهشتناک داشت تا بتواند در برابر آن گناه نابخشودنی قرار بگیرد. اُوِن در فیلم خود بازی بسیار ساده و ظریفی با نور و سایه کرده است. کلبه‌ای در دل یک جزیره و یک فانوس دریایی و صدایی دهشتناک که هر از گاهی شنیده می‌شود. کارگردان آن‌قدر روی جلوه‌های صدا وسواس به‌خرج داده که مخاطب حتی در بیرون از قاب نیز منتظر یک رخداد نابه‌هنگام است. بالا و پائین رفتن‌های اریک از پله‌های چوبی و صدای چوبی که زیر کفش‌های او شنیده می‌شوند هم در نهایت تبدیل به دهشتی عذاب‌آور برای او خواهند شد؛ عذابی که مکافات عمل گذشته‌ی اوست!

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟