من هم میتوانم
«مارتا» دختری نوجوان، پر از شور و شر زندگی و تخیلات فراوان به همراه پدر، خواهر و برادر کوچکتر از خود با گاریای کوچک سفر میکنند. آنها به همراه دیگر کولیان سفری را آغاز کردهاند تا به مکانی بهتر و جایی که همه از آن به بهشتی نو نام میبرند، برسند. مارتا اما به خاطر همین شر و شور و انرژی خود و تفاوتاش با دیگر دختران مدام توسط پسران، به ویژه پسر رئیس کاروان، مورد تمسخر واقع میشود، اما آسیب ناگهانی پدر و در ادامه ورود یک گروهبان به کاروان همهچیز را برای او تغییر میدهد.
«مارتا جین کانری» معروف به «مارتا کالامیتی»، «Calamity» در لغت به معنای فاجعه است، یکی از جنجالیترین و ماجراجوترین زنان غرب قدیم، زنی مرزی و پیشاهنگ بود که به دلیل شهامت بالا و رفتارهای متفاوتاش با دیگر زنان شناخته میشد. از او به عنوان یکی از پیشگامان زنان امروزی بسیار یاد میشود. او که با یادگیری سوارکاری، ماهیگیری و تیراندازی گاوچرانی خبره شده بود توانست نشان دهد زنان نیز اگر بستری در برابرشان قرار بگیرد میتوانند نه تنها مانند مردان که بسیار بهتر از آنها عمل کنند و در انجام هیچ کاری ترسی نداشته باشند. انیمیشن «کالامیتی، کودکی مارتا جین کانری» نیز با اقتباس روایت خود از زندگی این شخصیت سعی دارد دختری نوجوان را به تصویر درآورد که برای گرفتن حق خود تلاش میکند.
انیمیشن «کالامیتی، کودکی مارتا جین کانری» در روایتی ماجراجویانه اما کاملاً قابلپیشبینی سعی دارد به سادهترین حق دختران و زنان و برابری حق آنها با مردان بپردازد. اما واقعیت آن است که این روایت عمق چندانی ندارد و شخصیتهای آن به جز مارتا پرداخت درستی نمیشوند. نه پسر رئیس کاروان و نه خود رئیس پرداخت درستی نمیشوند و داستان به سرعت از کنار آنها و احساساتشان میگذرد. چنانکه در ادامه پسری که در مسیر مارتا قرار میگیرد و زنی که معدن طلایی دارد بدون هیچ تعریفی وارد مسیر مارتا شده و سپس از آن خارج میشوند. ما نه میدانیم آن زن چرا باید علیرغم محدودیتهای زیاد آن زمان معدنی داشته باشد و نه میدانیم آن پسر چرا تکوتنها در میان جنگل سفر میکند. عدم پرداخت درست به شخصیتها باعث شده قهرمان بودن مارتا نیز تحتالشعاع قرار بگیرد و مصنوعی دیده شود.
این انیمیشن از همان تصویر ابتدایی به راحتی توجه بیننده را به خود جلب میکند. جاهطلبی سازندهی انیمیشن برای نمایش داستان خود به شکلی نو و جدید از روی پوستر و رنگها و سایههای به کار رفته در آن نیز قابل مشاهده است. سبک و گرافیک به کار رفته در تصاویر انیمیشن «کالامیتی، کودکی مارتا جین کانری» با رنگهای یکدست و بدون خطوط قابلتفکیک ما را یاد سبک امپرسیونیسم میاندازد. در این نوع نقاشیها سوژهی اصلی همیشه در مرکز و در فضایی باز و طبیعتی بکر نشان داده میشود. این انیمیشن نیز با نشان دادن مارتا در مرکز تصویر و بازی با رنگهای مشابه و پر از سایه بیننده را متوجه این شخصیت میکند و باعث میشود بیش از آنکه محیط پیرامونی جذابیت تصویر باشد، این شخصیت مهم دیده شود. در این میان اما همانقدر که این سایههای زیاد و رنگهای مشابه میتوانند در دید عدهای جذابیت و خلاقیت تصاویر باشند میتوانند در دید عدهای دیگر ایرادی بزرگ محسوب شوند، زیرا همین سایههای زیاد باعث میشوند کسانی که از عینک استفاده میکنند نتوانند به خوبی تصاویر را از هم تشخیص دهند و بعد از مدتی تصاویر برایشان آزاردهنده و غیرقابل دیدن باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.