پوستر فیلم مونیخ ــــ سوسوی جنگ

داستان یک مماشات تاریخی

مونیخ ــــ سوسوی جنگ
Munich – The Edge of War
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

برخی آثار سینمایی را باید برگی از تاریخ دانست. در این آثار با روایتی از یک اتفاق مهم در بخشی از تاریخ مواجه می‌شویم که با کمی درایت و ظرافت از سوی کارگردان می‌تواند مخاطب خود را نسبت به آن واقعه کنجکاو کند و باعث تحقیق‌های بیشتر بعد از فیلم شود. فیلم جدید آقای «کریستین شوخو» به قرارداد مونیخ در سال ۱۹۳۸ می‌پردازد که طی آن چهار قدرت اروپا یعنی بریتانیا، آلمان نازی، ایتالیا و فرانسه در مونیخ حاضر شدند تا از جنگ میان نازی‌ها و چکسلواکی جلوگیری کنند. این مناقشه بین آلمان و چکسلواکی بر سر منطقه‌ی «سودت» بود که بعد از این توافق به آلمان الحاق شد.
مخاطب آشنا به تاریخ تقریباً با این توافق آشناست و دوست دارد نگاه کارگردان آلمانی را به این مقوله تماشا کند. شوخو اما فیلم را از سال ۱۹۳۲ آغاز می‌کند؛ زمانی که «هیو» و «پل» به‌همراه «لینا» در حال جشن گرفتن پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه آکسفورد هستند. آن‌ها طی مناقشه‌ای که با یکدیگر دارند بر سر مفهوم ناسیونالیسم راه‌شان از یکدیگر جدا می‌شود. فیلم پس از معرفی کاراکترهای تأثیرگذار خود به سال ۱۹۳۸ می‌رود و روایت اصلی از آنجا آغاز خواهد شد. اوضاع سیاسی اروپا گرگ‌و‌میش است. هیچ‌کس نمی‌داند چه چیزی در انتظار این قاره‌ی کوچک قرار دارد. حزب نازی به رهبری هیتلر به قدرت رسیده است و در همان بدو کار از چکسلواکی طلب مناطق آلمانی را دارد. از این سو «نویل چمبرلین»، نخست‌وزیر وقت بریتانیا، عزم خود را جزم کرده تا با شعار صلح به این قائله‌ی در حال وقوع پایان دهد. اما فیلم از زاویه‌دید پل و هیو به این ماجرا ورود کرده است. حال که هر دوی آن‌ها به‌عنوان مترجم در دفاتر وزرات خارجه‌ی آلمان و بریتانیا مشغول به کار هستند فرصتی می‌یابند تا در حاشیه‌ی این اجلاس بار دیگر رو در روی هم قرار گیرند. پل سرخورده از شعارهای ناسیونالیستی هیتلر که دیگر ایمان آورده چیزی جز مفهوم نژادپرستی در خود ندارند با سرویس اطلاعاتی بریتانیا ارتباط می‌گیرد. او التماس‌کنان خواستار این است که این توافق صورت نگیرد، چرا که هیتلر نباید زیر پوست گوسفند پنهان شود.
این فیلم روایتی از مماشات به‌سبک اروپائیان با یک حکومت توتالیتر است. در این فیلم شاهد هستیم که همه‌ی این دولت‌ها با اینکه می‌دانند با چه هیولایی طرف هستند، اما برای تبدیل شدن به چهره‌هایی صلح‌طلب یک توافق آبکی را امضاء می‌کنند؛ توافقی که یک سال بعد خلاف آن واقع شد و یکی از بزرگ‌ترین و خانمان‌سوزترین جنگ‌های تاریخ بشر را رقم زد. آقای شوخو نتوانسته نگاه سوبژکتیو خود را از روی فیلم بردارد و به‌عنوان یک طرفدار پر و پا قرص چنین مماشاتی دست به ساخت این فیلم زده است. گویا از نظر او تنها راه برخورد با یک حاکمیت توتالیتر همین مماشات‌های لحظه‌ای است؛ هرچند این لحظه به سال هم نکشد. در این فیلم نمی‌توان از این نگاه خوش‌بینانه و تا حدودی احمقانه‌ی کارگردان در امان ماند. این بار سنگین نگاه شخصی کارگردان روی یک موضوع باعث ضربه خوردن روایت و منطق آن می‌شود. در هر حال نمی‌توان از این چشم‌پوشی کرد که این فیلم یک اثر تاریخی مناسب در مورد یکی از رخدادهای مهم قرن بیستم است. اما در هر صورت به‌لحاظ فرمی و روایی با اثری مواجه هستیم که نه می‌تواند آن‌چنان شخصیت‌پردازی خوبی داشته باشد و نه روایت می‌تواند به مخاطب باوری منطقی دهد. این فیلم در نهایت هم در باب کنفرانس مونیخ است و هم نیست، چرا که دائم در حال چرخیدن اطراف این کنفرانس و بازی موش‌وگربه‌ی پل و هیو است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟