بازیهای دو سر باخت نتفلیکس برای مخاطب
نتفلیکس قبل از آنکه تهیهکننده باشد یک توزیعکنندهی جهانی در سینماست. اما نه نتفلیکس و نه هیچ پلتفورم پخش آنلاینی بهدنبال منزه کردن خود در سینما نیست. بهنوعی زمانی که برخی آثار سینمای گروه ب را در این پلتفورمها میبینیم و در کمال تعجب متوجه این موضوع میشویم که صفر تا صد توزیع آنلاین این آثار در دست این کمپانیهاست، دوباره به نقطهی اول و همان سوال تکراری باز میگردیم؛ چه کسی میتواند ذائقهی بر باد رفتهی مخاطب امروزی سینما را ارتقا دهد؟ زمانی که هیچ تلاشی در این کمپانیها برای این کار نمیبینیم، مطمئناً کارگردانهایی چون «روئل راینه» نیز به خود اجازه میدهند زبالههای تصویری خود را همچنان بسازند و از تعداد مخاطب نیز آسودهخاطر شوند. چرا که نتفلیکس عهدهدار توزیع آنلاین آن است.
اینکه بخواهیم در باب چنین اثری از روایت و فرم سینمایی حرف بزنیم کاری بس بیهوده است. چرا که کارگردانی چون راینه حتی درکی از سینمای اکشن نیز ندارد. او در فیلم خود از چند چهرهی آشنای سینمای اکشن جنوب شرق آسیا استفاده کرده است، اما مانند آثار قبلی خود حتی در بستن یک قاب اکشن هم ناتوان است. فیلم او بیشتر به بازی کودکانهی چند بزرگسال با یکدیگر میماند. کاراکتری در این برهوت وجود ندارد و در نتیجه نمیتوان انتظار شخصیتپردازی نیز از فیلم داشت. راینه با اعتمادبهنفس کامل قابهایی را بسته است که اگر یک نوجوان ۱۵ ساله، که چند اثر اکشن رزمی دیده است، فرصت قرار گرفتن پشت دوربین را داشت، بهتر از او میتوانست این صحنهها را در بیاورد.
در سینمای اکشن، بهخصوص اکشنهای گروه ب، بیش از روایت قاببندی صحنههای اکشن مهم است. از آنجایی که خود فیلمسازان این حوزه هم میدانند که روایتی وجود ندارد، در نتیجه تمام توان خود را روی بستن قابهای اکشن میگذارند. قهرمان یا قهرمانان داستان در هر سکانس در شرایطی قرار میگیرند که باید با عدهای مبارزه کنند و گروه کارگردانی نیز با گرفتن نماهای مختلف سعی میکنند این لحظات را بیشازپیش آمیخته با احساس و هیجان کنند. آثار دههی ۱۹۹۰ سینمای اکشن-رزمی هنگکنگ را بهیاد بیاورید؛ در هر کدام از آن آثار مخاطب کاملاً میتوانست حتی صحنهی بعدی را نیز پیشبینی کند. اما آنچه که باعث میشد این مخاطب فیلم را تا به انتها تماشا کند همان صحنههای اکشن-رزمی فیلم بود. در این فیلم اما راینه گویا هیچ درکی از این صحنهها ندارد و در هر کدام از آنها شاهد گلاویز شدنهای اسلوموشن کاراکترها با یکدیگر هستیم که حتی در اتاق تدوین هم تبدیل به یک صحنهی اکشن نشدهاند.
در هر حال نتفلیکس بازی بسیار خطرناکی را شروع کرده که مخاطب آیندهی سینما تنها طرف متضرر آن است. در این بازی کمپانی های توزیع هر چه بخواهند را پررنگ میکنند و مخاطب از همهجا بیخبر این پلتفورمها مورد هجوم هوش مصنوعی تحت الگوریتمهای پیچیدهی نتفلیکس و رفقا قرار میگیرد. در نتیجه انبوهی از زبالههای تصویری مانند همین فیلم آقای راینه، بی آنکه مخاطب حق انتخابی داشته باشد، تماشا میشوند و این چرخه ادامه پیدا میکند. نتیجهی آن؟ مطمئناً فروش میلیارد دلاری مرد عنکبوتی جدید پاسخی روشن بر این مدعاست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.