پوستر فیلم اونا / اونا / ما

همه‌ی تفاوت‌ها در یک خانواده

اونا / اونا / ما
They/Them/Us
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«جان شرمن» چیزی نزدیک به ۱۸ سال بود که فیلمی را روی پرده نبرده بود. آخرین فیلم او «سکسی‌ترین اشتباه من» محصول ۲۰۰۴ بود. این کارگردان آکادمیک در سه فیلمی که تا سال ۲۰۰۴ ساخته بود نشان از کارگردانی متعهد به جریان اصلی سینمای هالیوود داشت که سعی می‌کرد نشانی از خود را در هر کدام به جا بگذارد. در داستان‌های او هر چند با تعداد زیادی کاراکتر فرعی روبه‌رو هستیم، اما در نهایت یک کاراکتر است که کل فیلم وابسته به کنش‌های اوست. فیلم‌های او کمدی‌های فکاهی نیستند و در عوض سعی دارند از میان تمام این موقعیت‌های کمدی به آن نتیجه‌ی دلخواه و اخلاقی کارگردان برسند.
چارلی به تازگی از همسر خود جدا شده است و دو فرزندش طبق رأی دادگاه نیمی از هفته را در کنار او و نیمی دیگر را همراه همسر سابق زندگی می‌کنند. فیلم با جست‌و‌جوی چارلی در یک سایت دوست‌یابی اینترنتی آغاز می‌شود. «لیسا» زنی است که به او پاسخ می‌دهد. آن‌ها سر قرار می‌روند و چارلی از لیسا درخواست می‌کند به‌همراه دو فرزندش به خانه‌ی او نقل مکان کنند. کارگردان از همان ابتدا و با ضربآهنگ بالا قصد این را دارد که مخاطب را از چالش کلاسیک سینمای کمدی-عاشقانه‌ی هالیوودی دور کند. شرمن قصد دارد از ناهمگونی بین دو خانواده به نوعی همگونی انسانی برسد. شاید عنوان فیلم به همین دلیل انتخاب شده است. «مدی» دختر لیساست و از همه انتظار دارد که او را نه «او» بلکه «آن‌ها» خطاب کنند. شرمن از طریق مدی گذری به مقوله‌ی فراجنسیتی زده است. شاید همین کمدی ساده‌ی شرمن و اختصاص این موقعیت‌ها به مفهوم فراجنسیتی فرسنگ‌ها جلوتر از فیلمی چون «تایتان» باشد.
شرمن فیلم خود را با ضرباهنگی سریع آغاز می‌کند و تا انتها نیز همین روند ادامه دارد. سینوسی نبودن تمپوی فیلم، با‌توجه به گستردگی خرده‌روایت‌هایی که می‌توانست داشته باشد، باعث کم‌رنگ شدن نقش فرزندان در فیلم می‌شود. فیلم در پرده‌ی دوم دوباره به خط اصلی کمدی‌های هالیوودی بازمی‌گردد. اما اگر می‌خواستیم همچون پرده‌ی اول روایت را بنگریم، زندگی خصوصی فرزندان چارلی و لیسا می‌توانست فیلم را از سطح متوسط بالاتر ببرد و در نتیجه با یک کمدی پست‌مدرن به تمام معنا مواجه بودیم. اما شرمن قادر نیست این شاخ‌و‌برگ را به اثر بدهد و در نتیجه فرندان تبدیل به کاراکترهای فرعی کاغذی در اطراف خط روایت اصلی می‌شوند. این فیلم در نیمه‌ی دوم روایت دچار آشفتگی می‌شود و قادر نیست نمایی از زندگی یک گروه از افراد را که در حال تلاش برای خانواده شدن هستند به ما ارائه دهد. به‌نظرم همه‌ی کاراکترها پتانسیل یک پرداخت خوب را داشتند و شرمن نشان داد که حداقل در این فیلم شخصیت‌پردازی را خوب می‌تواند انجام دهد اما پرورش آن‌ها در داستان و درگیر کردن‌شان با موقعیت‌های دراماتیک ضعف اوست. شرمن می داند چگونه موقعیت کمدی ایجاد کند اما خراب کردن آن را بهتر می‌تواند انجام دهد. به‌همین سبب کارگردانی است که نمی توان چندان به او اعتماد کرد که حتماً شکل تازه‌ای یک کمدی کلیشه را برای ما روایت کند.