پوستر فیلم از تبار پلیس

روایت‌های لایه‌لایه که مخصوص سینما کره هستند

از تبار پلیس
The Policeman's Lineage
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

سینمای جنایی کره‌ی‌جنوبی تقریباً در سینمای امروز بی‌رقیب است. روایت‌های لایه‌لایه، مملو از خرده‌پیرنگ‌هایی که هر کدام تأثیری به‌اندازه‌ی تغییر خط اصلی روایت دارند، عدم وجود کاراکترهای سیاه‌وسفید و تغییرات پی‌درپی در ذهن و هم‌ذات‌پنداری مخاطب خصوصیاتی هستند که فقط‌و‌فقط در سینمای جنایی کره‌ی‌جنوبی یافت می‌شوند.
داستان فیلم در مورد یک افسر تازه‌کار پلیس با نام «چوی» است که به خاطر پدر و پدربزرگ‌اش وارد نیروی پلیس شده است. او در همان ابتدای کار مورد توجه بازرسی نیروی پلیس قرار می‌گیرد و قرار می‌شود به درون یک گروه از افسران زبده‌ی مبارزه با مواد مخدر نفوذ کند تا فساد سرگروه آن‌ها یعنی بازرس «پارک» را برملا کند. این فیلم نیز همانند دیگر آثار مشابه سینمای جنایی کره با معرفی کاراکتر اصلی فیلم آغاز می‌شود. او در این افتتاحیه در معرض رخدادی قرار می‌گیرد که در ادامه‌ی فیلم دائم با نقض آن تفکر مواجه می‌شود. این نوع افتتاحیه‌ها معمولاً در سینمای کره نقش اصلی را در باز کردن گره کور روایت در پرده‌ی دوم ایفا می‌کنند. اما بیشتر این آثار با داشتن تمام جذابیت‌های یک اثر جنایی باز هم دچار نوعی تشویش هستند. بسیاری از کارگردان‌های این ژانر در سینمای کره اسیر چنین تشویشی هستند. آن‌ها دائم سعی دارند با بمباران خرده‌پیرنگ‌ها اثر خود را پیچیده‌و‌پیچیده‌تر کنند تا هنگام گره‌گشایی مخاطب را غافلگیر کنند. اما بسیاری از این تلاش منجر به گم شدن مسیر اصلی روایت می‌شود.
در این فیلم نیز با چنین تشویشی مواجه هستیم. کارگردان در هر سکانس جدیدی مخاطب را با کاراکتری جدید و در ادامه با خرده‌پیرنگی جدید مواجه می‌کند. اما در انتهای پرده‌ی دوم بیشتر این خرده‌پیرنگ‌ها یا بی‌اثر می‌مانند یا اگر تأثیری هم دارند آن‌قدر مخاطب را درگیر خود نمی‌کنند. در نهایت آن چه باقی می‌ماند لیست بلندی از اسم‌هاست که فقط نام چوی و پارک بین آن‌ها پررنگ است.
این فیلم همه‌ی هیجانی که قرار است به مخاطب خود انتقال دهد را در همان نیمه‌ی اول و ایجاد سوال‌ و شک در ذهن مخاطب خرج می‌کند. در نیمه‌ی دوم فیلم دیگر نه هیجانی در روایت وجود دارد و نه کارگردان می‌تواند آن را از این خلسه نجات دهد. روایت حتی با خودش نیز روراست نیست. کاراکترهای چوی و پارک دائم از مرزبندی بین سیاه، سفید و خاکستری حرف می‌زنند. مخاطب باید آن‌ها را در ادامه در همین تنش نیز ببیند. اما هیچ‌کدام از کاراکترها آن‌قدر پرداخت نشده‌اند که در نیمه‌ی دوم مخاطب را دائم میان این سه‌رنگ جابه‌جا کنند.
چیزی که بیش از روایت در این فیلم به‌چشم می‌خورد تبلیغ یکی از خودروهای جدید شرکت مرسدس بنز بود. شاید به جرأت بتوان گفت که این محصول جدید کمپانی بنز بیشتر از رخدادهای فیلم باعث جلب توجه مخاطب شده بود. این یعنی ضعف روایت و فیلم و به‌راحتی نیز نمی‌توان از کنار آن گذشت. گویا کارگردان در قاب‌بندی صحنه‌هایی که این خودرو در آن‌ها وجود دارد وسواس خاصی را به‌کار گرفته است. اگر او همین وسواس را خرج روایت و کاراکترهای آن می‌کرد بی‌شک با یکی از آثار خوب جنایی سینمای کره در سال ۲۰۲۲ مواجه بودیم. اما اینگونه نشد و در نهایت این اثر تبدیل به یک تیزر تبلیغاتی جنایی برای خودروی جدید مرسدس بنز شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟