پوستر فیلم [داستان] یک پا

عشق، حماقت و سوگ

[داستان] یک پا
A Leg
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«کووین» زنی جوان و زیباست. او رقصنده است. «زی‌-هان» با دیدن عکس او در یک نگاه عاشق‌اش می‌شود. زی-هان هم رقصنده است. کمی بعد دیدار این دو نفر در سالن رقصی آنها را به هم نزدیک می‌کند. هر دو جوان هستند و مشتاق برای پیشرفت. آنها به زودی ازدواج می‌کنند، اما اتفاقات عجیبی رخ می‌دهد و زی‌-هان با پایی که باید قطع شود به اتاق عمل می‌رود. او دیگر باز نمی‌گردد. کووین بعد از مرگ همسر تلاش می‌کند پای جداشده‌ی او را که در بیمارستان گم شده، پیدا کند.
فیلم «[داستان] یک پا» داستانی کمدی از عشقی است که پر شور آغاز می‌شود. دو جوان که هر دو یک هدف در زندگی دارند با شورِ رسیدن به این هدف تصور می‌کنند، می‌توانند تمام موانع را از سر راه خود بردارند. کمی بعد اما حماقت‌ها آغاز می‌شود. زیادی‌خواهی‌ها و بی‌فکری‌ها پشت سر هم رخ می‌دهند و هر روز این دو نفر را از هم دور و دورتر می‌کنند. تخت بیمارستان دوباره آنها را به هم نزدیک می‌کند، اما خیلی دیر. با مرگ زی-‌هان سوگ آغاز می‌شود. کووین تلاش می‌کند هر طور شده پای عشق‌اش را پیدا کند. او درحال عزاداری است.
فیلم «[داستان] یک پا» یک کمدی سیاه است. اتفاقاتِ پیش‌روی کووین برای یافتن پای همسر به گونه‌ای طنزآمیز رخ می‌دهند، اما هیچ‌کدام باعث نمی‌شوند آن خنده‌ی حقیقی بر چهره‌ی ما نمایان شود. همه‌چیز تلخ است و دردناک. مرگ زی-هان در همان ابتدا در بیمارستان رخ می‌دهد و فیلم در ادامه با فلش‌بک‌هایی که به گذشته می‌زند، مسیر رسیدن این زوج به این مکان را نشان می‌دهد. شخصیت‌ها در این مسیر شکل پیدا می‌کنند. زوایای مختلف زندگی‌ آنها نمایان می‌شود و دلیل رفتارها و البته بیمار شدن زی-هان نیز آشکار می‌گردد. در ابتدا کووین به‌نظر بی‌احساس دیده می‌شود. ما او را شاید درک نکنیم. اما روایت هر چه جلوتر می‌رود و فلش‌بک‌ها که بیشتر می‌شود، او و دلیل رفتارهای‌اش نیز بیشتر مشخص می‌شود. این مسیر آنقدر خوب طی می‌شود که در انتها همه‌چیز در جای خود قرار گرفته و معنایی که باید داشته باشد را دارد.
این فیلم در زمان‌هایی که داستان هنوز ما را دربرنگرفته با تصاویر خود می‌تواند منجر به ادامه‌ی دیدن‌اش شود. تصاویری که گاهی آهسته می‌شوند و گاهی در نورهای رنگی زیبا با رقص همراه می‌گردند. تصاویر در این فیلم در قاب‌‌هایی واید نشان داده شده‌اند و این امر باعث شده همه‌چیز در نگاه ما کامل و جامع دیده شود. ما شرایط را درک می‌کنیم و با کووین همراه می‌شویم. اما نکته‌ی دیگر آن است که فلش‌بک‌ها از دید زی‌-هان و با سخنانی که او خود بیان می‌کند، نشان داده می‌شوند. این امر همانقدر که برای شناخت زی-هان اثرگذار است، کمی شخصیت کووین را مبهم کرده است. اینکه چرا کووین بعد از آن همه زمان هنوز هم زی-هان را دوست داشته از نکاتی‌ست که این فیلم به آن نپرداخته است.
نام کارگردان و نویسنده‌ی این فیلم یعنی «چانگ یائو-شِنگ» را ما پیش از این در فیلم مرورشده‌ی «یک خورشید» شنیده بودیم. در فیلم «یک خورشید» چانگ به همراه کارگردان‌ نویسند‌ه‌‌های یک داستان زیبا و اثرگذار بودند. او این ‌بار در فیلم «[داستان] یک پا» داستان خود را کارگردانی کرده تا دومین اثر بلند سینمایی‌اش را ساخته باشد. چانگ یک کارگردان و نویسنده‌ی نوپا است که از نویسندگی رمان به این مسیر ورود کرده، اما نشان داده که توانایی خوبی برای ادامه‌ی آن دارد. باید منتظر بود و فیلم‌های بعدی او را دید.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟