پوستر فیلم لونانا: غژگاوی (نوعی گاو در دامنه‌ی هیمالیا) در کلاس درس

اگر دیوید اتنبرو مستندی از کشور بوتان می‌ساخت…

لونانا: غژگاوی (نوعی گاو در دامنه‌ی هیمالیا) در کلاس درس
Lunana: A Yak in the Classroom
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

کشور بوتان به‌سبب اینکه در میان رشته‌کوه‌های هیمالیا قرار دارد یکی از صعب‌العبورترین و به‌نوعی بکرترین کشورهای دنیا محسوب می‌شود. طبیعت زیبایی که در دامنه‌ی کوه‌های سربه‌فلک‌کشیده‌ی این رشته‌کوه مردمانی از جنس طبیعت را در خود جای داده است. کارگردان جوان بوتانی، «پائو چوینینگ جورجی»، در سومین اثر بلند خود ملودرامی پیش پا افتاده را در دامنه‌ی کوه‌های این کشور زیبا روی پرده برده است.
یکی از سیاست‌های جشنواره‌های کن، برلین و ونیز این است که آثار منتخب خود را در همه‌ی جهان گسترده کنند. از طریق همین جشنواره‌هاست که مخاطبان این سوی جهان با آثار کشورهایی چون فیلیپین، ایران، بوتان و … آشنا می‌شوند. اما اسکار حداقل چنین رسالتی ندارد. اسکار به‌نوعی منتخب آثاری‌ست که در طی یک سال گذشته در این جشنواره‌ها به نمایش در آمده‌اند. اما در کمال تعجب شاهد این هستیم که سانتیمانتالیسم هالیوودنشینان یا به‌سبب حسادت چشم خود را روی آثار فاخر می‌بندد یا با همان نگاه‌های آنجلینا جولی نسبت به کودکان سیاه‌پوست آفریقا به آثاری چون «لونانا» می‌نگرد. در سال ۲۰۲۱ با آثاری از سینمای جهان رو‌به‌رو بودیم که باعث شدند این سال خاص‌تر از هر سالی شود. از بلژیک و فرانسه تا کره‌ی جنوبی و ژاپن، برزیل و ترکیه آثاری مشاهده کردیم که حضور هر کدام از آن‌ها باعث بالا رفتن سطح کیفی اسکار می‌شد. چون اسکار به‌خودی خود و به سبب همان سانتیمانتالیسم موجود بین برگزارکنندگان و سلبریتی‌های شرکت‌کننده در این شو همچون گریه‌های کیت وینسلت به آثار سینمایی جهان ارزش نمی‌دهد، بلکه ارزش خود را از آن‌ها می‌گیرد. اما طی چند سال و شاید دهه‌ی اخیر بخش نامزدهای سینمای بین‌الملل شوکه‌کننده‌ترین بخش بوده است. حتی طی این دو سال نیز سعی کرده‌اند برای انتخاب اثر سوگلی‌شان رقبای قدرتمند را کنار بگذارند. حضور این فیلم بوتانی میان این آثار نیز از همین سیاست نشأت می‌گیرد. وگرنه این فیلم یک ملودرام کاملاً ساده است.
«یوجین» یک سربازمعلم است و برای سال آخر به دورترین و مرتفع‌ترین روستای بوتان، لونانا، تبعید می‌شود. او به خوانندگی علاقه دارد و تلاش دارد به استرالیا مهاجرت کند. در هر حال برای گذراندن سال آخر به سوی این روستای دورافتاده می‌رود. این روستا در ارتفاع چهارهزار متری قرار دارد و به‌دلیل صعب‌العبور بودن باید شش روز پیاده‌روی کرد تا به آنجا رسید. کارگردان در نیمه‌ی ابتدایی فیلم خود کاملاً گمشده است. او نه می‌داند درام خود را چگونه پیش ببرد و نه توانایی کنترل کاراکتر و قاب‌ها را دارد. کارگردان باید می‌دانست که ما چیزی با نام سینمای مستند داریم. دیوید انتبرو در مستند یک سیاره، هفت قاره به مسئله‌ی گرمایش زمین، مکان‌های دورافتاده‌ی زمین و نسل‌های در حال انقراض حیوانات می‌پرداخت. تک‌دیالوگ‌های شعاری کارگردان این فیلم در باب گرمایش زمین، طبیعت و فرآیند زندگی طبیعی را دیوید اتنبرو به‌راحتی و بسیار گیراتر می‌توانست در یک مستند ۶۰ دقیقه‌ای از کشور بوتان به‌تصویر بکشد. اما ما از این کارگردان سینمای داستانی می‌خواهیم.
او به‌هر حال کاراکتر خود را به ارتفاع چهارهزار متری می‌فرستد. او با رسیدن به این ارتفاع کاراکتر خود را از یک سو در معذورات اخلاقی کلیشه‌ای آثار متوسط کارگردان‌هایی چون مجید مجیدی و برخی سینماگران بالیوودی قرار می‌دهد. این کاراکتر از دنیای مدرن وارد یک منطقه‌ی بکر شده که درس میهن‌دوستی، اخلاق و اخلاص بگیرد. بعید می‌دانم این کارگردان بیش از ۵۰ فیلم از بزرگان سینما تماشا کرده باشد، وگرنه به‌راحتی می‌توانست قصه بگوید و مخاطب را دنیایی که خلق می‌کند به چالش بکشد. اما او از یک دنیای آماده، کاراکتری کلیشه‌ای، داستانی کلیشه‌ای‌تر ملودرامی معمولی و متوسط را بیرون کشیده است. خلاصه بگویم که در این فیلم خلاقیتی نمی‌بینیم.
بی‌شک ذهن مخاطب این اثر را با آثار سال ۲۰۲۱ سینمای دیگر کشورها مقایسه می‌کند و لاجرم به همان نقطه‌ی ابتدایی، یعنی سانتیمانتالیسم هالیوودی، می‌رسیم. احتمالاً برای چند بازیگر محلی این فیلم نیز بلیطی دو طرفه از بوتان به هالیوود در نظر می‌گیرند، چند عکس یادگاری با آن‌ها می‌گیرند و در انتها آن‌ها را به کشور خودشان بازمی‌گردانند. اما هالیوودنشینان عزیز نمی‌دانند که تاریخ سینما را آن‌ها نمی‌نویسند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟