پوستر فیلم زانوی عَهِد ( عهد التمیمی فعال فلسطینی بود که در سال ۲۰۱۷ به صورت یک سرباز اسرائیلی سیلی زد)

گروتسک دنیای ما!

زانوی عَهِد ( عهد التمیمی فعال فلسطینی بود که در سال ۲۰۱۷ به صورت یک سرباز اسرائیلی سیلی زد)
Ahed’s Knee
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

شاید یکی از مورد مناقشه‌ترین رخدادهای قرن بیستم نزاع بین یهودی‌ها و اعراب در فلسطین است. هرگاه وارد هر کدام از گفت‌و‌گوها در این باب می‌شویم لاجرم به چند سوال تکراری و ساده اما مهم می‌رسیم. اینکه چرا بدین‌گونه زمین‌های ساکنان غصب شد؟ چرا شهرک‌سازی‌ها این‌قدر هوشمندانه و با هدف جدا کردن مراکز مهم اجتماعی از مسکونی اعراب فلسطینی صورت گرفت؟ و سوال‌های دیگر. این مناقشه‌های کلامی محدود به یک نقطه نیست و در هر جای این کره‌ی خاکی مردم گاه‌و‌بیگاه این سوالات را می‌پرسند و به‌دنبال پاسخی روشن هستند. اما در پاسخ با انواع مغلطه و فرافکنی مواجه می‌شوند. حال این مناقشه به درون خاک اسرائیل هم نفوذ کرده و هر از گاهی مردمانی چنین می‌پرسند که حق حاکمیت اسرائیل از کجا آمده! «نداو لپید» در جدیدترین ساخته‌ی خود قرار است ما را به درون خاک اسرائیل ببرد تا از زاویه‌دید یک کارگردان آوانگارد به این مسئله بپردازد.
«یوت» کارگردانی آوانگارد است که قصد دارد فیلم جدید خود را با نام «زانوی عهد» شروع کند. فیلم با تست چند بازیگر در نقش عهد آغاز می‌شود. اما درون‌مایه‌ی فیلم این نیست بلکه هسته‌ی اصلی آن ذهن این کارگردان است. او برای پخش اثر قبلی خود به شهری کوچک با نام «عربه» دعوت شده است. عربه از آن شهرهای بیابانی‌ست که در مرز اردن قرار دارد. دیگر لازم به گفتن نیست که بیشتر مردمان این شهر راست‌های افراطی اسرائیل هستند. این فیلم همه‌اش سوال‌های ذهنی یوت است که اکنون در میان این مردمان قرار گرفته است. دوربین از همان ابتدا ناآرام است و میل به سکون ندارد. این را می‌توان در پن‌های شلاقی و جابه‌جا شدن سریع نماها به‌ضوح دید. کارگردان سعی کرده به‌نوعی این تشویش ذهنی را به مخاطب انتقال دهد و باید گفت در این کار موفق بوده است. چون در نیمه‌ی دوم فیلم یا با دیالوگ‌های پینگ‌پنگی کاراکترها مواجه هستیم یا برش‌های منقطعی که دائم کاراکتر اصلی را آشفته‌تر از قبل نشان می‌دهند.
کاراکتر مقابل یوت در این فیلم دختری با نام «یالوم» است که از طرف وزارت فرهنگ اسرائیل به عربه، زادگاه‌اش، آمده و قرار است فرمی را در برابر یوت بگذارد که طبق آن این کارگردان برای کار بعدی خود بایستی متعهد شود که جز موضوع‌های ذکرشده اثر دیگری را نسازد. نتیجه‌ی تمرد کارگردان از ساخت اثری با درون‌مایه‌ای متفاوت یا علیه تفکرات ارتدوکس حاکمان منجر به ممنوع‌الکاری او می‌شود. این فیلم بسیار واضح در مورد تمام آن حکومت‌هایی حرف می‌زند که هنر را ابزاری در راستای پیشبرد ایدئولوژی خود می‌پندارند. لپید در فیلم خود انقلابی انتزاعی را در ذهن کاراکتر مشوش خود به‌راه می‌اندازد که نتیجه‌ای جز خرد شدن لای چرخ‌دنده‌های استثمار و استحمار ندارد. باز هم در این فیلم می‌توانیم به غار افلاطون سرکی بکشیم که یوت در اینجا آن مردمان رو به دیوار را دائم با فریاد خطاب می‌کند که مسیر شهر از این سمت است و بیایید از غار خارج شویم. اما از این حقیقت نگذریم که کارگردان در روایت خود کمی دچار نقص است. او قرار است یوت را در حصار دیواری به‌تصویر بکشد که بخشی از آن را مادر دچار سرطان تشکیل می‌دهد. شاید انتظار می‌رفت آن دیالوگ طلایی بین یوت و راننده در ادامه تبدیل به تصاویری بیشتر از یک مادر و دورچرخه و فرزند می‌شد. در آن دیالوگ راننده از اثربخشی زنبور عسل برای درمان سرطان می‌گوید. یوت می‌گوید مادرش سرطان دارد. راننده پاسخ می‌دهد امروزه بیشتر سرطان‌ها قابل درمان هستند. یوت عنوان می‌کند که مادر سرطان ریه دارد. راننده سکوت می‌کند و در نهایت پاسخ‌اش این است:«معجزه هم می‌تونه رخ بده.»
فیلم جدید آقای لپید یک اثر انتزاعی در باب همه‌ی آن ذهن‌هایی است که اکنون اعمال گذشته‌ی نیاکان خود را به چالش می‌کشند. این فیلم روایتی ذهنی از فردی‌ست که تلاش دارد هنر را از زیر یوق اجبارهای ایدئولوژیک بیرون بکشد و آن را فریاد بزند. زانوی عهد بهانه‌ای برای این سفر و انقلاب ذهنی یک انسان است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟