پوستر فیلم برف‌پاک‌کن

سینما و جذابیت‌های تصویری

برف‌پاک‌کن
The Windshield Wiper
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

مردی درون یک کافه نشسته است و سیگار می‌کشد. صداهایی در اطراف او شنیده می‌شود از کسانی که درباره‌ی روابط عاشقانه‌ی خود حرف می‌زنند. از عشق‌هایی که داشته‌اند و دلایلی که عاشق شده‌اند. مرد رو به دوربین می‌کند و می‌پرسد:«عشق چیست؟».
بوکوفسکی را همه با داستان‌ها و شعرهای عجیب‌اش می‌شناسند. کافی‌ست یکی دو کتاب او را بخوانیم تا متوجه دنیای او شویم. دنیایی که در آن سادگی حرف اول را می‌زند. بوکوفسکی از آن نویسنده‌هایی بود که زندگی را همان‌گونه که بود می‌خواست؛ ساده و بدون هیچ اغراقی. نه به دنبال عشق ماورایی می‌گشت و نه هیجان‌های امروزی. او از آدم‌ها هم دل‌خوشی نداشت. مرد درون کافه‌ی انیمیشن «برف‌پاک‌کن» زمانی که رو به دوربین می‌کند و می‌پرسد:«عشق چیست؟» مرا به یاد مصاحبه‌ی بوکوفسکی انداخت. زمانی که از بوکوفسکی همین سؤال را می‌پرسند، او پاسخ می‌دهد:«عشق مانند آن حالتی است که صبح زود از خواب بیدار می‌شوی و همه‌جا مه‌آلوده است، درست قبل از آنکه خورشید بیرون بیاید، فقط یک زمان کوتاهی است تا نابود شود. عشق فقط یک مه است و با اولین پرتو واقعیت از بین می‌رود.»
انیمیشن «برف‌پاک‌کن» با نشان دادن تصاویری زیبا گوشه‌هایی از تلاش آدم‌ها برای یافتن عشق را نشان می‌دهد. در این میان از عشق‌های از دست رفته یا ناامیدی برای به دست آوردن عشق هم سخن می‌گوید. مرد بی‌خانمان مستی که در خیابان با مانکنِ پشت ویترین حرف می‌زند یا دختری که خودش را از پشت‌بام به پایین پرت می‌کند. یا حتی آن دختر و پسر جوانی که در ساحل در کنار هم نشسته‌اند و در حال سیگار کشیدن هستند، همه با خود و در درون خود غمی دارند که زبانی برای گفتن‌اش ندارند. آن دختر و پسر جوانی که آنقدر مشغول گوشی‌های خود هستند که دنیای واقعی را فراموش کرده‌اند و مردی که برای رسیدن به عشق‌اش تمام خیابان‌ها را زیر باران می‌دود هم نمونه‌هایی از تلاش آدمی برای یافتن عشق هستند. این انیمیشن تصاویری از عاشقان به هم رسیده را هم نشان می‌دهد. و در میان تمام این تصاویرش آدم‌های کافه با مکالماتی که با هم دارند از تجربیات و از تفکرات خود در باب عشق می‌گویند.
انیمیشن «برف‌پاک‌کن» داستانی خاص و منسجم را دنبال نمی‌کند، ما در واقع در حال دیدن تصاویری جداجدا از شخصیت‌هایی هستیم که هیچ ایده‌ای درباره‌ی آنها نداریم. آنها را نمی‌شناسیم و قرار هم نیست با آنها چندان آشنا شویم. نمی‌دانیم چرا عاشق شده‌اند و نمی‌دانیم آیا این عشق‌ها دوام دارند یا حتی اینکه چرا عشق‌ها از بین رفته‌اند. اما در این میان آن چه که این انیمیشن را دیدنی کرده تصاویر خاص آن است. تصاویری کامپیوتری که با رنگ‌های جذاب از قرمز و صورتی گرفته تا آبی و زرد آن‌چنان زیبا و شفاف در کنار هم قرار گرفته‌اند که باعث ایجاد حس نزدیکی ما به آنها می‌شوند. اینکه این تصاویر گاهی در میان همین شفافیت مات شده و دنیای بی‌ثبات ما را نمایان می‌کنند دلیل دیگری بر هم‌خوانی تصاویر با ماهیت داستان است. خطوط مشکی‌ای که شخصیت‌ها و موقعیت‌ها را از هم جدا کرده‌اند و شلوغی بعضی از سکانس‌ها همگی باعث تفاوت این تصاویر با دیگر انیمیشن‌ها شده است. از موسیقی زیبای آن هم نباید گذشت. جمع این ترکیب‌ها در این انیمیشن به همراه داستان‌های کوتاهی که می‌تواند برای همه‌ی ما اتفاق افتاده باشد باعث شده دیدن این انیمیشن و تفکر در باب ماهیت تصاویرش رضایت ما را به همراه داشته باشد.

این انیمیشن کوتاه را می‌توانید در کانال از اینجا مشاهده کنید.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟