پوستر فیلم شکارچی مواد مخدر

پرورپاگاندای مضحک چینی که قصد ریشه‌کن کردن همه‌چیز را دارد

شکارچی مواد مخدر
Drug Hunter
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

در طی مرورهای این دو سال بارها به سینمای بدنه‌ی چین پرداخته‌ایم؛ اینکه فیلم‌های این سینما با هزینه‌ی بسیار قصد دارند در سینمای بدنه‌ی دنیا جایی برای خود باز کنند. بیشتر این فیلم‌ها اسیر پرواگاندایی هستند که سیاست کلان چین آن را تعیین می‌کند. این آثار آن‌قدر بی‌مغز و تهی هستند که دیگر نه فرمی دارند و نه می‌توانند محتوایی قابل قبول را، حتی در سینمای سرگرمی، به مخاطب ارائه دهند.
این فیلم قرار است تقابل گروه پلیس مبارزه با مواد مخدر چین با یک باند مخوف تهیه و توزیع مواد مخدر به‌تصویر بکشد. مانند بسیاری دیگر از آثار بدنه‌ی چینی، این فیلم هم نه درکی از سینما دارد و نه می‌تواند این روایت را به‌تصویر بکشد. کارگردان در ابتدا سعی دارد با یک پرولوگ به مخوف و سیاسی بودن سرکرده‌ی این باند قاچاق اشاره کند. اما همچون فیلم‌های تامیل در سینمای هند با سکانسی رو‌به‌رو می‌شویم که حتی ذره‌ای منطق روایی ندارد. کارگردان پس از این افتتاحیه وارد گروه پلیس می‌شود. طبق کلیشه‌های این ژانر او باید اعضای این گروه را در ضربآهنگی ملایم معرفی کند تا نوعی هم‌ذات‌پنداری بین مخاطب و آن‌ها صورت بگیرد. اما همان‌طور که از سینمای بدنه و ناقص چین انتظار می‌رود چنین فضایی شکل نمی‌گیرد و با برش‌های سریع و سرسام‌آور و ضربآهنگ تند وارد مسیر اصلی روایت می‌شویم. زمانی که یک اثر سینمایی نتواند فضاسازی کند چگونه می‌توان انتظار پرداخت روایت را از آن داشت. کارگردان برای پوشاندن این ضعف قصد دارد بر بی‌رحمی شبکه‌ی توزیع‌کننده بیفزاید و آن‌ها را دائم در حال نوشیدن مشروبات الکلی و زن‌بارگی نشان دهد. او در تصویر کردن این فضا هم ناقص است و حتی در تصویر کردن شر هم ناتوان عمل می‌کند.
گویا پروپاگاندا و ایدئولوژی چینی همه‌چیز خود را از مائو به ارث برده است. کارگردان نیز با نگاه به گنجشک‌کشی مائو قصد دارد ریشه‌ی تمام مواد مخدر در چین را بخشکاند. او در این راه از سرچشمه شروع می‌کند و تا خرده‌فروش‌ها پیش می‌رود. اگر بپرسید آیا قرار است طی یک داستان جذاب به این گنجشک‌کشی برسیم، باید بگویم که داستانی وجود ندارد و فقط با تکه‌پاره‌های تصویری و درگیری‌هایی که نمی‌دانیم چه هستند رو‌به‌رو می‌شویم. مضحک آنجاست که کارگردان قصد دارد برای فیلم خود خرده‌پیرنگ هم بگذارد. اما فقط به چند نما بسنده می‌کند و به‌خیال خود توانسته با آن‌ها کاراکترهای فرعی و درگیر در جریان فیلم را تصویر کند. بگذارید مثالی بزنم؛ در یکی از سکانس‌های میانه‌ی داستان کارگردان قصد دارد کشته شدن دراماتیک یک افسر پلیس را تصویر کند. این اتفاق فقط در یک شات یک ثانیه‌ای رخ می‌دهد و جالب آنجاست که باید طبق کلیشه‌ها سکانس بعدی واکنش‌های همکاران به این اتفاق را ببینیم. اما با سکانسی دیگر و کاراکترهایی دیگر مواجه هستیم. اگر مخاطبی تا این سکانس تماشای این هرزه‌نگاری تصویری را تحمل کرده مطمئناً پس از آن است که تماشای آن برای او غیرقابل تحمل می‌شود. در هر حال چین و سینمای بدنه‌اش حفره‌های بسیاری برای پر کردن دارند و تا آن زمان باید منتظر بود و دید چگونه به قصه‌گویی خواهند رسید. فاصله‌ی بسیار زیادی میان سینمای بدنه‌‌ی چین و سینمای دیگر کشورها وجود دارد. سینمای بدنه‌ی این کشور شاید در طول یک سال یک یا دو اثر قابل تماشا را تولید کند و مابقی آن‌ها همچون این فیلم بطالت‌های تصویری هستند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟