پوستر فیلم شاه‌نشان

ماکیاولیست کره‌ای فقط در تک‌جمله‌های زیبا حضور داشت

شاه‌نشان
King Maker
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

برای درک بهتر برخی فیلم‌ها و از آن سو نگاه دقیق‌تر به فرم تصویری آن‌ها گاه باید برخی آثار دنیای فلسفه و سیاست را مطالعه کرد. فیلم جدید آقای «بیون سونگ-هیون» نیز از لابه‌لای برگه‌های «شهریار» و «گفتارها»ی ماکیاولی خود را نشان می‌دهد.
«سئو چانگ-دائه» همچون عالیجناب خاکستری‌پوش باعث پیروزی‌های «کیم وون-بوم» در سیاست می‌شود. کارگردان کاراکتر سئو را همچون یک سایه در کنار کیم قرار داده است و از زاویه‌ای دیگر تاریخ ۳۰ ساله‌ی دیکتاتوری در کره‌ی جنوبی را با زبان خود روایت می‌کند. کلید‌واژه‌ی این فیلم واژه‌ی عدالت و جمله‌ی کلیدی آن همان گزاره‌ی مورد مناقشه است؛ هدف وسیله را توجیه می‌کند یا برعکس؟ سئو در نقش وسیله و کیم در نقش هدف قرار است مخاطب را وارد چالش کنند. یکی از نقاط قوت فیلم در این است که کارگردان نگاه سوبژکتیو را کناری گذاشته است. او همراهی تنگاتنگ هدف و وسیله را تصویر می‌کند و به‌هیچ عنوان قصد ندارد به پایانی خوش یا تلخ برسد. او به هیچ عنوان به‌دنبال نتیجه نیست. شما در سینما می‌توانید فقط‌و‌فقط طرح پرسش کنید و تفسیر و اتصال خطوط را به مخاطب بسپارید. کارگردان این فیلم نیز همه‌ی تلاش خود را صرف این می‌کند که گزاره‌ی اشاره‌شده را به‌تصویر بکشد. او در این طرح پرسش کاملاً وفادار به ماکیاولی است. سئو همچون یک سایه سعی دارد شرایط نابرابر کیم مقابل دیکتاتوری سیاسی وقت را از طریق حربه‌هایی همسان با آن‌ها تبدیل به رقابتی برابر کند. شاید کیم در ابتدا مقابل این نگرش سئو مقاومت می‌کند. اما پس از پیروزی‌هایی که در سطح استانی به‌دست می‌آورد، لاجرم می‌پذیرد که راه رسیدن به عدالت با خلوص کامل امکان‌پذیر نیست.
مشکلی که این فیلم دارد و نمی‌تواند بازتر از آن شود خط مستقیم روایت و جملات شعاری آن است. زمانی از یک فیلم به‌عنوان اثری شعاری یاد می‌کنیم که نتواند گزاره‌های خود را در قاب تصویر تفسیر کند. در این فیلم نیز ما با انواع تک جمله‌های زیبای سیاسی و اجتماعی مواجه هستیم اما در حد همان تک‌جملات زیبا باقی می‌مانند. کارگردان حتی تلاش نمی‌کند که هر کدام از این جملات را تبدیل به سکانس یا صحنه‌ای کند و مخاطب تبلور آن‌ها را در تصویر مشاهده کند. از آن سو علی‌رغم دخالت یک کاراکتر سیاسی در فیلم و چندوجهی بودن آن، اما در روایت کاملاً ساده و خطی به مسیر خود ادامه می‌دهد. فیلم فقط در کمپین‌ها می‌گذرد و قصد دارد هر چه دارد را در همین تصاویر خلاصه کند. مگر می‌شود کاراکتری همچون سئو که کارگردان قصد دارد او را عالیجناب خاکستری‌پوش و ماکیاولی معرفی کند چنین تک وجهی به نمایش درآید؟ این کاراکتر فقط با دیالوگ‌هایی که کارگردان روی زبان او می‌گذارد معرفی می‌شود. پس بگذارید بگوییم همه‌ی آن درون‌مایه‌ی جذاب و مملو از ماکیاولیسم هیچ‌گاه عمیق‌تر از خطوط و دیالوگ نمی‌رود. شاید وسواس کارگردان در فیلم قبلی‌اش، «بی‌رحم»، نیز باید در این اثر دیده می‌شد تا شاهد یک درام سیاسی خوب و قابل قبول باشیم.