در میان ژانرهای هالیوودی و بهخصوص ملودرامهای عاشقانه کلیشهای وجود دارد که تقریباً هر ساله در قالب فیلم تلویزیونی یا سینمایی به تصویر کشیده میشود. در این فیلم یک دختر یا پسر-معمولاً نیویورکنشین و بالاخص ساکن بروکلین- یک فرد از خانوادهای سلطنتی یا ثروتمند را تحت تأثیر خود قرار میدهد و روایت عاشقانهی آنها آغاز میشود. شاخصهی مهم این روایتها بیکنشی کاراکترها و دهانهای تا بناگوش باز آنهاست. حتی مخاطبانی که عصر روز تعطیل را در سالهای پیش به دیدن این فیلمها عادت داشتند نیز از تماشای هر اثری در این زیرژانر خسته شدهاند. چرا خسته؟ شاید یکی از دلایل اصلی آن این باشد که طی این چند دهه حتی یک کار خلاقانه از کارگردانهای این آثار شاهد نبودهایم. زمانی که این فیلمها را کنار یکدیگر قرار میدهیم فقط چهره و رنگ کاراکترها تغییر کرده و حتی دیالوگها نیز چندان تفاوتی با آثار پیشین ندارند. استودیوها برای ادامه دادن این روند و بهنوعی برای پر بودن دستشان در تنوع ژانری نیاز به کارگردانهایی دارند که چشمبسته این پلاتهای حوصلهبر را تبدیل فیلم کنند. اینجاست که پای امثال «ریک یاکوبسن» به این وادی باز میشود.
اگر نگاهی گذرا به فیلموگرافی یاکوبسن طی این سالها بیندازیم شاید حتی یک اثر در خور تأمل نیز بین آنها یافت نشود. او با چنین کارنامهی درخشانی وظیفهی به تصویر درآوردن این فیلم را برعهده گرفته است. داستان چیست؟ همانی که در بالا اشاره کردیم. دختری ایتالیای ساکن محلهی بروکلین شهر نیویورک با نام «ایزابلا» سر راه یک شاهزادهی جوان از کشوری که وجود ندارد قرار میگیرد. شخصیتپردازی ضعیف کارگردان بهکنار، شروع ضعیف روایت به کنار، فرم تصویری افتتاحیه نیز بهکنار، اما آیا آقای یاکوبسن بازیگرانی بهتر از این فاجعههایی که دور هم جمع کرده نتوانسته پیدا کند؟ زمانی که فیلم با تمام ضعفهای خود آغاز میشود و کاراکتر ایزابلا را در حال قدم زدن در قاب تصویر میبینیم چیزی جز بازیگری که حتی تصور دقیقی از میزانسن و قاببندی ندارد مقابل ما قرار نمیگیرد. «لورا مارانو» بیش از آنکه یک بازیگر سینما باشد یکی از دهها پاپت دنیای مجازیست که جدیداً به دنیای سینما ورود کردهاند. احتمالاً این ویروس فقط مختص کشوری مانند ایران نیست و هالیوود نیز چند سالیست با آن دستبهگریبان است. اما چرا یاکوبسن نقش اول فیلم خود را به چنین بازیگری داده را باید از خود او پرسید. لورا مارانو حتی نزدیک به کاراکتر ایزابلا نیز نمیشود. او در همهی کنشها و واکنشهای کاراکتر ایزابلا نسبت به دیگر کاراکترها یا بهصورت حسی و حرکت از کاراکتر پیش است یا عقب میماند. اینکه بخواهیم حتی یک نما را در فیلم بیابیم که این بازیگر درست و منطبق بر کاراکتر و اعمالاش در حال بازی کردن است کاری غیرممکن بهنظر میرسد. در هر حال هر ساله آثاری از این دست تولید میشوند و بدون فوت وقت جای آنها برای سال بعد نیز محفوظ است. حال باید دید نتفلیکس و رفقا برای بهبود این روایتهایی که زیاد دوست دارند فکری خواهند کرد یا همچنان هر سال باید منتظر چنین فاجعههایی باشیم!
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.