⚠️تماشای این فیلم به افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمیشود.
«دنیل» پلیسی جوان است که با برادر و پدرش در یک مرکز پلیس کار میکنند. دنیل اما پلیس بودن برایاش کفایت نمیکند، او در آرزوی کارآگاه شدن است، به همین دلیل زمانی که در یک مأموریت میتواند با دو برادر دوقلوی خلافکار دوست شود، از این فرصت بهترین بهره را برده تا امپراطوری خود را بسازد. او با همکاری این دو برادر سعی میکند خلافکاران را به دام بیندازد، اما زمان همهچیز را به شکل دیگری تغییر میدهد.
سینمادوستان و طرفداران دنیای هیجانانگیز آن حتماً فیلمهایی مانند «صورتزخمی»(۱۹۸۳) و «گرگ والاستریت»(۲۰۱۳) را دیدهاند. فیلمهایی که اگرچه در ژانر موردنظر خود با هم متفاوتاند، یعنی یکی در ژانر جنایی و دیگری در کمدی و درام قرار دارند، اما هر دو به گونههایی متفاوت به نشان دادن نزول رفتارهای اخلاقی و سقوط آدمی میپردازند. در این دو فیلم افراد با غرق شدن در ثروت به قدرت دست مییابند و در نهایت همین دو المان هم آنها را میبلعند. در این فیلمها افرادی باهوش و با استعداد رفتهرفته قدرتطلب و حریص میشوند و همهچیز را از بین میبرند. فیلم «آخر خط» هم در داستانی اکشن و ابزورد تلاش میکند روی دیگر سقوط آدمی را نشان دهد.
فیلم «آخر خط» روایت پلیسی است که در ابتدا برای ایستادن در برابر خلافکاران و برترین پلیس شدن تلاش میکند، داستانی که برگرفته از روایتهایی واقعی است، اما کمی بعد خودش هم در این جریانِ قدرت و ثروت گرفتار میشود. این فیلم از همان ابتدا با ضربآهنگی سریع کار خود را شروع میکند. همهچیز به سرعت پیش میرود و ما همواره در حال دیدن اتفاقی جدید هستیم که رخ میدهد. داستان دنیل از زمانی که جنین است آغاز میشود و مسیر بزرگشدناش نیز با همین تمپوی بالا فضای داستان را برایمان معنا میکند. زمانی که دنیل با دو برادر دوقلو آشنا میشود ما دیگر با این فضا کاملاً آشنا شدهایم. در دیگر سوی نحوهی رخ دادن اتفاقات و حماقتهای خاص اینگونه روایتها نیز که ما بارها پیش از این در فیلمهای زیادی مانند فیلمهای «گای ریچی» آن را دیدهایم، برایمان کاملاً ملموس شده است. درواقع مهارت کارگردان در همین ابتدا به گونهای خود را نشان میدهد و ما میتوانیم شرایط ابزورد داستان و ضربآهنگ بالای آن را درک کنیم. اما این فیلم قرار است اکشنی پر از خشونت باشد، از این روست که کارگردان این مهم را هم فراموش نکرده و دومینوی اتفاقات احمقانه و ابزورد با خشونتهای زیادی مسیر خود را پیش میبرد. روایت تا اواسط خود خوب است، اما به ناگاه با تغییر ضربآهنگ و آهسته شدن اتفاقات همهچیز شکلی تفاوت میگیرد. دیگر نه خبری از آن همه اتفاقات دومینووار خلاقانه است، نه از طنز ابزورد سخنی به میان میآید و نه حتی شخصیتها دیگر معنای ابتدایی خود را دارند. رشته از دست کارگردان به ناگاه رها شده و حال باید راهی برای به دست گرفتن آن پیدا کند.
«پاتریک وگا» کارگردان لهستانی این فیلم را پیش از این با مرور فیلم «پسر بد» شناخته بودیم. وگا کارگردانی خلاق و ماهر است که در فیلم «پسر بد» خود نیز نشان داد با مفاهیم داستانی و سینمایی آشنایی کامل دارد. او میتواند با کمی دقت در حدواندازهی کارگردانانی چون ریچی هم درآید، اما به نظر میرسد همواره در پایان روایتهای خود بیش از اندازه در فیلمهایاش غرق میشود و کنترل آنها را از دست میدهد. در هر حال وگا حالا هم میتواند با روایتهای اکشناش مخاطبهای این ژانر را از خود راضی کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.