«ایوا»، زنی جوان، که در هلند آنکالوژیست (سرطانشناس) بوده است، رشتهی خود را رها کرده تا بر روی کتابی به نام «کتاب بصیرت» که متعلق به دکتری در قرن هجدهم است، مطالعه و تحقیق کند. او در واقع برای یافتن ریشهی مشکلات خود به این کتاب روی آورده است. ایوا در همان ابتدا با «استلان»، مردی جوان که قرار است در این مسیر همراه او باشد، آشنا میشود.
فیلم «کتاب بصیرت» با ادغام گذشته و حال و نشان دادن داستانهایی موازی در دو زمان و دو قرن متفاوت از چرخهی زندگی و مرگ حرف میزند و سعی دارد ریشههای وجودی انسان را بیابد. تمام شخصیتهایِ داستانِ زمانِ حال در زمان گذشته نیز با کاراکترهایی دیگر دیده میشوند و همگی به نوعی در حال تکرار خود هستند. آیا گذشته خود را دوباره تکرار میکند؟ آیا تاریخ تکرار میشود؟ آیا میتوان با خواندن گذشته اسرار آینده را دانست؟ روح چیست؟ آیا روح آدمی میتواند آینده را ببیند و آن را تغییر دهد؟
این فیلم قرار است در روایتی شاعرانه از آدمهایی حرف بزند که دردها و ترسهاشان آنها را به هم گره میزند و پیوندی همیشگی میانشان ایجاد میکند. آری، آدمی با دردهایاش است که میتواند شناخته شود، کشف شود و درک شود. ایوایِ گذشته با ایوایِ حال از طریق همین دردها ارتباط برقرار میکند و میتواند آنچه که در گذشته رخ داده را ببیند. ایوا در زندگی گذشته اسیر همسری است که او را فقط برای بارداری میخواهد و از این رو باید عشقاش را از دست دهد. ایوایِ زمان حال هم از مردی فرار میکند و در راهی قرار گرفته که ممکن است عشقاش را از دست بدهد. اما آیا ایوای زمان حال میتواند با خواندنِ داستانِ ایوای گذشته به گونهای دیگر عمل کند و نتیجهای دیگر را رقم بزند؟
فیلم «درخت بصیرت» پر از تصویرها و نمادهایی است که هر یک به گونهای رویایی و شاعرانه در حال انتقال روایت زندگی و مرگ هستند. درختی که ریشههایاش را مادران مرده تشکیل میدهند تا جنینهای به دنیا نیامده را بزرگ کنند و آنها را بار دیگر با نام برگ و درخت به طبیعت بازگردانند یکی از این نمادهاست. آدمهایی که بعداً از این درخت برمیخیزند همگی با گِل و قیر پوشیده شده و رو به سوی رودی میروند تا شسته شوند و زندگی را آغاز کنند. مادر به فرزندش جان میدهد حتی اگر قرار باشد در همین حین بمیرد. مرگ هم از همینجا آغاز میشود. آدمی که متولد میشود، مرگ را هم با خود متولد میکند و چرخهی زندگی با مرگ آغاز و همراه میشود و درنهایت با آن پایان مییابد. آنچه مهم است میانهی این چرخه است.
«کارلو هینترمن» کارگردان فیلم «کتاب بصیرت» با «ترنس مالیک» در فیلم «درخت زندگی» همکاری داشته و حتی اولین فیلم مستند خود را هم با نام و براساس فیلمهای مالیک ساخته است. به همین دلیل به وضوح میتوان اثر افکار، ایدهها، عقاید و حتی نوع فیلمبرداری و موسیقی این کارگردان بزرگ را در اولین فیلم بلند سینمایی هینترمن دید. هینترمن حتی برای موسیقی و فیلمبرداری فیلماش هم از افرادی استفاده کرده که قبلاً با مالیک همکاری داشتهاند. موسیقیای شنیدنی و تصاویری زیبا نتیجهی این رویداد است. از این روست که اگر با دیدن این فیلم به یاد «ترنس مالیک» افتادید، تعجب نکنید، زیرا هینترمن شاگردی خوب برای مالیک بوده که البته هرگز به پای استادش نمیرسد یا هنوز به پای استادش نرسیده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.