همان کمدیهای هالیوودی که آمازون و نتفلیکس در جغرافیایی دیگر روی پرده میبرند
آمازون و نتفلیکس چند سالی است که شانهبهشانهی هم در حال بسط دادن کلیشههای هالیوودی در نقاط دیگر جهان هستند. به بسیاری از این آثار که توجه کنیم، متوجه میشویم فقط لوکیشن، کاراکترها و زبان تغییر کردهاند. افتتاحیهها همان است و نقاط عطف و چالشهای روایت نیز درست مانند نمونههای هالیوودی هستند. بهغیر از ژانر دلهره، کمدیها و ملودرامها نیز در این بازه جای میگیرند. آمازون در جدیدترین کشورگشایی خود وارد آلمان شده و یکی از همان کلیشههای ژانر کمدی را با کاراکترهایی آلمانی بهتصویر کشیده است.
«نوح» جوانی بیستواندی ساله است که بههمراه دوستدختر خود صاحب فرزند شدهاند. او هنوز میان دنیای مجردی خود سرگردان است و در نتیجه احساس میکند پدر توانایی نیست. خواهر دوستدخترش نیز به او و تواناییهایاش شک دارد. بههمین علت همیشه مراقب اوست تا دستهگل به آب ندهد. دوستدختر نوح برای مأموریت کاری باید آخر هفته را به شهری دیگر برود. حال نوبت نوح است که خود را بهعنوان یک پدر مسئولیتپذیر نشان دهد. داستان فیلم در باب این شب است که در آن نوح میان لذتها و مسئولیت سرگردان میشود.
باید بگویم که این فیلم در تصویر خود حتی به پیرنگ نزدیک هم نشده است. اولین کمیت لنگ فیلم انتخاب بد بازیگران است. کاراکتر اصلی فیلم بیشتر شبیه هالک ایرانیست تا جوانی که میان لذت و مسئولیت سرگردان است. کارگردان سعی دارد دائم با موزیک و رنگپراکنی ملتمسانه مخاطب را پای فیلم بنشاند. اما این فیلم سنگین است و گویی روایت با وزنههای صد کیلویی در حال پیش رفتن است. این پیرنگهای کلیشهای هالیوودی نیاز به هماهنگی میان ضربآهنگ ذاتی روایت و تصویر دارند. اما در این نمونهی آلمانی چنین هماهنگیای را شاهد نیستیم. در نتیجه ممکن است بسیاری از مخاطبان حتی به نیمهی فیلم نرسیده، از تماشای ادامهی آن منصرف شوند.
یکی دیگر از نکاتی که فیلم را حتی از متوسطترین نمونههای هالیوودی کمفروغتر میکند همگن نبودن کاراکترهای اروپایی و آمریکایی است. در اروپا، بهخصوص آلمان، بهطور حتم نگاه به کمدی و چالشهای روایی در این ژانر متفاوت از هالیوود است. اما در کمال تعجب شاهد هستیم که آمازون در تولید جدید خود، بیتوجه به جغرافیا، همان کلیشهها را وارد داستان میکند و انتظار دارد مخاطب با این اثر ارتباط برقرار کند. مضحکتر از آن درسهای اخلاقی فیلم است که قرار بوده مخاطب در معرض آنها قرار بگیرد. روایت گسسته و ناهمگون فیلم و همچنین ضربآهنگ سنگین آن باعث میشود مخاطب پس از هر سکانس بیشتر از فیلم دور شود. این فیلم همچون وزنهای چند صد کیلویی و خشک میماند که تماشای آن اعصابی پولادین میخواهد. این فیلم گویی کارگردان ندارد و اتفاقات قابل پیشبینی رخ میدهند و حتی یک کنش و واکنش که کمدی موقعیت ایجاد کند وجود ندارد. در نهایت میتوان امیدوار بود که آمازون و نتفلیکس از این آزمونوخطاها درس بگیرند و سعی کنند برای آثار بعدی خود ابتدا جغرافیای اثر تولیدی را در نظر بگیرند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.