پوستر فیلم گلوله‌ای از میان دیوار

آن خط جداکننده کجاست؟

گلوله‌ای از میان دیوار
A Shot Through the Wall
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

طی یک دهه‌ی گذشته بحث مقابله با نژادپرستی در همه‌ی عرصه‌ها، هنر و ورزش و سیاست، شکل دیگری به خود گرفته است. در دنیای سینما هر بار از زاویه‌دید جدیدی با این مسئله روبه‌رو می‌شویم و در کل همگان سعی دارند فضا را از آن حالت سانتیمانتال سلبریتی‌پسند هالیوودی جدا کنند. کارگردان‌های بسیاری تلاش کرده‌اند که در کنار انبوه آثار ملوی هالیوودی از زاویه‌ای دیگر به این مقوله نگاه کنند. «امی لانگ» یکی از این کارگردان‌هاست که در اثر جدید خود از نگاهی متفاوت به این مقوله پرداخته است.
«مایک تان» یک افسر جوان پلیس چینی-آمریکایی است که طی یک تعقیب‌‌و‌گریز و کاملاً تصادفی، درست هنگامی که اسلحه‌ی کمری‌اش را بیرون می‌آورد، تیری شلیک می‌کند. این تیر به دیوار نازک یک آپارتمان اصابت می‌کند و پسر جوان سیاه‌پوستی که آن سوی دیوار است بر اثر اصابت این گلوله جان می‌بازد. فیلم با همین افتتاحیه وارد مسیر اصلی خود می‌شود. کارگردان کاراکتر مایک را وارد یک چالش اخلاقی می‌کند. از همه طرف روی او فشار است. مایک در ذهن خود با کلمه‌ی «گناهکار» مشکل دارد و در دادگاه نیز این را عنوان می‌کند. به‌زعم او همگان باید بدانند این واقعه کاملاً تصادفی بوده و هیچ عمدی در پس آن وجود ندارد. آنچه مایک را آزار می‌دهد این است که او نیز یک غیر آمریکایی محسوب می‌شود و در اصل سفیدپوست نیست. اینکه او را متهم به نژادپرستی کنند کاملاً مضحک به‌‌نظر می‌رسد. خانم لانگ برای عمق دادن بیشتر به روایت خود نامزد مایک را نیز از جامعه‌ی آفریقایی-آمریکایی‌ها انتخاب کرده است. این دقت و ذکاوت کارگردان در چینش کاراکترها یکی از نقاط قوت فیلم است. مخاطب با دنیایی واقعی روبه‌رو می‌شود که در آن حقیقت آشکار یک واقعه‌ی تصادفی آن‌طور که عرف و رسانه‌ها بخواهند تغییر می‌کند. در این روایت همه می‌دانند اتفاقی رخ داده است و این اتفاق هم کاملاً تصادفی بوده است، اما کارگردان حواشی ویران‌کننده‌ی این رویداد را چنان پررنگ می‌کند که مخاطب با کمی تأمل به‌راحتی می‌تواند با دنیای بی‌رحم امروز بدون پرده روبه‌رو شود؛ دنیایی که هر کدام از مخاطبان فیلم نیز بخشی از آن هستند.
خانم لانگ در فیلم خود و در فرمی ساده پا را کمی آن‌سوتر می‌گذارد. برای او از دست رفتن جان یک نفر از یک سو و ویران شدن زندگی شخصی یک نفر دیگر از سویی دیگر مهم است. اینکه در جایی دیگر اتفاقی عمدی رخ داده و همه‌ی جامعه را به اتفاقات مشابه حساس کرده دلیلی قانع‌کننده برای ویرانی زندگی یک انسان نیست. امی لانگ در سرتاسر اثر خود به این تقابل مخرب جامعه با پیش‌قضاوتی ویرانگر می‌پردازد. مایک تان در این فیلم یک قربانی‌ست و جز دفاع از هویت خود در جامعه کاری دیگر نمی‌تواند بکند. این فیلم از رد شدن اتفاقی یک گلوله از دیوار شروع می‌شود و تقابل دو خانواده را با دنیایی که دیگر فرزندان‌شان در آن نفس نمی‌کشند به پایان می‌رسد. خانم امی لانگ در فیلم خود همه‌ی سکانس‌های پرده‌ی اول و دوم را به گونه‌ای کنار یکدیگر قرار می‌دهد که آن سکوت محض اختتامیه و تقابل دو نگاه مخاطب را وارد انتزاعی اخلاقی کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟