پوستر فیلم آبشارها

آنجا که همه‌چیز متوقف می‌شود

آبشارها
The Falls
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

سال گذشته بود که اثر جدید «چانگ مونگ-هونگ»، کارگردان تایوانی، با نام «یک خورشید» را مرور کردیم. دنیای فیلم‌سازی این کارگردان با ضربآهنگ به‌مانند زندگی واقعی به درون انتزاعات ذهنی کاراکترها می‌رود و در پسایای ذهن آن‌ها خلق می‌شود. این کارگردان تایوانی در آخرین اثر خود به درون دوران قرنطینه رفته است و رابطه‌ی یک مادر و دختر را به چالش می‌کشد.
«پین-ون» مادر مجردی‌ست که در یک شرکت چندملیتی مشغول کار است. او به‌همراه دختر نوجوان خود زندگی می‌کند. رابطه‌ی آن‌ها آنچنان سرد است که پین-ون هر چه سعی در ترمیم آن دارد به در بسته می‌خورد. کارگردان فیلم را نه با دادن تصویری کامل از زندگی و رابطه‌ی این دو، بلکه با شروع یک روز معمولی از مادر و دختری عادی و دوران قرنطینه‌ی شدید دولت‌ها در بدو همه‌گیری کووید-۱۹ آغاز می‌کند. مادر دائم از دختر در حال پرسیدن امورات زندگی‌اش است و دختر بی آنکه به او توجهی کند پاسخ‌هایی نامرتبط می‌دهد. هر کدام مسیر خود را می‌روند؛ دختر به مدرسه و مادر به محل کار. هنگام جلسه‌ای مهم در شرکت گوشی مادر زنگ می‌خورد و به او می‌گویند تست یکی از هم‌کلاسی‌های دختر مثبت شده است. او با عجله خود را به بیمارستان می‌رساند. دخترش باید ۱۰ روز در قرنطینه بماند و این آزمون سختی برای رابطه‌ی این دو است.
چانگ مونگ-هونگ در این اثر نیز به درون رابطه‌ای مادرانه و دخترانه رفته است. از یک سو می‌توان اثر او را فیلمی در تکریم مادر دانست و از سویی دیگر نقدی بر فشارهای جامعه‌ی مدرن که ممکن است هر انسانی را دچار فروپاشی عصبی کند. چند سال پیش بود که یکی از دوستان پلات یک فیلم کوتاه را در اختیار من گذاشت با این مضمون؛ سه انسان در بخش های مختلف شهر مشغول انجام امور روزانه‌ی خود هستند. اما به‌ناگاه هر کدام از آن‌ها دست از کار می‌کشند و دوان‌دوان به‌سوی میدان اصلی شهر حرکت می‌کنند. در این حین تمام مردمان شهر دچار این وضعیت می‌شوند. آنچه در ذهن این ایده‌پرداز آمده بود توقف ناگهانی انسان محاصرشده در میان فشارهای بیرونی بود. حال همین وضعیت را در کاراکتر مادر می‌بینیم. او در یک شب به‌ناگهان روی یک پل و خیره به افقی دور متوقف می‌شود. حال دنیای مادر و دختر با یکدیگر عوض می‌شود. این‌بار نوبت دختر است که نقش مادر را رعایت کند و مادر را همچون نوجوانی یاغی تیمار کند.
چانگ مونگ-هونگ یکی از معدود کارگردان‌های معاصر است که انسان را همچون انسان می‌بیند و به‌دور از تفاوت میان جنسیت‌ها به درون زندگی انسان‌ها می‌رود. او در این اثر با موسیقی متنی بی‌نظیر سعی دارد مصیبت مادر بودن و در عین حال سرپرست بودن را به‌تصویر بکشد. فیلم او نمونه‌ی زیبایی از رئالیسم شاعرانه در قرن بیست‌و‌یک است که هر مخاطبی، از سینه‌فیل تا مخاطب سینمای سرگرمی، با دنیایی که کارگردان می‌سازد هم‌ذات‌پنداری می‌کند. نگاه متقابل دوربین او به چهره‌ی کاراکتر و تعلیقی که در ذهن مخاطب، از اینکه چه چیزی آن سوی دوربین در حال رخ دادن است، ایجاد می‌شود از زیبایی‌های تکنیکی و فرمی این اثر است. او حتی در برش‌های خود و استفاده از دیزالو، فید-این و فید-اوت، کاملاً اقتصادی عمل می‌کند تا فیلم وارد انتزاعی نامفهوم نشود. این فیلم از آن فیلم‌هایی است که حال مخاطب خود را خوب می‌کند و احتمالاً موسیقی متن زیبای آن پتانسیل بارها گوش سپردن را نیز دارد.