پوستر فیلم کشتار در مهمانی شبانه‌ی دخترانه

این فیلم همان بود که انتظار می‌رفت؛ بی‌مایه

کشتار در مهمانی شبانه‌ی دخترانه
Slumber Party Massacre
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

اسلشرهای تینیجری در هالیوود آن‌قدر پرطرفدار هستند که هر اثر موفقی در این زیرژانر یا بازسازی یا تبدیل به یک فرنچایز می‌شود. یکی از این اسلشرها که در سال ۱۹۸۲ ساخته شد «کشتار در مهمانی شبانه‌ی دخترانه» بود. این فیلم تقلیدی تینیجری از کشتار با اره‌برقی در تگزاس بود و این‌بار قاتل آن به صدای دختران جوان حساس بود. فیلمی دوم آن در سال ۱۹۸۴ ساخته شد و حال خانم «دانیشکا استرهازی» بازسازی این اثر را برعهده گرفته است. استرهازی پیش از این فیلم نیز تجربه‌های متوسطی در سینمای دلهره داشته و این بار شانس خود را در بازسازی یک اسلشر امتحان کرده است.
عده‌ای از دختران جوان به کلبه‌ای در کنار جنگل می‌روند و قصد دارند آخر هفته را کنار یکدیگر بگذرانند. اما قاتلی بی‌رحم با یک دریل بلند آن‌ها را سلاخی می‌کند و فقط یک نفر از میان این جمع جان سالم به‌در می‌برد. حال سال‌ها پس از آن ماجرا دخترِ آن بازمانده به‌همراه دوستان‌اش قصد دارد به این کلبه بازگردد تا انتقام مادرش را بگیرد. خانم استرهازی در این فیلم تقریباً بر اساس همان قواعد سینمای اسلشر پیش رفته است. اما تفاوت او در نگاه ملو به این ماجراست. درست است که فیلم بازسازی یک اثر اسلشر است، اما هیچ نشانی از آن غلوشدگی‌های رایج در این فیلم‌ها وجود ندارد. شاید خانم استرهازی باید این را می‌دانست که چرا به این دسته از آثار اسلشر می‌گویند. اما از سویی وقتی تجربه‌ی فیلم‌سازی این کارگردان در ژانر دلهره را می‌بینیم، متوجه می‌شویم که او بیشتر در حوزه‌ی انتزاع ترس تجربه دارد تا مواجهه با خود ترس. فیلم‌هایی چون «سطح ۱۶» یا «مزرعه‌ی سیاه» مؤید این مطلب هستند. اما این کارگردان در فیلم جدید خود مدعی ساخت یک اثر اسلشر است و باید به قواعد آن پایبند باشد. در کمال تعجب شاهد هستیم که او روایت را بر همان اساس پیش می‌برد و زمانی که به مواجهه‌ی قاتل با قربانیان می‌رسد یا به‌سرعت با برش به صحنه‌ی بعدی می‌رود یا همچون نظاره‌گری بی‌جسارت از زاویه‌ای خنثی آن را به‌تصویر می‌کشد.
این فیلم در خوشبینانه‌ترین حالت یک شوخی بامزه با سینمای اسلشر است. کارگردان گویی دوست داشته اثری متفاوت را مقابل مخاطب قرار دهد، اما بی آنکه بداند وارد چه مسلخی شده یک اثر بی‌مایه و مضحک خروجی او از این تبختر شده است. به‌نظر کارگردانی چون استرهازی بهتر است به همان دنیای انتزاعی خود بازگردد و آثار متوسط و قابل قبولی چون «زمین سیاه» را روی پرده ببرد. در هر حال این فیلم نشان می‌دهد که دنیای فیلم‌سازی خانم استرهازی با برش‌های پی‌در‌پی سینمای اسلشر همسو نیست.
از دنیای فیلم‌سازی خانم استرهازی اگر فاصله بگیریم باید به این نکته اشاره کرد که سال ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ تا به اینجا مملو از بازسازی‌های مضحک هالیوود از آثار کلاسیک و دهه‌های گذشته بوده است. آیا هالیوود همچنان در این دور باطل گرفتار می‌شود یا با استفاده از روایت‌های دسته‌اول راهی برای خروج از آن پیدا می‌کند؟