کمتر علاقهمندی به ادبیات وجود دارد که اثر فاخر «امیلی برونته» با نام «بلندیهای بادگیر» را مطالعه نکرده یا حتی ناماش را نشنیده باشد. این رمان جایی بین «داستان گوتیک» و «رومانتیسیسم» قرار دارد. برونته در داستان خود که راوی آن «نلی» خدمتکار است، مخاطب را با دو لوکیشن مواجه میکند که یکی از آنها را همان سیاهی، دلهره و تعلیق گوتیک در بر گفته و در آن دیگری رنگ رومانتیسیسم جاری است. زبان امیلی برونته در رمان خود نیز منحصربهفرد است و با شاعرانگی ظریف خود ما را بهیاد مونولوگهای کاراکترهای ماندگار شکسپیر در نمایشنامههایاش میاندازد. بلندیهای بادگیر همچون برزخی جسمانی و روحانی کاراکترهای خود را در بر میگیرد. سال ۲۰۱۱ بود که خانم «آندرهآ آرنولد» اقتباسی از این رمان را انجام داد. آرنولد در اقتباس خود کاملاً فرمالیستی برخورد کرده بود و بهنوعی میتوان گفت همهچیز را وزش بادهای بلندیهای بادگیر و گیسوان «کاترین» خلاصه کرده بود. بههمین سبب است که هر چه از آن اثر بهیاد داریم گیسوان کاترین و وزش باد است و آن برزخ داستانی مد نظر برونته در رمان را کم داشت. حال «برایان فریتر» بهسراغ اقتباسی از این اثر برونته رفته است.
داستان رمان را تقریباً همه میدانند و حتی برخی مونولوگهای شعرگونهی برونته را نیز بارها در ذهن مرور کردهاند. فریتر در اثر خود کاملاً وفادار به رمان و فضاسازی آن است. بههمین سبب سعی کرده روایت را نیز مطابق با رمان پیش ببرد و مانند اقتباس ۲۰۱۱ کاراکتر «هیثکلیف» را سیاهپوست جلوه دهد و بهنوعی بخواهد بهلحاظ فرمی مزهپرانی کند. او در عوض در تکتک نماهای خود به داستان اصلی وفادار است. ارجحیت این اثر نسبت به فیلم ۲۰۱۱ در این است که کارگردان بهخوبی توانسته از دوربین لرزان و گاه دارای زاویهی لو-انگل و تلفیق مدیومشاتها و طبیعت و وزش باد مخاطب را وارد فضای رمان بورنته و کاراکترهای سرگردان آن کند. از سویی دیگر در این اقتباس بهراحتی میتوان تضاد بین دو لوکیشن را درک کرد. پس در این اقتباس نیز کارگردان دارای فرم تصویری متناسب با اثر ادبی است و نمیتوانیم آن را صرفاً یک اثر تجربی بدانیم. یکی دیگر از حسنهای این اقتباس در این است که خود کارگردان در نقش هیثکلیف ظاهر شده است. بههمین سبب است که تغییرات رفتاری او را در سه پردهی فیلم همانند رمان درک میکنیم.
«بلندیهای بادگیر» بیش از آنکه عاشقانهی کاترین و هیثکلیف باشد در باب عشق است و نفرت. در این اثر بهخوبی میتوانیم عبور کاراکترها را از عشق خام بهسوی نفرت برزخگونه و در نهایت عشقی ابدی شاهد باشیم. بلندیهای بادگیر شرح انسان و احساسات اوست و باد وزان در بلندیهای بادگیر تکتک این خاطرات را در هر وزش خود روی چهرهی کاراکترها نقاشی میکند. طرح این باد وزان نه چهرهای ظاهری، که اثری درونی دارد. هیثکلیف و کاترین طی این سالها همچنان در بند هستند و تنها رهایی از کالبد تن میتواند آنها را تا ابد رها کند. فریتر بهخوبی توانسته عشق، نفرت، تعلیق، گذار و در نهایت آمیختگی با طبیعت را در اثر خود نمایان کند و بههمین سبب این اقتباس را میتوان نسبت به اثر ۲۰۱۱ موفقتر دانست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.