پوستر فیلم پا پس نمی‌کشم

روایتی ساده و قابل احترام از رنجی که یک زن می‌برد

پا پس نمی‌کشم
I don't fire myself
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سال‌هاست که پس از جان گرفتن جنبش فمینیسم دائم از دنیایی که مناسبات آن مردسالارانه است می‌شنویم. اما این جنبش و تمام فعالیت‌هایی که طی این سال‌ها تحت آن صورت گرفته باز هم نتوانسته خدشه‌ای به این مناسبات وارد کند. شاید عده‌ای بر این باور باشند که اکنون زن‌ها بیش از قرن‌های گذشته می‌توانند در جامعه ابراز وجود کنند و تأثیرگذار باشند. اما در کنار این تفسیر‌ها به‌ناگاه خبرهایی به بیرون درز می‌کند که یک تهیه‌کننده‌ی مشهور هالیوودی طی دهه‌ها از بازیگران جوان زن سوء‌استفاده می‌کرده یا در هند هر ۵ دقیقه یک دختر مورد تجاوز قرار می‌گیرد یا در جایی دیگر پدری دختر خود را با داس سلاخی می‌کند. این خبرها را هر روز می‌شنویم و هر ثانیه به این فکر می‌کنیم که مگر نمی‌گویند در اوج تمدن بشری زیست می‌کنیم؟ پس چرا چنین فجایعی صورت می‌گیرند که نقش اصلی آن را مردان و قربانیان‌اش را زنان تشکیل می‌دهند؟‌ سینما به‌نوبه‌ی خود طی سال‌ها و دهه‌ها تلاش کرده از طریق آثار سینمایی با این بحران انسانی در زیر لایه‌های متمدنانه رو‌به‌رو شود. گاه از طریق لنزهای رنگی هالیوودی و به‌به‌و چه‌چه‌کردن‌های سلبریتی‌ها روی استیج اسکار و گاه از طریق لنز سینماگرانی به درون این وقایع می‌رود که در آثار خود به‌دنبال ارائه‌ی راه‌حل نیستند و فقط روایتی از یک زن در گوشه‌ای از دنیا را به‌تصویر می‌کشند.
«جونگ-یون» از دفتر مرکزی یک شرکت پیمانکار تعمیر خطوط برق به شهرستانی کوچک منتقل شده است. خود را به دفتر کارگاهی که باید در آنجا مشغول‌به‌کار شود معرفی می‌کند. از همان ابتدا مدیر کارگاه با تعجب می‌پرسد که چرا باید یک زن در این جا که همه‌ی عملیات میدانی است منتقل شود؟‌ جونگ یون هم نمی‌داند چه پاسخی بدهد و فقط عنوان می‌کند که یک سال به‌عناون مأموریت باید در اینجا مشغول باشد. این کارگاه شامل چهار نفر است که هر روز برای تعمیر و نگهداری از دکل‌های برق به خارج شهر می‌روند.
کارگردان فیلم را بدون موسیقی و کانتراست رنگی آغاز می‌کند. هر چه می‌بینیم سرگردانی کاراکتر زن و گهگاه فلش‌بک‌هایی از گذشته است. او به‌سبک کارگردان‌های حوزه‌ی اسکاندیناوی آن‌قدر روتین زندگی کاراکتر خود را در این مکان جدید تکرار می‌کند که مخاطب پس از دقیقه‌ی ۱۰ سکوت او و آزاری که به‌لحاظ روحی متحمل می‌شود را درک می‌کند. کارگردان در پس زندگی کاراکتر خود به مقوله‌ی اشتغال زنان و برخورد با آن‌ها در محل کار نیز اشاره دارد؛‌ اینکه این کاراکتر چگونه با جان کندن توانسته در آزمون استخدامی قبول شود و حال برای ادامه‌ی زندگی تن به این ذلت و تحقیر داده است. گویی فیلم در حال پروراندن عصیانی درون این کاراکتر است که مخاطب هم از همان ابتدا انتظارش را می‌کشد. اما فرم روایت او آن‌گونه که مخاطب انتظار دارد پر سر و صدا و متوسل شدن به ملودرام و هیجان کاذب نیست. جونگ یون تصویری واقعی از یک زن طبقه‌ی متوسط است و سعی دارد هر طور که شده خود را در برابر هجمه‌ها نگاه دارد. این فیلم داستان پا پس نکشیدن یک زن معمولی در جامعه‌ای مملو از بی عدالتی‌های اجتماعی است. او دست به انقلاب نمی‌زند، اما با همین دستان خالی خود را همچون «دنیل بلیک» عصیانگری در جست‌و‌جوی عدالت معرفی می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟