پوستر فیلم حباب

هجو نیمه‌کاره‌ی مناسبات هالیوود

حباب
The Bubble
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

در زمان همه‌گیری کووید-۱۹ و شرایط قرنطینه مسابقات ورزشی، از فوتبال تا بسکتبال حرفه‌ای آمریکا، در شرایطی با نام حباب برگزار شدند. منظور از حباب شرایطی است که یک شهر میزبان تیم‌ها می‌شد و با رعایت تمام اصول قرنطینه مسابقات به‌صورت متمرکز برگزار می‌شدند. «جاد آپاتو» در فیلم جدید خود با نام «حباب» سعی کرده پشت صحنه‌ی آثار بلاک‌باستری و جریان اصلی سینمای هالیوود را از نگاه خود هجو کند.
بازیگران یک فرنچایز علمی-تخیلی با نام «درندگان صخره» از طرف استودیو گرد هم جمع می‌شوند تا در شرایط همه‌گیری بیماری کووید-۱۹ قسمت ششم آن را بسازند. آپاتو از همان ابتدا سعی دارد مناسبات بین بازیگران و دیگر عوامل صحنه را با زبانی طنز نقد کند. به نوعی شاهد انبوهی کاراکتر هستیم که در یک عمارت قرار است یک اثر پرهزینه را بسازند. کارگردان در طی اثر سعی می‌کند کاملاً ملو و نرم از برخی صحنه‌های معروف آثار هالیوودی، داستان‌های عامه‌پسند تا پارک ژوراسیک، استفاده کند. گویا یکی از نقدهایی که کارگردان سعی دارد بیش از بقیه به مخاطب نشان دهد استفاده از اینفلوئنسرهای شبکه‌های مجازی مانند تیک‌تاک در سینمای چند سال گذشته‌ی هالیوود است. او از سویی دیگر سرمایه‌گذاری‌های آثار پرهزینه‌ی هالیوودی را به سرمایه‌داران چینی هم مربوط می‌کند. به‌همین سبب است که در فیلم به‌جای اینستاگرام از تیک‌تاک استفاده می‌کند.
هجویه‌ی آپاتو اما در همان سطح ملو باقی می‌ماند و فیلم او در مدت زمان بیش از دو ساعت خود مدام از عمیق شدن پرهیز می‌کند. همان‌طور که ضربآهنگ اثر سریع است، میزان پرداخت به موضوعاتی که پیش می‌کشد نیز در همان سطح باقی می‌ماند. در اینجاست که از اطلاق صفت ابزورد به این کمدی-فکاهی خودداری می‌کنیم. در کمدی‌های ابزورد معمولاً یک خط روایی پررنگ وجود دارد که کل رخدادها و پیرنگ‌های فرعی فیلم بر اساس آن شکل می‌گیرند. در این نوع کمدی‌ها با سیاهی مطلق روبه‌رو هستیم و نقدی نیز به بخشی از جامعه و مناسبات آن وجود دارد. اما در کمدی آقای آپاتو صرفاً با یک کمدی هالیوودی و سرگرم‌کننده روبه‌رو هستیم. تفاوت را می‌توان با دیدن اثر قبلی او کاملاً احساس کرد. آپاتو در فیلم «سلطان استتن آیلند» نیز یک کمدی را روی پرده برده بود. او در این کمدی خلوت و کاملاً گیرا به‌خوبی روابط خانوادگی و پیرامونی یک جوان را به چالش می‌کشید. اما در فیلم «حباب» با چنین چالشی مواجه نیستیم. هر کدام از کاراکترها در قاب او وظیفه دارند یک سکانس را به پایان برسانند تا نوبت به کاراکتر بعدی برسد و در این میان تنها اتفاقی که رخ نمی‌دهد کنش‌ و ‌واکنش دراماتیک است. حتی نقاط عطف فیلم که منجر به دگرگونی کاراکترها می‌شوند نیز آن‌قدر کم‌مایه هستند که تغییر رویه‌ی فیلم پس از آن‌ها حس نمی‌شود. در نهایت پرده‌ی آخر فیلم را شاهد هستیم که به‌نوعی قرار است به مخاطب چنین القا کند که همه‌ی این بازی‌ها بیش از یک شوخی بامزه نبوده است. اما دیگر کمتر مخاطبی‌ست که چنین روایت‌هایی را برای تلطیف شرایط پشت‌صحنه‌ی این نوع آثار بپذیرد. در هر حال با اثری سرگرم‌کننده و در عین‌حال دروغ‌گو طرف هستیم که کارگردان‌اش قصد دارد حرف بزند و هم‌زمان با رقص تیک‌تاکی از کنار آن بگذرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟