برخی رخدادهای سالهای اخیر آنقدر نادر و عجیب هستند که سینما لاجرم به سراغ تصویری کردن آنها میرود. یکی از این رخدادهای عجیب در مورد فردی با نام «راس اولبریکت» است. راس در سال ۲۰۱۱ به فکر راهاندازی سایتی در دنیای دارکوب میافتد که در آن فروشنده و خریدار مواد مخدر بدون ملاقات حضوری به معامله بپردازند. او ارز تبادلی در این سایت را بیتکوین انتخاب میکند که دیگر قابل پیگیری نباشد. اما در سال ۲۰۱۳ بالاخره او به دام میافتد و داستان بلندپروازیهای او نیز تمام میشوند. بهطور حتم برای ارائهی یک روایت سینمایی از این رخداد باید مصاحبههای زیادی صورت بگیرد تا کارگردان به پیرنگ اصلی خود برسد. اینکه از کدام روزنه وارد زندگی چنین فردی باید شد و روایت را چگونه و از چه زاویهدیدی پیش برد، همهوهمه به ذکاوت و خلاقیت کارگردان بستگی دارد. «تیلر راسل» که تا قبل از این اثر با مستندهایاش شناخته میشد، در اقدامی عجیب سعی کرده اینبار در سینمای داستانی به روایت این رخداد بپردازد. باید گفت که ای کاش او در همان قالب مستند این واقعه را تصویری میکرد.
راس که دانشآموختهی فیزیک است، با دوستدختر و دوست صمیمی خود دائم از آزادی در دنیای آزاد صحبت میکند و قصد دارد تعریف خود از این آزادی را در یک اقدام متهورانه به جهانیان نشان دهد. مخاطب داستان این اتفاقات را از طریق اینترنت و اخبار به کرات دنبال کرده است. حال این کارگردان است که باید روایتی منطقی و جذاب را از این رخداد به او ارائه دهد. متأسفانه آقای راسل در روایت خود سردرگم است. او گویی بههیچ عنوان با کادربندیهای سینمای داستانی آشنا نیست. در نتیجه چیزی که ما در فیلم او میبینیم جز آشفتگی روایی چیزی نیست. او سعی دارد در کنار راس، روایت را از زاویهدید یک افسر پلیس مواد مخدر با نام «ریک باودن» پیش ببرد. قبل از تمامی اینها باید گفت که مخاطب چنین رخداد پیچیدهای که ریشه در اینترنت و برنامهنویسی و دراکوب دارد، منتظر ارائهی تعریفی از کارگردان در باب اصطلاحات مخصوص این روایت است. برای مثال فیلم «رکود بزرگ» را بهیاد بیاورید. در آن فیلم با انبوهی از واژههای اقتصادی و بانکداری مواجه بودیم. اما کارگردان با خلاقیت و از طریق راویانی که خود در فیلم حضور داشتند به تعریف این واژگان و اصطلاحات میپرداخت. اما آقای راسل خیلی سرسری از این موضوع میگذرد. او حتی روایت را هم سینمایی بهتصویر نمیکشد. در طول فیلم دائم در حال پرش از زندگی راس به ریک و برعکس هستیم. در این میان چیزی که وجود ندارد پیرنگ اصلی روایت است.
شاید اگر تیلر راسل بهجای سینمای داستانی بهسراغ سینمای مستند میرفت با اثری بهمراتب ساختارمندتر و قویتری مواجه بودیم. اما او در بدترین زمان ممکن ریسک کرده و وارد سینمای داستانی شده است. امیدوارم تیلر راسل نیز نسبت به تصویری که ارائه داده نگاه خوشبینانهای نداشته باشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.