موزیکال بیجان و عاریهای اسپیلبرگ
حداقل برای نامی چون استیون اسپیلبرگ نیازی به فهرست کردن فیلمشناسی او نیست. اسپیلبرگ خود هالیوود است و هالیوود اسپیلبرگ. او در کنار نامهایی چون جورج لوکالس و جیمز کامرون فقط کافیست اراده کنند تا هر غول استودیویی در خدمتشان قرار بگیرد. گویی هالیوود جدید همهاش را مدیون این سه نفر است و آنها حکم پدرخواندههای این سرزمین پر زرقوبرق را دارند. اسپیلبرگ تقریباً در هر ژانری که اراده کرده فیلم ساخته است. او برعکس نامهایی چون دلتورو و ردلی اسکات با روایت آشناست و آن اپراتور گوشبهفرمان نیست. او در کنار نامهایی چون آلتمن، کاپولا و اسکورسیزی از اویان چهرههایی بهشمار میرود که هالیوود را از مسیر کلاسیک خارج کرد. اسپیلبرگ تمام آنچه گفتیم هست و همچنان هم با تبختر به اطراف مینگرد. اما بعد از دیدن آخرین اثر او این سوال مطرح میشود که چرا اسپیلبرگ در دام بازسازیهای احمقانهی هالیوود از آثار کلاسیک افتاده است؟
روایت موزیکال «داستان محلهی وستساید» بازسازی فیلم موزیکال کلاسیکی با همین نام است. «تونی» و «ماریا» در نیویورک با یکدیگر آشنا میشوند. اما ماریا خواهر سرکردهی یک دارودستهی خیابانی با نام «کوسهها» است و تونی عضو سابق دارودستهی دشمن آنها یعنی «جتها» است. اولین گام غلط اسپیلبرگ بهنظر انتخاب بازیگران فیلم است. از نقشهای اصلی گرفته تا فرعیترین نقشها را که با اثر کلاسیک «جروم رابینز و رابرت وایز» مقایسه میکنیم به این تفاوت بزرگ پی میبریم. بعید است تکههای رقصهای ماندگار موزیکالهای کلاسیک هالیوود را، حتی بهطور تصادفی، مشاهده نکرده نباشید. در تمام این آثار بیش از روایت این پرفورمنسی است که بازیگران اجرا میکنند. اما در اثر اسپیلبرگ که بهعلت بازسازی بودناش در پرداخت روایت مشکلی ندارد، ضعیفترین بخش آن همین اجرای بازیگران فیلم اوست. حداقل از کارگردانی چون اسپیلبرگ بعید بود که چنین گروه بازیگریای را گرد هم آورد تا ضعیفترین اثر کارنامهی فیلمسازی اش را به نمایش بگذارد.
یکی دیگر از تفاوتهای مهم بین بازسازی اسپیلبرگ و فیلم اصلی در شخصیتپردازیهای آن است. فیلم رابینز و وایز آنقدر کاراکتر فرعی دارد که لوکیشن را برای پرفورمنس بازیگران اصلی دچار عمق میکند. اما در اثر اسپیلبرگ هیچ نشانی از این عمق وجود ندارد. حتی رقصهای فیلمهای سینمای بالیوود را شاید بتوان چند سطح بالاتر از اجرای گروه بازیگران بازسازی اسپیلبرگ دانست. بازسازی استیون اسپیلبرگ عمق ندارد، بازیگر ندارد و در نهایت جز روایت عاریهایاش هیچچیز ندارد. از سویی در همین سالی که گذشت دو اثر موزیکال قابل احترام را با نامهای «تیک، تیک… بوم!» و «در محلهی هایتس» را شاهد بودیم. اگر آن دو اثر را تماشا کرده باشید و حال قرار است بازسازی اسپیلبرگ را مشاهده کنید، تفاوت آن دو اثر موزیکال را با دستپخت آقای اسپیلبرگ بهطور عیان ملاحظه خواهید کرد. در پایان میتوان فقط به این نکته اشاره کرد که بازسازی آقای اسپیلبرگ یکی از بدترین آثار موزیکال سینمای هالیوود است. اما چون نام او استیون اسپیلبرگ است هالیوود با تمام وجود ماههاست که به هر بهانهای ناماش را در بوق و کرنا کرده است. ظاهراً فرانسیس فورد کاپولا باقی مانده که حداقل تا به اینجا جلوی خود را گرفته است و سعی نکرده همچون اسکورسیزی «هوگو» و همچون اسپیلبرگ «داستان محلهی وستساید» بسازد. امیدوارم هیچگاه چنین اتفاقی برای کاپولا رخ ندهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.