شاید هیچ کارگردانی بهاندازهی «رولاند امریش» زمین را تا مرز نابودی نکشانده است. او در آثاری که طی ۳ دهه ساخته است مدام با دستآویز قرار دادن ژانر علمیتخیلی به هر نحوی که توانسته زمین را تا مرز نابودی برده و سپس توسط یک تیم شجاع آن را نجات داده است. رولاند امریش در بهترین حالت یک علمیتخیلیساز بسیار آسانگیر در کار خود است و همیشه سعی دارد در آثار خود تا آن نقطهی آخر نابودی پیشروی کند و مخاطب را با انواعواقسام جلوههای ویژه سرگرم کند. حال او در جدیدترین اثر خود دیگر خجالت را کناری گذاشته و گویی زمین را فقط در یک استودیو به هرج و مرج میکشد.
ماه بهناگهان از مدار خود خارج میشود و این موضوع را برای اولین بار یک علاقهمند به حوزهی نجوم کشف میکند. این موضوع کمکم رسانهای میشود و حال در جایی که همه ناامید شدهاند، یک گروه سوار بر شاتل فضایی میشوند و بهسوی ماه حرکت میکنند. علاقهمندان به حوزهی نجوم را باید از دیدن این اثر منع کرد زیرا در سرتاسر آن دچار یأس و سرخوردگی میشوند؛ یأس از این جهت که یک کارگردان چگونه میتواند اینقدر سهل و بدون هیچ تحقیق دست به ساخت چنین اثری بزند. امریش فضا را همچون فیلم «به بالا نگاه نکن» ایجاد کرده است. اما پیرنگ او یک تفاوت عمده دارد. «آدام مککی» در فیلم خود انتزاعی از برخورد یک شهابسنگ به زمین را ایجاد میکند. پرفسوری بههمراه دانشجوی خود در یک دانشگاه این قضیه را متوجه میشوند و حال زمین تا قبل از رسیدن این شهابسنگ و آن برخورد نهایی دچار فروپاشی اخلاقی، اقتصادی و اجتماعی میشود. مککی در اثر خود همهچیز را محدود به زمین و روابط انسانها کرده بود و بهنوعی سعی داشت اصل پروپاگاندای سیاسی و اجتماعی را از طریق شبکههای اجتماعی مورد نقد قرار دهد. اما امریش سعی کرده هر دو هندوانه را در دست بگیرد؛ هم مقولهی سرگرمی و اتفاقات عجیبوغریب سقوط ماه را بهتصویر بکشد و هم آن هرجومرج زمینی را نشان دهد. باید گفت که او در هر دو مقوله شکست خورده است.
امریش در فیلم خود از سه اثر بهره برده است؛ «بیگانه»، «جاذبه» و «میانستارهای». بهنوعی کارگردان از هر سه اثر و نقاط عطف آنها استفاده کرده، اما روایتی مستقل را ندارد. شاید انتظار ما از امریش بالاست. اگر به فیلمشناسی او رجوع کنیم متوجه خواهیم شد که این کارگردان هم «سرباز جهانی» را ساخته و هم فرنچایز «روز استقلال» را روی پرده برده است. بالطبع از چنین کارگردانی با چنین کارنامهی درخشانی نباید انتظار داشت که حتی یک بلاکباستر در حد «بیگانه»، «جاذبه» یا «میانستارهای» روی پرده ببرد. امریش در دنیای خود زندگی میکند و این دنیا مملو از همین سادهنگریستنها به سینمای سرگرمی است و در آن او دیگر مجبور نیست برای ساخت یک اثر علمی-تخیلی چندان زحمت تحقیق و پژوهش در پیشتولید را به خود بدهد. در دنیای او همهچیز بدون منطق روایی میتواند رخ دهد. احتمالاً او در همین دنیا باقی بماند و نباید انتظار بیشازحد از او داشت که شاید در آیندهای نزدیک یا دور اثری دچار منطق روی پرده ببرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.