پوستر فیلم شهود

او قاتل نیست، اما متهم است.

شهود
Intuition
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۱
نویسنده سارا

ماشینِ در حال حرکتی با دیدن یک پسرِ دوچرخه‌سوار سرعت خود را زیاد می‌کند و خود را محکم به آن پسر می‌کوباند. فیلم با این سکانس آغاز می‌شود، اما این تمام ماجرای فیلم نیست. پلیسی باسابقه به نام « فرانسیس خوانز» که از سوی همگان ستوده می‌شود در همان شب که این تصادف رخ می‌دهد، در حال انجام عملیاتی‌ست برای دستگیری یک قاتل سریالی. او بعد از اینکه عملیات با موفقیت انجام می‌شود، آن هم به‌خاطر تبحر او، از همکاران خود جدا شده و به بیمارستان می‌رود. او در حین عملیات دردی در ناحیه قلب خود احساس کرده بود. پسرِ دوچرخه‌سوار باعث کشته شدن همسر خوانز بوده است و همین امر خوانز را اولین مظنون این پرونده می‌کند. «مانولا» پلیس جوان و تازه‌کاری که با خوانز همکار است مأمور حل این پرونده‌ می‌شود، اما به او گفته می‌شود که کسی از این مأموریت نباید خبردار شود. پس مانولا سعی در حل این پرونده می‌کند. از سویی دیگر قتل دختر جوانی که پدر مشهوری دارد مورد توجه رسانه‌هاست و خوانز به‌دلیل اهمیتِ این قتل مأمور حل قتل این دختر می‌شود. دو قتل، دو قاتل و دو پرونده‌ی حل نشده که باید تا پایان فیلم ما را با خود همراه کنند. اما متأسفانه فیلم دارای ایرادات داستانی‌ست و سؤالات بسیاری را برای بیننده ایجاد می‌کند. سوالاتی که مربوط به هر دو قتل است: چرا همه اصرار دارند پلیسی که این همه برای ایجاد عدالت تلاش می‌کند قاتل است؟ آیا اینکه ماشین قاتل و ماشین خوانز هر دو قرمز بوده اند دلیلی کافی‌ست؟ چرا رئیس پلیس از همان ابتدا موضوع را به خوانز اطلاع نداده بود و در انتها او را مطلع کرد، بااینکه هنوز به او شک دا‌شتند؟ چرا آن دختر در ابتدا به قتل دختر جوان که دوست‌اش بود اعتراف کرده بود؟ چرا پلیس به‌راحتی مردِ مظنون‌به‌قتلِ دختر را گم کرد؟
فیلم‌های رمزآلود پلیسی که قهرمانِ پلیسِ داستان به طور شخصی درگیر مسائل می‌شود نیز در تاریخ سینما کم نبوده‌اند. یکی از شاخص‌ترین آنها فیلم «هفت» فینچر است که کارآگاه آن خود را شخصاً در بطن داستان می‌بیند و واکنش‌های احساسی‌ای که نشان می‌دهد هر کدام دلایلی دارند که به خوبی هم در فیلم نشان داده می‌شود. اما در فیلم پیشِ رو؛ مخاطب نه می‌تواند آنچنان خوانز را پلیسی مطرح ببیند و نه می‌تواند درک کند علت اینکه او می‌تواند قاتل باشد چیست و صرف گفتن شخصیت‌های فیلم و دیالوگ‌های آن نمی‌توان به این مهم دست یافت.
فیلم اما به جز ایراداتی که در اصل داستان است، در موارد دیگر به‌خوبی عمل کرده است. بازیگران آرژانتینی که از بازیگران معروف نیز هستند، به‌خوبی سهم خود را در ایجاد فضایی ملموس برای تماشاگر ایفا کرده‌اند. اما شخصیت‌های ابهام‌انگیزی که برای‌شان نوشته شده، بازی آنها را هم تحت‌تأثیر قرار داده است. استفاده از نور و نورپردازی اثر هم در نوع خود جالب توجه بود. در واقع می‌توان این‌گونه گفت که اگر اساس داستانیِ فیلم محکم و منسجم ساخته شده بود، ما با فیلمی در خور و زیبا روبه‌رو بودیم که حتی می‌توانست در فستیوال‌های جهانی دیده شود.
اما شاید هنوز هم فیلم بتواند علاقه‌مندان سینمای آرژانتین را متوجه خود کند.