«مونیکا» دختری جوان از مادر و پدری هندیست که تمام تلاش خود را میکند تا به بهترین نحو از مادر بیمارش نگهداری کند. او زمانی که کودکی دبستانی بوده در مسابقات هجیکردن کلمات در پنسیلوانیا برنده شده و همواره دایرهی لغاتی بیشتر از همسالاناش داشته است. حالا هم از طریق آموزش خصوصی کودکان برای این مسابقات کسب درآمد میکند. همهچیز به نظر برای مونیکا و مادرش روتین و خوب است که ورود برادرش، «سانی»، برای سالگرد مرگ پدر او را ناراحت و نگران میکند. مونیکا و سانی نمیتوانند با هم ارتباط خوبی داشته باشند و این امر چالشهایی را در برابر زندگی این خانواده قرار میدهد.
فیلم «لطفاً تعریف» داستان روزهایی از زندگی دختری جوان -مونیکا- است که در خانوادهای هندی بزرگ شده و همواره مورد توجه پدر و مادرش بوده است. او احساس میکند باتوجه به پیشینهای که داشته و استعدادش در یادگیری کلمات و املای آنها نتوانسته از آن استفادهی درستی کند و حیف شده است. با این حال نمیخواهد این احساس اجازهی زندگی کردن و لذت بردن از آن را از او بگیرد. او مدام خود را مجاب میکند که همین زندگی برایاش کافی است. کمکم مشخص میشود برادرش و مشکلاتی که سانی در رفتارهایاش دارد یکی دیگر از دلایلی است که به مونیکا اجازه نمیدهد مادر را ترک کند و به دنبال آرزوهای خود برود.
فیلم «لطفاً تعریف» با روایتی منطقی و تمرکز بر شخصیتهای خود آغاز میشود. آهستهآهسته آنها را تعریف میکند و باعث نزدیکی ما با آنها میشود. این آهستگی اما گاهی آنقدر زیاد است که میتواند موجب ملال شود. درواقع روایت این فیلم در نیمهی اول خود در بسیاری زمانها به آهستگی پیش میرود، اما استفاده از لغاتی کمترشنیدهشده بر روی تصاویری از مردانی جوان که مورد توجه مونیکا قرار میگیرند به داستان تازگی و شور خاصی میدهد. این امر به نوعی روایت را خلاقانه و جذاب هم کرده است و اگر کارگردان سعی کرده بود از این خلاقیت خود کمی بیشتر بهره ببرد میتوانست روایتاش را از این نیز بهتر کند. طنز و کمدی این فیلم با این سکانسها بیشتر شده و شخصیت مونیکا را بهتر هم نشان داده است. رابطهی او و برادرش نیز در داستان به خوبی نشان داده شده است. این فیلم در نیمهی دوم خود بیشتر به رابطهی این خواهر و برادر پرداخته، اما خیلی دیر به دلیل رفتارهای عجیب سانی میپردازد. این دیر وارد شدن به خود شخصیت سانی باعث شده درک او آنقدر که باید صورت نگیرد و روایت در انتها به سرعت تمام شود. این تنها ایراد داستان است که باعث عدم تعادل در آن هم شده است. مونیکا پرداخت خوبی دارد، اما برادرش که اثر بسیاری در تصمیمگیریهای او دارد عمیقاً پرداخت نشده است. بازیگر نقش سانی یعنی «ریتش رایان» اما با بازی خوب خود توانسته تا حدودی این کمبودها را جبران کند.
کارگردان، نویسنده و بازیگر نقش مونیکا، «سوجاتا دی»، در اولین تجربهی کارگردانیاش سعی کرده به ریشههای خود بازگردد و در این کار موفق هم بوده است. استفاده از موسیقی سنتی هندی در بسیاری قسمتهای فیلم و نشان دادن عبادتهای خاص مردم آن و حتی لباسهای آنها توانسته ارتباط این فیلم را با ریشههای هندی این کارگردان به خوبی نشان دهد. دی با این فیلماش نشان داد که میتواند کارگردانی موفق و خلاق در عرصهی سینما باشد و ما امیدوار باشیم فیلمهای آیندهی او در سینمای مستقل بهتر از این باشند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.