پوستر فیلم آرزوهای بر باد رفته

آنجا آرامش ابدی هم قیمت داشت

آرزوهای بر باد رفته
Lost Illusions
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«انوره دو بالزاک» در رمان «آزوهای بر باد رفته»ی خود شرح حالی منتقدانه از حال و روز نشریات پاریس در قرن ۱۹ فرانسه را ارائه می‌دهد. قهرمان داستان او جوانی خیال‌پرداز با نام «لوسین» است که برای کشف دنیای بزرگ‌تر از شهر کوچک خود به پاریس مهاجرت می‌کند. بالزاک در اثرش با زبانی تند و با همان شخصیت‌پردازی‌های مختص به خود همه‌ی طرف‌های درگیر در فساد نشریات فرانسه را زیر سوال می‌برد. «زاویر جیانولی»‌ در جدیدترین اثر خود دست به اقتباسی از این شاهکار ادبی زده است.
زمانی که یک فیلم‌ساز تصمیم می‌گیرد به‌سراغ نویسنده‌ای چون بالزاک برود از همان ابتدا باید تصمیم خود را بگیرد. رمان بالزاک مملو از کاراکتر است و هر علاقه‌مندی به ادبیات می‌داند که هنگام خواندن رمان‌های او بهتر است دفترچه‌ی یادداشتی برای به‌یاد سپردن نام‌ها و محل‌ها تهیه کند. جیانولی برای سینمایی کردن این اقتباس کاراکترهای مهم و تأثیرگذار را حفظ کرده، کاراکتر راوی را برای نشان دادن گذر زمان و اتفاقات روی تصاویر اضافه کرده و در نهایت ضربآهنگ اثر خود را سریع کرده است. بی‌شک به هر مخاطب سینمایی توصیه می‌کنم که اثر زیبای بالزاک را قبل از تماشای این فیلم مطالعه کند. بالزاک زندگی لوسین را در انتهای رمان رها نمی‌کند و در رمان دیگری با نام «فراز و نشیب زندگی بدکاران» قصه‌ی زندگی کاراکتر خود را ادامه می‌دهد.
همان‌طور که در بالا اشاره کردم، بالزاک یکی از منتقدان سرسخت نشریات فرانسوی آن زمان بود؛‌ نشریاتی که نقدهای ادبی خود را می‌فروختند و یک اجرای تئاتر، موسیقی یا رمانی را به اوج می‌رساندند یا با خاک یکسان می‌کردند. بالزاک حتی اثری را با نام «رساله‌ای در باب نشریات فرانسوی» چاپ کرد که در آن نوک پیکان تیز انتقاد خود را به‌سمت این فساد سیستماتیک نشانه گرفته بود. جیانولی نیز در اثر خود کاملاً به این نگاه منتقدانه‌ی بالزاک ادای دین کرده است. او لوسین را در تمام طبقات اجتماعی می‌چرخاند و از زبان راوی اوج و فرود این کاراکتر را به‌تصویر می‌کشد. دوربین جیانولی آن‌قدر در این اثر بی‌پرده است که مخاطب پس از ۱۵ دقیقه‌ی ابتدایی گویی در فضای آن روزهای پاریس قرار می‌گیرد. درست است که فیلم بیش از ۲ ساعت است، اما این نکته را از ذهن‌تان دور نکنید که کارگردان در حال اقتباس از بالزاک است. پس باید گفت که فیلم آقای جیانولی یکی از موجزترین آثار سینمای اقتباسی است. در این فیلم مخاطب با انبوهی از کارکترها مواجه است، اما حتی به‌اندازه‌ی ثانیه‌ای ذهن‌اش پریشان نمی‌شود. کارگردان سعی کرده کاراکتر لوسین را محور تمام اتفاقات قرار دهد و شرح ماجرا را به‌دست راوی بسپارد. او در فیلم نقطه‌به‌نقطه حرکت می‌کند به‌گونه‌ای که مخاطب در میانه‌ی فیلم به صدای راوی اعتیاد پیدا می‌کند تا او را از نقطه‌ی «د»‌به نقطه‌ی «ذ»‌ برساند. این همگنی بین راوی و گذر زمان در فیلم یکی از نقاط قوت این اثر اقتباسی است.
زمانی که کارنامه‌ی فیلم‌سازی جیانولی را مرور می‌کنیم به این نتیجه می‌رسیم که انتخاب این اثر به‌نوعی جمع شدن کاراکترهای آثار قبلی او در یک قاب بوده است. او در فیلم‌های قبلی خود همه‌ی کاراکترهای این اثر، از لوسین تا ناتان، را به‌عنوان کاراکترهای اصلی و مرکزی در قالب روایت‌های عاشقانه، هیجان‌انگیز و درام به‌تصویر کشیده است. حال چه چیزی بهتر از رمان بالزاک که تمام این کاراکترها را یک‌جا در خود دارد؛ روایتی که از عشق می‌گوید، خیال‌بافی یک جوان بلندپرواز را به‌تصویر می‌کشد، ناامیدی را در برابر فروختن روح آزاد نشان می‌دهد و در نهایت دوباره یأس و این‌بار رهایی را حسن ختام کار خود قرار می‌دهد. رمان بالزاک هر آنچه را که در زندگی به‌عنوان تجربه‌ی زیسته یا شنیده وجود دارد بیان می‌کند. در فیلم آقای جیانولی نیز گویی بی‌پرده این رخدادهای تلخ و شیرین ما را در بر می‌گیرند. شاید این فیلم را باید به مخاطب ایرانی بیشتر توصیه کرد، زیرا هر آنچه در این قاب‌ها می‌بیند به‌نوعی در جامعه‌ی بیرون در حال رخ دادن است؛ منتقدانی که برای پیاله‌ای بیشتر قلم خود را به سویی دیگر می‌چرخانند، هنرمندانی که بیشتر به جلب نظر توجه دارند تا خلق یک اثر و در نهایت مخاطبانی که بی‌خبر از همه‌جا این سلبریتی‌هایی را که دیگران همچون مترسک سر پا نگه‌شان داشته‌اند می‌پرستند و حتی حلقه‌های طرفداری نیز برای این پاپت‌ها تشکیل می‌دهند. مرثیه‌ای که زیر سطح آن هستند استعدادهایی چون لوسین که بیشتر و بیشتر لگدمال می‌شوند و در ته باتلاق فساد و رانت دیگر نفسی برای‌شان باقی نمی‌ماند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟