پوستر فیلم یادبود ۲

همه‌چیز درون ذهن من

یادبود ۲
The Souvenir Part II
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

شاید یکی از بدشانس‌ترین کارگردان‌های سال ۲۰۲۱ آقای خواکیم تریر باشد. او در فیلم جدیدش – بدترین آدم دنیا- روایتی از دختری با نام «جولی» را تصویر می‌کند که دائم در حال عوض کردن مسیر برای رسیدن به آرامشی ذهنی و قلبی در باب زندگی‌ست. در مرور این فیلم اشاره شد که نگاه کودکانه‌ی آقای تریر به ابژه‌گی زن آن‌قدر پخته نیست که کاراکتر «جولی» برای مخاطب تبدیل به شخصیتی ملموس شود. اما چرا این کارگردان را بدشانس خطاب کردم؟ در فیلم «لیکریش پیتزا»ی اندرسون نیز با چنین کاراکتری مواجه بودیم و تفاوت در این بود که «آلانا» برعکس جولی در جامعه زندگی می‌کرد و نه در یک باکس خالی و قابل عرضه به دیگران. حال خانم «جوآنا هاگ» در سری دوم فیلم «یادبود» زندگی «جولی» را پس از مرگ «آنتونی» به‌تصویر می‌کشد. هم‌زمانی این سه فیلم را می‌توان بزرگ‌ترین ضربه به اثر آقای تریر دانست که به‌راحتی در زیر این دو اثر مدفون خواهد شد.
جولی دانشجوی رشته‌ی کارگردانی در یک مدرسه‌ی فیلم‌سازی‌ست. در قسمت اول این فیلم کاراکتر جولی در پرده‌ی اول بیشتر نظاره‌گر زندگی دیگران بود. دوستان‌اش با او زندگی می‌کردند و مقدار کمی اجاره نیز به او می‌دادند. اما جولی تنها لبخندی بر لب داشت و با دوربین عکاسی خود از دورهمی‌ها عکس می‌گرفت. ورود کاراکتر عجیب‌و‌غریب آنتونی باعث شد صفحه‌ی جدیدی در زندگی جولی آغاز شود. آنتونی معتاد هروئین بود و جولی که دختری مبادی آداب و کاملاً مثبت‌اندیش بود حتی در باب این موضوع شکی به ذهن راه نمی‌داد. خانم هاگ آپارتمان جولی را تبدیل به خط مبدأ اثر خود کرده بود. مخاطب تا انتهای پرده‌ی اول به‌طور کامل با پلان این آپارتمان آشنا می‌شد و رفت‌و‌آمدها دیگر برای‌اش عجیب‌و‌غریب به‌نظر نمی‌رسیدند. حتی آسانسور خود نیز یک کاراکتر بود و بازوبسته‌شدن در آن تعلیقی ظریف را ایجاد می‌کرد. خانم هاگ در بخش اول فیلم وادادگی تمام‌وکمال جولی به عشق را همراه با رنجی که متحمل می‌شد تصویر کرده بود. جولی در بخش اول در حال بزرگ شدن بود و آن دختر مبادی آداب قصد داشت از لایه‌ای که دور خود پیچیده بود خارج شود. این اتوبیوگرافی شرح زندگی فیلم‌ساز در دهه‌ی ۱۹۸۰ است.
اما خانم هاگ ادامه‌ی ماجرا را درست از روز بعد از مرگ آنتونی روایت می‌کند و این‌بار جولی قصد دارد یادبودی برای عشق عجیب‌اش به آنتونی بسازد. در این قسمت دیگران در مواجهه با این فضای عجیب‌و‌غریب قرار می‌گیرند؛ اینکه شخصیتی چون جولی چرا با اینکه از اعتیاد آنتونی باخبر بوده باز هم در آغوش او بوده است؟ خود جولی نیز با این فیلم یادبود سعی دارد به پاسخ این پرسش‌ برسد. در این قسمت با ذهن دوگانه‌ی جولی طرف هستیم که دائم در حال کندوکاو است. باید به آقای تریر گفت زمانی که از مسیر درست روایت حرف می‌زنیم یعنی چنین خطی که خانم هاگ ترسیم کرده است. کاراکتر زن در فیلم خانم هاگ ورای جنسیت‌زدگی‌ست؛ جولی در فیلم «یادبود» می‌داند کیست اما در حال پیدا کردن پاسخی برای آنچه می‌خواهد است. «جولی» در فیلم «بدترین آدم دنیا» نه می‌داند کیست و نه در روایت به جایی می‌رسد که حتی پرسشی برای خود طرح کند. خانم هاگ در فیلم خود سعی دارد همان تعریف دوبووآری در کتاب «جنس دوم» را مقابل مخاطب قرار دهد. در این فیلم مخاطب پیش از آنکه در برابر یک زن قرار بگیرد، در مواجهه با یک انسان است. این درست همان نقطه‌ی وسط سیبلی‌ست که فمینیسم فلسفی و نه رادیکال در حال فریاد زدن آن است؛ زن را نه یک ابژه و نه حتی یک سوژه، بلکه پیش از همه‌ی این‌ها یک انسان تصور کنید.
خانم هاگ با جسارت اثر قبلی خود را ادامه داد تا نشان دهد که هر پایانی درست آغاز مسیری جدید است. فیلم دوم «یادبود» نیز تعریف جمله‌ی پیشین به‌حساب می‌آید. دوربین ساکن کارگردان در فیلم اول تبدیل به دوربینی کنجکاو و پرسش‌گر در فیلم دوم شده است. گویی دوربین نیز همانند جولی در حال رشد کردن است و این هارمونی میان کاراکتر و حرکت دوربین یکی از لذت‌های تماشای این فیلم است. مطمئناً نمی‌توان حتی یک دقیقه از فیلم دوم را بدون اینکه فیلم اول را تجربه کرده باشیم تماشا کرد. پس آسوده‌خاطر فیلم اول را تماشا کنید و با جولی و دنیای ذهنی‌اش آشنا شوید و در فیلم دوم سفر ذهنی او را در پیدا کردن پاسخی برای پرسش‌های ذهنی‌اش به نظاره بنشینید.