پوستر فیلم خداحافظی طولانی

این داستان واقعی نیست؟

خداحافظی طولانی
The Long Goodbye
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«ریز» با پسربچه‌ای در حال تمرین رقص است. پدر سعی می‌کند اخبار را که درباره‌ی تظاهرکنندگانی افراطی است، بشنود. مادر در حال تدارک غذاست و دختران در اتاق‌شان با هم به گپ‌ و گفت‌وگو و خنده می‌پردازند. خانه در حال و هوایی خاص و پر از شور و شادی است. مادر از ریز می‌خواهد صندلی‌های اتاق را کم کند تا اتاق فضای بیشتری داشته باشد. همه‌چیز پرهیجان و شاد می‌گذرد و هیچ‌کس نمی‌داند قرار است لحظاتی بعد چه اتفاقی رخ دهد.
فیلم کوتاه «دو غریبه‌ی دور» که سال گذشته برنده‌ی جایزه‌ی اسکار شد را همگی به خاطر داریم. داستانی که در آن جوانی سیاه‌پوست در لوپی گرفتار شده بود که مدام پلیسی سفیدپوست او را به بهانه‌ی رنگ پوست‌اش بازخواست می‌کرد، چنان‌که او هر بار در این لوپ کشته می‌شد. این جوان اما در اتفاقات مکررش هر چه تلاش می‌کرد نمی‌توانست در مقابل این پلیس و درواقع در مقابل کشته شدن، از خودش محافظت کند. روایتی که به خوبی توانسته بود بر نژادپرستی تمرکز کند و آن را به شکل زیبایی به تصویر درآورد. امسال نیز آکادمی اسکار بر روی فیلمی دیگر با همین سوژه دست گذاشته است. داستانی که در آن مهاجرانی ساده و عادی سوژه‌ی نژادپرستی قرار می‌گیرند. این فیلم در دقایقی کوتاه نشان می‌دهد که چگونه این افراد مدام در معرض تخریب، توهین، تجاوز و حتی مرگ هستند.
فیلم «خداحافظی طولانی» داستان خانواده‌ای است که اگرچه فرزندان‌شان در همین کشور متولد شده‌اند، اما هنوز هم مهاجر دیده می‌شوند. این افراد در هنگام رخداد اتفاقی خاص مانند تظاهرات یا حرکاتی تروریستی اولین مجرم هر خرابکاری‌ محسوب می‌شوند. این فیلم دوازده دقیقه‌ای در مدت محدودش توانسته است در نیمه‌ی اول خود به زیبایی این خانواده‌ی عادی را نشان دهد و در نیمه‌ی دوم با دوربینی در دست و حرکاتی تند تنش و اضطراب وارد شده به این خانواده را به تصویر بکشد.
چندی پیش بود که فیلم «خروش» را مرور کردیم. در این فیلم ما شاهد مردی بودیم که فشارهای روانی زندگی او را دچار جنون کرده بود. در این فیلم کارگردان با دوربین در دست خود توانسته بود به خوبی وضعیتی نامتعادل و پرتنش را به تصویر درآورد و ما را هم در تجربه‌ی این جنون با شخصیت داستان‌اش همراه کند. حال همان کارگردان یعنی «آنیل کاریا» دوربین پر از اضطراب خود را به دنبال مهاجرانی می‌دواند که قرار است سخت‌ترین و بدترین لحظات زندگی‌شان را تجربه کنند. مهاجرانی که همیشه باید منتظر این رخداد باشند. جمله‌ای که ریز در خانه فریاد می‌زند:«داره اتفاق می‌افته»، درواقع نشان از همین انتظار دارد. نشان از این دارد که این مهاجران طعم نژادپرستی را حتی در وسط شهری چون لندن چشیده‌اند و منتظر این رخداد بوده‌اند. اما شاید آنها هم هرگز تصور نمی‌کردند این اتفاق این‌قدر زود رخ دهد.
کاریا با شناختی که از دوربین دارد و با بهره‌گیری از این شناخت توانسته باز هم عملکردی خوب را از خودش نشان دهد.
در این میان آنچه بیش از همه رخ می‌نماید بازی بازیگر نقش ریز است. «ریز احمد» که به همراه کاریا فیلم‌نامه‌ی این فیلم را نوشته است، نام خود را هم در متن داستان قرار داده تا به این بهانه به خودش و مشکلاتی که به عنوان مهاجر داشته است اشاره هم کند. احمد به مانند فیلم‌های قبلی‌اش توانسته نقش فردی مضطرب و نگران را به خوبی بازی کند و بیننده را برای دقایقی مبهوت خود نماید.

این فیلم کوتاه را می‌توانید از اینجا در کانال مشاهده کنید.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟