پوستر فیلم مهاجم

بعضی کارگردان‌ها نیازی به پیشرفت نمی‌بینند

مهاجم
Assailant
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

بسیارند کارگردان‌هایی که با‌توجه به کارنامه‌ی فیلم‌سازی خود چندان رغبتی به بیرون آمدن از پیله‌ای که احاطه‌اشان کرده نمی‌بینند. بیشتر این کارگردان‌ها را در سینمای گروه ب، ژانر دلهره و اکشن می‌بینیم. «تام پیتون» یکی از همین کارگردان‌هاست. او را باید در آثار اکشن، هیجان‌انگیز و دلهره‌ای که تاکنون ساخته ببینیم. او جز در فیلم «سایت سیاه» محصول ۲۰۱۸، در هیچ‌کدام از آثار خود چیزی جز آثاری بدون روایتِ منسجم و تابع کلیشه‌ها نشان نداد. حال تام پیتون در جدیدترین اثر خود قرار است روایتی هیجان‌انگیز از سفر یک زوج جوان به جزیره‌ای در دریای کارائیب داشته باشد.
افتتاحیه‌ی فیلم به سبک تمام آثار این ژانر با رخدادی آغاز می‌شود که هسته‌ی اصلی روایت است. یک زوج جوان برای گذراندن تعطیلات و ترمیم رابطه‌ی خود به یک سفر تفریحی در حوزه‌ی کارائیب می‌روند. در یک شب که قرار است در یک رستوران ساحلی شام صرف کنند، با مردی مرموز آشنا می‌شوند. نام این مرد «مایکل»‌ است. گویی او انسانی بسیار مبادی آداب است و هر بار با رفتاری ناهنجار مواجه شود به فرد مقابل سه بار فرصت می‌دهد که عذرخواهی کند. اگر پس از این سه اخطار فرد او را جدی نگرفت، با ضربه‌ای او را از پای در می‌آورد.
در چنین آثاری اولین پایه‌ای که می‌تواند روایت هیجان‌انگیز را بسازد، شخصیت‌پردازی فرد شرور داستان است. اگر این شخصیت‌پردازی درست صورت نگیرد کل فیلم را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. در مورد فیلم آقای پیتون و کاراکتر مایکل نیز اوضاع همین است. کارگردان به‌راحتی از کنار کاراکتر مایکل و شخصیت‌پردازی او می‌گذرد. او حتی به‌اندازه‌ی یک سکانس کوتاه نیز ما را در معرض گذشته‌ی این شخصیت و آنچه که او را تبدیل به چینن فرد ضداجتماعی کرده قرار نمی‌دهد. در نهایت فیلم نیمی از روایت خود را از دست می‌دهد. حال کارگردان بخواهد با تعقیب‌و‌گریز زوج جوان در میان جنگل کاراکتر را از مایکل دور کند، اما در نهایت کل روایت به این کاراکتر شرور و اعمال او وابسته است. ضعف فیلم حول همین کاراکتر است و شاید به‌همین علت است که ما با روایتی منسجم رو‌به‌رو نیستیم. این فیلم از ابتدا تا انتهای خود در همین حفره گیر می‌کند و از آن رهایی ندارد. تام پیتون تمام سعی خود را کرده تا کاراکتر شرورش را یک انسان ضد اجتماع و در عین حال منضبط نشان دهد. اما سعی و خواست ذهنی تنها کافی نیست و باید چنین چیزی را در قاب تصویر ببینیم که کارگردان از این کار ناتوان است.
تام پیتون در اثر جدید خود به‌نوعی همان کارگردان متوسط ژانر دلهره و هیجان‌انگیز را نشان می‌دهد که جز ساخت صرفاً یک فیلم به چیزی فکر نمی‌کند. به‌نظر می‌رسد کارگردان‌هایی چون پیتون قبل از اینکه تصمیم بگیرند پشت دوربین بروند، باید کمی فیلم ببینند تا حداقل با کلیشه‌ها و ساختارهای معمول در ژانر هیجان‌انگیز و دلهره آشنا شوند. شاید یکی از اشکالات سینمای دیجیتال جدید تکثرگرایی در جهات معکوس آن باشد که خروجی‌اش کارگردان‌هایی خام چون تام پیتون است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟