پوستر فیلم عشق و قلاده‌ها

طیف‌های خاکستری کره‌ای

عشق و قلاده‌ها
Love and Leashes
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

یکی از عناصری که سبب می‌شود سینمای کره‌ی جنوبی را طی این دو دهه یک گام جلوتر از دیگر سینماها بدانیم تقسیم قدرتمندانه‌ی ژانرها در آن است. در تنوع ژانری این سینما همین بس که هر کشوری با هر تنوع مخاطبی می‌تواند از این سینما بهره ببرد. به‌طور مثال درصد زیادی از مخاطبینی که شاید در سال یک یا دو اثر سینمایی هم نبینند باز هم در میان آثار سینمای کره می‌توانند مورد علاقه‌ی خود را بیابند. نوجوان‌ها را می‌توان غرق در انواع ملودرام‌های آبکی که فقط‌و‌فقط جامعه‌ی هدف‌اشان سرگرم‌کردن همین نوجوان‌هاست پیدا کرد. سینمای جریان اصلی کره نیز در هر ژانری می‌تواند مخاطب را به‌سمت خود بکشد. شاید در طی سال کمتر با آثار صرفاً ملودرام در سینمای جریان اصلی این کشور برخورد کنیم، اما این آثار به‌همان نسبت درام‌ها، آثار هیجان‌انگیز، دلهره، اکشن و جنایی و … در حال تولید هستند. فیلم «عشق و قلاده‌ها» نیز یکی از آن ملودرام‌هاست و بدون اروتیسم مبتذل فیلم‌های طیف خاکستری هالیوود به همان درون‌مایه می‌پردازد.
طی این یک دهه تفکیک گرایش‌های جنسی در سینما آن‌قدر مورد توجه قرار گرفته که کمتر مخاطبی را می‌توان یافت که دیگر به خود اجازه دهد به افرادی که دارای این گرایش‌ها هستند لقب منحرف را بدهد. این فیلم نیز قرار است در باب بی‌دی‌اس‌ام یا همان رابطه‌ی ارباب و برده بگوید. «جی-وو» در یک شرکت تبلیغاتی مشغول کار است و از نظر خود و دیگران زنی سخت‌گیر، منضبط و تنهاست. «جی-هو» به تازگی به دفتر آن‌ها منتقل شده است و در همان نگاه اول این دو کمی بیشتر از همکار به یکدیگر فکر می‌کنند. اما مشکل «جی-هو» این است که نیاز به یک ارباب جنسی دارد و جی‌-وو را اینگونه در ذهن تصور می‌کند. به‌سبب شباهت نام این دو بسته‌ای که قرار بود به‌دست جی-هوو برسد را جی-وو دریافت می‌کند و یک قلاده‌ی سگ در آن است. فیلم از همین نقطه وارد رابطه‌‌‌ی ارباب و برده‌ای این دو می‌شود.
در سینمای هالیوود بارها آثار مختلفی را با این درون‌مایه دیده‌ایم و معروف‌ترین آن‌ها سری فیلم‌های اقتباسی طیف‌های خاکستری بوده‌اند. تفاوت درست در همین جاست که در هالیوود جاذبه‌ی جنسی زن و اروتیسم پلی‌بوی‌گونه‌ی آن‌ آثار اجازه‌ی ورود هیچ نوع عنصری را به روایت نمی‌دهد. نه می‌توان فضایی عاشقانه را در آن‌ها جای داد و نه می‌توان از فاکتورهای کمدی و طنز در آن بهره برد. اما در این فیلم به‌خوبی می‌توان قصه را درون فیلم مشاهده کرد. کاراکترها در فیلم زندگی می‌کنند و این درون‌مایه‌ی جنسی هیچ خللی را در پیشبرد روایت ایجاد نمی‌کند و بخشی از آن است. در این فیلم ما با یک ملودرام صرف مواجه هستیم و انتظار کار بسیار پیچیده‌ای از کارگردان هم نداریم. او به‌راحتی قصه‌ی خود را روایت می‌کند و مخاطب هم با این قصه سرگرم می‌شود. زمانی که از سینمای سرگرمی صحبت می‌کنیم هدف‌مان چنین آثاری هستند که در عین ملو بودن بتوانند یک قصه را تصویر کنند. سینمای ملودرام و عامه به چنین روایت‌های ساده‌ای نیاز دارد؛ هرچند باز هم می‌توان انتظار فرمی بهتر از چیزی که اکنون هستند را داشت، زیرا که سینما همچنان پس از گذشت صد و اندی سال باز هم برای آزمون‌و‌خطا جا دارد.