پوستر فیلم کوچه‌ی کابوس

آقای دل تورو شما در قواره‌ی یک بازسازی ساده از یک اثر نوآر هم نبودید

کوچه‌ی کابوس
Nightmare Alley
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«پسر جهنمی»، «تیغ» تا «هزارتوی پن» و «شکل آب» نشان می‌دهند که «گی‌یرمو دل تورو» در دنیایی بین سینمای دلهره و فانتزی سیر می‌کند. او دوست ندارد دلهره‌ی محض را به مخاطب خود انتقال دهد بلکه قصد دارد با وارد کردن داستانی هیجان‌انگیز بر بستری دلهره‌آور از اثر خود یک بلاک‌باستر محض تولید کند. او هم مانند کارگردان‌هایی چون ردلی اسکات عاشق دیده شدن است. دل تورو هیچ‌گاه کارگردان باهوشی نبوده که بخواهیم در باب او از فرم خاصی در تصاویر استفاده کنیم. او بیشتر یک اپراتور مطمئن برای برخی پروژه‌های پر سر و صدای هالیوودی بوده است. حال در بازسازی یک نوآر دهه‌ی ۱۹۴۰ او را فراخوانده‌اند.
در مستند فیلم نوآر آمریکا، پل شریدر در جایی چنین می‌‌گفت که نوآر برای زمان خود بوده و پس از آن دیگر تمام شده است و هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که پس از این دوره نوآر ساخته است. اما هالیوود گهگاه بدش نمی‌آید یکی از آثار کلاسیک نوآر را در زمانه‌ی حاضر بازسازی کند. این‌بار نوبت به فیلم «کوچه‌‌ی کابوس» محصول ۱۹۴۷ رسیده است و دل‌ تورو با انبوهی از ستارگان هالیوود به بازسازی آن پرداخته است. دل‌ تورو با اعتماد‌به‌نفسی مثال‌زدنی و اضافه کردن موسیقی پر از تعلیق و دوری از جامپ‌کات و استفاده از المان‌های دلخواه‌اش در میزانسن این نوآر را بازسازی کرده است. متأسفانه هیچ‌کدام از حربه‌های او برای اینکه بتواند امضای فرمی خودش را در این اثر داشته باشد کارساز نبوده است. این فیلم داستان مرد جوانی با نام «استن» است که پس از کشتن پدر پیرش وارد یک کارناوال می‌شود و در آنجا برای دور ماندن از چشم پلیس مشغول پادویی برای یک زوج شعبده‌باز می‌شود. او همان مرد سرگشته‌ی آثار نوآر است که روزی برحسب اتفاق با زن اغواگر و بلوند این ژانر آشنا می‌شود و قرار است با همکاری او تا قله صعود کند. اما همان‌طور که می‌دانیم در ژانر نوآر انتهای صعود قله نیست بلکه سقوطی آزاد است. برای این بازسازی فقط نیاز بود که دل تورو همان متن رمان را با توجه به اثر موفق سال ۱۹۴۷ بازسازی کند. اما در کمال تعجب شاهد هستیم که دل تورو سعی دارد افه‌های دنیای فانتزی-دلهره‌ی خود را به اثر اضافه کند. به همین سبب است که وقتی در یکی از سکانس‌ها از تلویزیون در باب جنگ جهانی و اعزام نیرو می‌شنویم شکست را در حربه‌های دل تورو درک می‌کنیم. او با این همه اضافات تصویری باز هم نمی‌تواند ارکان مهم یک نوآر را از آن بگیرد و مجبور است از تک‌تک آن‌ها استفاده کند. در مورد انتخاب بازیگر هم بد نیست به این اشاره کنیم که ظاهراً دل تورو از زوج موفق «رونی مارا» و «کیت بلانشت» در فیلم «کارول» بسیار لذت برده و سعی داشته این دو بازیگر را در بازسازی نوآر خود نیز استفاده کند. بردلی کوپر چندان کار خارق‌العاده‌ای در بازی خود به نمایش نمی‌گذارد و باید گفت بازی او بیشتر تحت تأثیر نقش‌آفرینی‌های خوب ویلم دفو، بلانشت و مارا قرار دارد.
گی‌یرمو دل تورو در این اثر نشان می‌دهد که کارگردان باهوشی نیست. او را باید در حد همان اپراتور برخی پروژه‌های سینمای جریان اصلی به‌حساب آورد و نه بیشتر. همه‌ی دنیای دل تورو سینمای سرگرمی است و همان کودکی می‌ماند که عاشق بازی کردن با اسباب‌بازی است. او خودش نیز به این باور دارد و دوست ندارد برای لحظه‌ای از دنیایی که اطراف خود ساخته دور شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟