پوستر فیلم من

در جست‌و‌جوی «من»

من
I
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

خانواده غیر از اینکه گذشته‌ی یک فرد را می‌سازد و دائم در خاطرات خود اعضای آن را مرور می‌کند، هویت فردی او یعنی همان «من» را نیز پایه‌گذاری می‌کند. بسیارند افرادی که بدون حضور خانواده و در یتیم‌خانه‌ها دوران کودکی و نوجوانی را طی می‌کنند و پس از اینکه وارد جامعه شدند به‌مرور این خلأ عاطفی و نقش پررنگ خانواده را درون خود حس می‌کنند. فیلم جدید سینمای کره‌ی جنوبی از یک کارگردان فیلم اولی، «کیم هیونتاک»، قصد دارد از زاویه‌دیدِ یک دختر جوان با چنین پیش‌زمینه‌ای به درون جامعه برود.
فیلم با زندگی مجردی و مشکلات «آه-یونگ» آغاز می‌شود. او به‌اتفاق چند جوان دیگر از یتیم‌خانه جدا شده‌اند و دولت نیز هر ماه مبلغی را به‌عنوان یارانه به آن‌ها می‌دهد. اما این مبلغ تا زمانی است که آن‌ها درآمد ماهانه‌اشان از مبلغی بالاتر نرود. آه-یونگ در حال تحصیل است و یک شغل پاره‌وقت نیز دارد. اما همین درآمد ماهیانه باعث شده یارانه‌ی او قطع شود. در نهایت باید شغلی را بیابد که کارفرما به او پول نقد بدهد. کارگردان سعی دارد در پرده‌ی اول از زاویه‌دید آه-یونگ رخدادها را دنبال کند. او کاملاً مستقل است، آستانه‌ی تحمل‌اش بالاست، آرام است و سعی دارد بدون هیچ تعجیلی کار خود را پیش ببرد. آه-یونگ فقدان خانواده را در گذشته‌ی خود احساس می‌کند. حال او قرار است از نوزاد زنی مراقبت کند که شب‌ها در یک استریپ‌کلاب مشغول به کار است. کارگردان با این انتخاب مجموعه‌ای از تناقض‌ها را وارد زندگی کاراکتر خود می‌کند. آه-یونگ حال نیمی از روز را باید مراقب نوزادی باشد که باتوجه به شغل مادر و بی‌تفاوتی او سرنوشتی جز گذشته‌ی خودش نداشته باشد. چهره‌ی بهت‌آور آه‌-یونگ در مواجهه با این پیشامد و تلاش او برای سامان دادن به اوضاع باعث پایین آمدن آستانه‌ی تحمل او در دیگر جوانب زندگی‌اش می‌شود.
این فیلم به‌جز پرده‌ی آخر یک درام کامل در باب دختری جوان است که سعی دارد «من» خود را بسازد. دیالوگ‌های آه-یونگ، واکنش‌های او به رخدادهای پیرامون و تعلل او قبل از پاسخ به پرسش‌های دیگران کاملاً هماهنگ با ضربآهنگ فیلم است. کارگردان بیشتر فیلم را با استفاده از دوربین روی دست فیلم‌برداری کرده تا هویت درام حفظ شود. کاراکتر آه-یونگ بی‌شک یکی از پرداخت‌شده‌ترین کاراکترهای جوان سینماست. ذهن این کاراکتر مملو از نمی‌دانم‌های بسیاری است اما بدون پرسش سعی دارد باتوجه به رخدادها پاسخی برای هر کدام از آن‌ها پیدا کند. اما پرده‌ی سوم این درام زیبا را منفجر می‌کند. کارگردان گویی تمام شخصیت‌پردازی‌های پرده‌های اول و دوم را فراموش می‌کند و دوست دارد اثر خود را شبیه یک ملودرام جلوه دهد. او با این کار و رخدادهایی که در پرده‌ی سوم رقم می‌زند مخاطب را ناامید می‌کند. شاید باید به او متذکر شد که نیازی نیست همه‌چیز مانند سینمای بدنه در پرده‌ی آخر ختم‌به‌خیر شود. آه-یونگ و رابطه‌اش با دنیای پیرامون می‌توانست مانند بسیاری دیگر از جوان‌های دنیای واقعی ادامه پیدا کند. نیازی به ساختن قهرمان داستانی نبود. گاه یک کاراکتر معمولی در زندگی فردی خود می‌تواند قهرمان شود. آه-یونگ این داستان در جست‌و‌جوی «من» مبهم در زندگی‌اش بود و روایت هم باید به این پرسشگری پاسخ می‌داد. اما چنین نشد و در نهایت پایان این اثر تبدیل به یک درام ملو و رنگی شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟