دختری ظریف به نام «اولیا» با سرعت از خانهاش خارج میشود. او عجله دارد و باید سریع خود را به تمریناش برساند. او یک بالرین است و از کاری که انجام میدهد لذت میبرد. از سوی دیگر «اوگنی» یک بوکسور است. او هیچ عجلهای برای رفتن ندارد. مسابقه بدون او شروع نمیشود و او آنقدر قوی هست که دیگر نیازی به تمرین کردن هم ندارد. حادثهای این دو نفر را در کنار هم قرار میدهد و آنها عاشق میشوند.
انیمیشن روسی «بوکسباله» داستان دو جوان است که علیرغم تفاوتهای بسیاری که دارند و حتی میتوان گفت تضادهایی که در نگاهشان به زندگی وجود دارد، عاشق هم میشوند. این دو آنقدر از هم متفاوت هستند و دنیاهاشان جدا از هم است که در نگاه اول هرگز نمیتوانند در کنار هم قرار بگیرند. اما کمی بعد سرنوشت آنها را به هم میرساند. اینکه این اتفاق در واقعیت چقدر میتواند رخ دهد یا حتی بعد از رخ دادن چقدر میتواند ثبات داشته باشد، دیدگاههای متفاوتی را میطلبد. اما این دیدگاهها هیچکدام باعث نمیشوند ما از دیدن این انیمیشن لذت نبریم. این انیمیشن با داستان کاملاً سادهی خود با کلیشههای معمولی و تکراری بازی میکند و در برابر ما تصاویری دلنشین را قرار میدهد. گاهی نیاز نیست داستانی خاص را روایت کرد تا بتوان بیننده را تحت تأثیر خود قرار داد، گاهی بازی با همین کلیشههای مرسوم و عادیِ زندگیِ هر فردی میتواند بیننده را برای دقایقی به معجزه امیدوار کند. معجزهای که دور از دسترس هم نیست.
انیمیشن کوتاه پانزده دقیقهای «بوکسباله» با تصاویر دقیق و حسابشدهاش است که میتواند ما را به خود جذب کند. اولیا آنقدر ظریف و با خطوطی ساده کشیده شده که به راحتی القاکنندهی یک بالرین حرفهای است. حرکات رقص او و دیگر بالرینها هم با دقت ترسیم شدهاند و باعث میشوند ما از دیدن رقصها لذت ببریم. در دیگر سو اوگنی نیز با شمایل خود به راحتی بوکسور بودناش را نشان میدهد. چهرهای زمخت که با خطوط کوتاه در صورتاش نشان داده شده به همراه قد و حتی طریقهی راه رفتناش همگی میتواند این فرد را برای ما تعریف کند. سکانسهای مسابقهی او هم آنقدر خشن هستند که بتواند واقعی تصور شود. حتی دقت در شمایل استاد بالرینها و مردی که بهگونهای دیگر اولیا را میخواهد، نشان میدهد که به همهچیز در این روایت از قبل فکر شده است. کلوزآپهای این انیمیشن از دستها و توجه به حرکات چشمان شخصیتها یکی دیگر از نشانههای دقیق بودن این انیمیشن است. درواقع تلاش فیلمساز، «آنتون دیاکو»، برای نشان دادن تضادهای میان این چند نفر در تصاویرش نشاندهندهی هوش و دقت این کارگردان و نویسنده بوده است.
بهره بردن از موسیقی کلاسیک و صداهای پیرامونی نیز در انتقال احساسات به ما و ایجاد صمیمیت و ارتباط با این انیمیشن مؤثر بوده است. این انیمیشن بدون ردوبدل کردن هیچ دیالوگی ساخته شده و به همین دلیل هم است که تصاویر و صداهای آن باید بیشازپیش بتواند ماهیت روایت را به مخاطب انتقال دهد. کاری که این انیمیشن توانسته از پس آن برآید و ما را برای لحظاتی از دیدناش خوشنود کند.
این انیمیشن کوتاه را میتوانید در کانال از اینجا مشاهده کنید.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.