پوستر فیلم نانازی‌ها

چشمک تحقیرآمیز اروپا به هالیوود

نانازی‌ها
Cuties
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

نگاه به دوران بلوغ یک نوجوان را گاه‌و‌بیگاه در سینمای هالیوود شاهد هستیم. هر کارگردان از منظر خود به این موضوع می‌پردازد و البته رنگ‌ولعابی که مد نظر استودیوهاست باعث دور شدن اثر از درون‌مایه‌ی خود می‌شود. اما در سینمای اروپا، بالاخص سینمای فرانسه، اوضاع کمی متفاوت است. آنها به‌سبک پیشنیان خود تعریف جامع‌تری از هنر دارند و هر بار که بخواهند موضوعی را درون‌مایه‌ی اثر خود کنند، دیگر دچار محدودیتی نخواهند شد. «میامونا دِکوره»، کارگردان سنگالی-فرانسوی، در اولین اثر بلند داستانی خود گام بلندی را برداشته است. او به‌سراغ موضوعی رفته که خود به‌عنوان یک فرانسوی-سنگالی تسلط کافی روی آن داشته است. او قرار است در این فیلم روایت‌گر پاره‌ای از زندگی دختری به‌نام «اَمی» باشد. اَمی دختر سیاه‌پوستی‌ست که در خانواده‌ای مسلمان و سنگالی – مقیم فرانسه – زندگی می‌کند. شروع فیلم با دوربین روی دست، مکالمات و حرکات مادر، برادر کوچک‌تر و امی را دنبال می‌کند؛ همان سبک موردپسند برادران داردن. در سکانس بعدی، آنها در حال عبادت در منزل یکی از اقوام هستند و موعظه‌گر جملاتی را در باب شیوه‌ی زندگی یک زن و طریقه‌ی همسرداری بیان می‌کند. امی با تعجب همه‌ی این اتفاقات را مرور می‌کند. او قبل از رفتن به منزل و بر حسب اتفاق صدای موزیکی از رختشورخانه‌ی آپارتمان می‌شنود و بعد از دنبال کردن صدا، دختری هم‌سن‌وسال خود را می‌بیند که در حال رقص است. تاپ نیم‌تنه‌‌ی او و حرکات موزون‌اش، امی را با تعجب جذب خود می‌کند. این اولین تقابل امی و آنجلیکاست. ورود او به مدرسه‌ی جدید و دیدن آنجلیکا و دختران دیگر، گام‌به‌گام امی را به درون خود می‌برد و در خلوت خود دائم در حال مرور این اتفاقات است. آنجلیکا و سه دختر دیگر در حال تمرین رقص برای یک مسابقه‌ی خیابانی هستند. امی با چند برخورد شانسی با آنها، عاشق این حرکات موزون می‌شود. اولین جرقه‌ها در تناقضی که قرار است گرفتار آن شود. در خانه و زیر سقف آن شاهد آموزه‌هایی‌ست که می‌گویند باید این باشی و آن. بیرون از چارچوب خانه، آنجلیکا و گروه‌اش جذابیت‌های دنیای بیرون را به رخ او می‌کشند. از یک کودک یازده ساله چه انتظاری می‌رود؟ کارگردان با ظرافت، اتفاقات را قطره‌ای به مخاطب خود تزریق می‌کند. بحران بعدی این است که پدرش قرار است زن جدید خود را به خانه بیاورد و مادر هم باید تدارک مراسم عروسی آنها را ببیند. امی فقط در سکوت شاهد گریه‌های پنهانی مادر و خنده‌های نمایشی‌اش در جمع است. پناه کجاست؟ مسلماً رقص.
زیبایی این فیلم در آن است که رقابت برای رقص در زیر لایه‌های اصلی فیلم قرار دارد و قرار نیست مانند فیلم‌های «رو به جلو» دائم در حال تکان دادن باشند و در نهایت با عشق و شادی روی سِن همه‌چیز پایان پذیرد. برای امی رقص بهانه‌ای برای یافتن است. یافتن چه؟‌ خودش هم نمی‌داند. اما باید مزمزه و تجربه کرد. امی در این تجربه از هیچ‌چیز باک ندارد. چشمان‌اش را می‌بندد، از مادر پول سرقت می‌کند، گوشی پسرعمو را می‌دزدد و سبک پوشش خود را آزادنه‌تر از آنجلیکا و دختران گروه رقص به نمایش می‌گذارد. امی در حال فرار است؟ فرار از چه؟ از محدودیت اجباری خانه و خانواده؟ از آنچه که پدر را مجاب کرده تا مادر را کنیز زنی نو کند؟ شاید امی یازده‌ساله هیچ‌ پاسخی برای این سوالات نداشته باشد. اما خود را رها می‌کند تا در دل تجربه‌ی زیسته تماشاگر نتیجه باشد. شاید اِمی یادآور یازده‌سالگی خود کارگردان باشد و مواجهه‌ی او با دنیای متناقضی که در آن گرفتار بوده است. فیلم به‌سبک نگاه مستند-داستانی‌گونه‌ی برادران داردن به درون زندگی دختر یازده‌ساله‌ای می‌رود که قرار است علیه هر آنچه که هست عصیان کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟