مخاطب ژانر دلهره یکی از کمتوقعترین مخاطبان سینما است. اگر یک کارگردان در این گونهی سینمایی بر اساس همان کلیشههای رایج خوب عمل کند، بهراحتی میتواند مخاطب دلهره را بهسوی خود جذب نماید. اما برخی کارگردانها برای گسترده کردن دامنهی مخاطبان خود از همان فرمول معروف مارول و دیسی در معادلهی خشونت استفاده میکنند. حالوروز فیلم جدید خانم «ایریس شیم» نیز چیزی جدای از این تعریف نیست.
فیلم مادر درونمایهاش کرهای است، اما در خاک ایالات متحده و با همان لحن آمریکایی تصویر میشود. «آماندا» سالها پیش بههمراه پدر و مادر خود از کرهی جنوبی به ایالات متحده مهاجرت کرده است. اما بهسبب فروپاشی احساسی مادر و رنج و عذابی که تحمل میکرده، بهناگاه تصمیم به فرار از خانه میگیرد. حال او صاحب یک دختر با نام «کریس» است. این مادر و دختر در جایی بیرون از شهر به زنبورداری مشغول هستند. گویا آماندا به تمام وسایل الکتریکی حساس است. بههمین دلیل آنها از هیچ چیزی که نشان از تکنولوژی داشته باشد بهرهای نبردهاند.
خانم شیم در اثر خود نه تلاشی برای ارائهی درونمایهای جدید در سینمای دلهره کرده و نه قصد داشته اثری متفاوت بسازد. تنها چیزی که در ذهن او میگذشته دیده شدن اثرش توسط مخاطبان بسیار بوده است. اما او این کار را با نزول اثر خود به یک کودکانه انجام داده است. اگر این کارگردان از این پیرنگ میتوانست یک ملودرام مادر و دختری معمول بسازد، شاید این فیلم قابل تحملتر میشد. در هر حال کارگردان تصمیم گرفته با بهره گرفتن از مقداری مفاهیم روانکاوانه و مقداری کلیشههای دلهره و رازآلود فیلم خود را بسازد.
فیلم «مادر» دارای چند وجه است؛ مادری که از خانوادهای مهاجر است، فرزندی که به اجبار مادر از رابطه با دیگران منع شده است، زندگی در انزوای این دو نفر، گذشتهی مادر که در یک انباری پنهان شده است و در نهایت آثار کودکی که همچنان در چهرهی مادر هویداست. بدترین و نابهجاترین انتخاب برای کاراکتر «اماندا» خانم «ساندارا اُه» بوده است. این بازیگر که او را بیشتر به نقشآفرینی در آثار کمدی میشناسیم هیچ پیشزمینهای برای پذیرفتن یک نقش در ژانر دلهره را نداشته است. این ناهمگونی را میتوان در چهرهی او دید که سعی دارد با غلو کردن میمیک چهره اضطراب درونی و همیشگی کاراکتر را نشان دهد. این بازیگر قادر به پذیرش این نقش نبوده است. این اشکال هم متوجه کارگردان است و بس؛ کسی که آنچنان قدرت بازیگردانی نداشته و کاراکتر اصلی خود را به بازیگری سپرده که برای ایفای چنین نقشی در جهتی عکس عمل میکند.
«مادر» یک اثر کاملاً ضعیف در ژانر دلهره است که حتی مخاطبان عام این گونهی سینمایی را نیز نمیتواند راضی نگه دارد. کارگردان نابلد این اثر همهی سعی خود را در استفاده از تکنیکهای رایج این ژانر سینمایی کرده است. اما خروجی این بازی تکنیکی همین اثر ضعیف و بی سر و ته است. خانم شیم باید بداند که استفاده از سنتهای یک کشور در بستری دیگر نیاز به خوانش دقیق و صحیح از آن سنت دارد. اینکه او بخواهد با چند خط دیالوگ، مراسم محلی و چند وسیله رازآلودگی آن سنت و گذشتهی پنهان کاراکتر خود را نشان دهد، جز شکست پایانی ندارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.