پوستر فیلم زنده بمان

سردرگمی کارگردان ویتنامی

زنده بمان
Survive
Ta Nang - Phan Dung
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سینمای کشوری چون ویتنام به‌سبب جنگ‌های ویرانگری که در آن رخ داده شاید بیش از سینمای بدنه در سینمای جشنواره‌ای حضور داشته باشد. اما به‌لطف توزیع‌کننده و پخش‌کننده‌ای چون نتفلیکس این سینماهای مهجور نیز می‌توانند حداقل در ژانرهای مربوط به سینمای بدنه خودی نشان دهند. هر چه هست نباید انتظار سینمایی پویا را از این آثار داشت و آن‌ها را باید از زاویه‌ای تماشا کرد که بضاعت آن‌ها را نشان می‌دهد. البته گفتن این نکته خالی از لطف نیست که همین آثار از تولیدات سینماهای ایدئولوژیک، رانتی و دچار خودسانسوری کشورهایی چون ایران به‌مراتب قابل‌تر هستند. شاید پیدا شوند کسانی که به‌لحاظ رانت و وابستگی خلاف این جمله را عنوان کنند، اما واقعیت همان چیزی است که مشاهده می‌کنیم. سینمایی که درگیر تنوع در ژانر نشود هیچ‌گاه پیشرفت نخواهد کرد.
این فیلم روایت گروهی از جوانان ویتنامی است که برای آخر هفته به منطقه‌ای بیرون از شهر آمده‌اند. متأسفانه کارگردان این اثر از همان ابتدای روایت خود دچار سردرگمی است. او از یک سو قصد دارد با اضافه کردن موسیقی و زوایه‌های دوربین به مخاطب القا کند که با اثری در ژانر دلهره مواجه است و از سویی دیگر فضای فیلم را به‌گونه‌ای پیش می‌برد که گویی یک درام انتزاعی مقابل بیننده قرار دارد. کارگردان هر کدام از این ذهنیت‌ها را هم که داشته باشد باز هم قادر نیست آن‌ها را تبدیل به یک فرم تصوری قابل قبول کند. این فیلم از هر جهتی رهاست؛ هیچ‌کدام از بازیگران حتی نزدیک به کاراکترها نیستند، روایت دچار نقص‌هایی در سطح خود است که در برخی لحظات فیلم آزاردهنده می‌شود و در نهایت گویی فیلم حتی به اتاق تدوین هم نرفته است.
آقای «تان هو تان» هنوز در ابتدای مسیر فیلم‌سازی خود قرار دارد. اما این اثر او را حتی نمی‌توان یک آزمون‌و‌خطا در سینمای دلهره و هیجان‌انگیز دانست. او بسیار دوست داشته که در اثر خود انتزاعی مالیخولیایی را وارد کند. اما شیوه‌ی به‌تصویر کشیدن این ازهم‌گسیختگی ذهنی را نمی‌داند. به‌نظر چنین کارگردان‌هایی فقر تماشای آثار سینمای جهان را دارند. شاید اگر کارگردان تجربه‌ای تصویری و ذهنی از نگاه فیلم‌سازان بزرگ را در پس ذهن خود داشت، به‌راحتی می‌توانست در یک فرم متوسط روایت خود را تصویر کند.
در سرتاسر فیلم شاهد هستیم که کارگردان واقعاً تلاش می‌کند و علاقه دارد اثری قابل قبول را مقابل چشم مخاطب قرار دهد. اما این کارگردان نوپا، علی‌رغم علاقه‌اش، توانایی این کار را ندارد. شاید اگر او به یکی از همان روایت‌های کلاسیک ژانر دلهره رجوع می‌کرد و رخدادهای فیلم را بر اساس همان آثار پیش می‌برد به‌مراتب موفق‌تر بود. او حتی نتوانسته از لوکیشن بکری که در اختیار دارد نهایت استفاده را ببرد. آنجایی که نیاز به اکستریم‌کلوزآپ‌ است، او وارد مدیوم‌شات می‌شود. آن‌جا که باید دلهره و ترس و اضطراب را نشان دهد دوربین از پشت کاراکتر را تعقیب می‌کند. در نهایت اینکه این فیلم از آن دسته آثاری است که هیچ چیز در آن سر جای خودش نیست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟