نزدیک به دو دهه است که «جانی ناکسویل» و گروه عجیبوغریباش فرنچایزی عجیب از بدلکاریهای واقعی را روی پرده میبرند. آنها همهچیز هستند جز انسانهایی عادی. طی این ۲۰ سال هر کاری کردهاند و درد کشیدهاند و در نهایت خنده را بر چهرهی هم مخاطب و هم خودشان نشاندهاند. این فرنچایز نه مستند است، نه دوربین مخفی و نه حتی یک مستندنما، بلکه جمع تمام اینهاست و در عین حال خودش است.
ممکن است عدهای چنین عنوان کنند که دیدن حتی یک صحنه از این اتفاقات ممکن است حال هر کسی را بههم بزند. اما در نهایت همه آنها را تماشا میکنند، دست روی چشمهایشان میگذارند و در نهایت همه میخندند. در واقع میتوان گفت که این فرنچایز همان انتزاعات ذهنی بسیاری از ماست که تلفیقی از ترس و هیجان را در خود دارد. بهطور مثال بسیاری از ما از مار میترسیم. اما در عین اینکه این ترس را در ذهن داریم باز هم از تصور اینکه اگر با یک مار در اتاقی تنها شویم یا اگر ماری صورت ما را گاز بگیرد، دست نمیکشیم. جانی ناکسویل و گروهاش دقیقاً وارد این انتزاع میشوند. آن را از درون ذهن شما بیرون میکشند و خودشان بهعنوان مدلهای واقعی در برابر این ترسها قرار میگیرند. اگر از این زوایه به کار آنها بنگریم باید گفت که این تیم کار خود را بسیار خوب بلد است. بعید نیست اگر برخی از روانکاوها برای جلسات رواندرمانی خود تعدادی از این سکانسها را بهکار بگیرند. این مجموعه فیلمها را نباید صرفاً کلهخربازی عدهای انسان بذلهگو و بدلکار حرفهای در نظر گرفت. همانطور که در چند خط بالا اشاره شد، بسیاری از این اعمال نشأت گرفته از ترسها و هیجانهای پنهانشده در ذهن ما هستند.
ناکسویل در فیلم جدید تلفیقی هم از هنرمندان قدیمی این مجموعه مانند «استیو اُ» و «ایرن مکگهری» و هم از آن دسته از هواداران این مجموعه که طی این ۲۰ سال آرزوی پیوستن به این گروه را داشتهاند، استفاده کرده است. این تلفیق باعث جذابتر شدن این مجموعه نسبت به قبل شده است. آنها حتی برخی از حرکات ۲۰ سال قبل را نیز تکرار میکنند و در نتیجه مخاطب با نوستالژی گذشته مواجه میشود. یکی از خوبیهای این فرنچایز در این است که مخاطب گویی عدهای کودک را در کالبد بزرگسالان میبیند؛ خندههای از ته دل، شیطنتهای اضافی در پشت صحنه و در آغوش کشیدنها باعث میشود مخاطب بیشازپیش به این گروه نزدیکتر شود. شاید به همین سبب است که بسیاری از اعمال حالبههمزن آنها، علیرغم بد کردن حال مخاطب، باز هم خنده را روی لب میآورد. گویی انسان موجودی متشکل از همین تناقضهاست و عاشق رنج و لذت همزمان است. گروه ناکسویل و دوستان درست روی همین تناقضها ایستادهاند و مخاطب را در معرض آنها قرار میدهند. گاهی لازم نیست یک انتزاع را به واقعیت بدل کنیم، بلکه با تماشای همان انتزاع که توسط دیگری در حال انجام است در معرض واقعیتی ملموس قرار میگیریم. شاید برخی از ترسها و فوبیاهای ذهنی ما نسبت به دنیای پیرامون و اتفاقات آن با تماشای این فرنچایز تقلیل یابند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.