از همان داستانها که هالیوود دوست دارد
«سزیم»، دختری نوجوان است که به تازگی دبیرستان را تمام کرده و در آرزوی رفتن به دانشگاه سعی میکند مادر و پدرش را راضی کند تا به او اجازهی این کار را بدهند. اما آنها از او میخواهند به سنتشان وفادار باشد و فکر ادامه تحصیل را کنار بگذارد و ازدواج کند. به همین دلیل سزیم یک شب پنهانی خانه را ترک کرده و برای گرفتن بورسهی دانشگاه به شهر میرود. او امتحان ورودی را با رضایت میگذراند و کار هم پیدا میکند. همهچیز به نظر خوب میآید تا اینکه اتفاقی غیرمنتظره برایاش رخ میدهد.
«آلا کاچو» یک سنت دیرینه در شوروی سابق است. در این سنت یک مرد برای ازدواج میتواند هر دختری را که میخواهد بدزدد و او را به مراسم عقد ببرد. در آنجا زنان خانواده روسری زنی متأهل را بر سر این دختر میگذارند و او را مجبور میکنند در کنار آن مرد بماند. این سنت هنوز هم در روستاهای قرقیزستان در حال رخ دادن است و به همین دلیل دختران بسیاری پیش از رسیدن به سن ازدواج از خانه فرار کرده و خانواده را برای همیشه ترک میکنند. فیلم «آلا کاچو» سعی دارد با دنبال کردن شخصیت سزیم به این سنت انتقاد کند و آن را زیر سوال ببرد. اما آیا این فیلم توانسته است به این هدف برسد؟
فیلم «آلاکاچو- بگیر و فرار کن» روایتی بسیار سطحی دارد و هیچکدام از شخصیتهایاش آنطور که باید پرداخت نمیشوند. این فیلم با داستانی اینچنین سنگین نیازمند زمانی بیش از سیوهشت دقیقه است. حرف زدن از سنت برای انسان نسل جدید و کسی که تصور میکند دیگر آزادی در همهجا وجود دارد کار راحتی نیست. اینکه بگویی هنوز دختران را برای ازدواج میدزدند میتواند غیرقابلباور باشد. ما باید در ابتدا سزیم را بشناسیم و آرزوها و افکار او را درک کنیم، سپس روایت این سنت را برایمان شرح دهد و در نهایت سزیم در موقعیتی قرار بگیرد که بتواند برای خودش تصمیمگیری کند. اما این فیلم هیچکدام از این سه مرحله را نتوانسته است به خوبی تصویر کند. همهچیز آنقدر سریع و پشتسرهم رخ میدهد که ما به عنوان بیننده مجالی برای درک موقعیتهای سزیم نداریم. سزیم هم آنقدر پرداخت ندارد که بتواند بیننده را در موقعیت دردناکی که در آن قرار گرفته همراه خودش کند. ما فقط میتوانیم در لحظه برای او احساس تأسف کنیم و در پایان هم با اتفاقی که رخ میدهد خیالمان راحت شود که همهچیز درست شده است. اما آیا واقعاً همهچیز درست شده است؟
فیلم «آلاکاچو- بگیر و فرار کن» دقیقاً همان المانهای سانتیمانتالی را دارد که هالیوود دوست دارد؛ سنتی قدیمی و مردسالار و دختری که در برابر این سنت میایستد و میخواهد خود را آزاد کند. این فیلم درواقع توانسته آن نگاههای هالیوودنشینان را به خوبی متوجه خود کند و باعث شود حتی به عنوان نامزد آکادمی اسکار هم انتخاب گردد. فیلمی که نه روایت درستی دارد و نه حتی تصاویرش با داستاناش همخوانی دارند. کارگردان این فیلم آنقدر برای نشان دادن تصاویری زیبا وسواس داشته که شمایل زنان و دختران فیلماش را هم با گریم و آرایشهایی شهری دور از واقعیت کرده است. تصاویر واقعی زنان روستایی قیرقیزستان با آنچه این فیلم از آنها نشان میدهد کاملاً متفاوت است. ما قرار است با داستانی تلخ و تاریک و افرادی سنتی روبهرو باشیم، اما آنچه این فیلم روایت میکند نه در تقبیح این سنت که در ستایش زیبایی طبیعتی بکر و شجاعت دختری سطحی است. این فیلم میتوانست با کارگردانی بهتر یک فیلم بلند اثرگذار شود که بتواند بیننده را بعد از تمام شدن در ترس زیستن در این چنین مکانی به فکر فرو برد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.