پوستر فیلم کوسه؛ آغاز

کارگردانی که بین دنیای ملو و خشن سرگردان است

کوسه؛ آغاز
Shark: The Beginning
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

به جرأت می‌توان گفت که ساختار روایت سینمای بدنه‌ی کره‌ی جنوبی فقط مخصوص این کشور است و نمی‌توان جای دیگری نمونه‌ی آن را پیدا کرد. این ساختار روایت قرار نیست یک قهرمان تولید کند بلکه پروتاگونیست آن در دنیایی کاملاً خاکستری سیر می‌کند. اولین دغدغه‌‌ی این پروتاگونیست حیات است و در برابر او آنتاگونیستی قرار می‌گیرد که برعکس دیگر سینماها مرز‌های رذیلت را کاملاً انسانی درنوردیده است و قرار نیست در پرده‌ی آخر تأدیب شود. آقای «چای یئوجون» در اولین اثر بلند داستانی خود سعی دارد با وفاداری به این ساختار یک نوجوان را در معرض خشونت‌های دنیای بیرون قرار دهد.
«جونگ دا-هیون» قهرمان بوکس سبک‌وزن است که پس از مسابقه‌ی قهرمانی در حال بازگشت به خانه است. هنگام ورود با جنازه‌ی مادر و خواهر خود مواجه می‌شود و طی درگیری با سه سارقی که به منزل آن‌ها حمله کرده‌اند هر سه را به قتل می‌رساند. فیلم برش می‌خورد و وارد یک کلاس درس می‌شود که چند نفر از آن‌ها در حال گوش دادن به اخبار این اتفاق هستند. «چا وو-سول» در حال حل مسائل ریاضی است و مکالمه‌ای کوتاه با یکی از همکلاسی‌های خود دارد. معلم وارد می‌شود و دانش‌آموز جدید را به آن‌ها معرفی می‌کند؛ «هیون وو-یونگ». همان‌طور که می‌بینید کارگردان در دو سکانس هر سه کاراکتر تأثیرگذار در فیلم خود و درون‌مایه‌ی روایت‌اش را به مخاطب ارائه می‌دهد. کاراکتر اول فیلم همان فرد ضعیف و توسری‌خوری است که قرار است در طول روایت دچار تحول شود. اما کارگردان می‌تواند چنین تحولی را به ما نشان دهد؟ باید گفت نه.
کارگردان دوست ندارد یا شاید توانایی این را ندارد که کاراکتر خود را در معرض دنیایی سیاه‌تر قرار دهد. او حتی در به‌تصویر کشیدن محیط زندان نیز بسیار ملو برخورد می‌کند. زندانی که در این فیلم می‌بینیم بیشتر شبیه یکی از کلاس درس‌های مدرسه است و نه زندان. از آن سو کاراکترهایی که در این محیط قرار دارند تا جایی خشن هستند که کارگردان بخواهد. به‌همین سبب است که می‌گویم هیچ تناسبی بین افتتاحیه‌ی فیلم و بدنه‌ی آن وجود ندارد. شاید این یکی از معدود دفعاتی باشد که با کارگردانی چنین محتاط و ترسو در سینمای کره مواجه شده‌ام. بسیاری از کارگردان‌های مطرح سینمای بدنه‌ی کره در اولین اثر خود نیز دارای امضا بوده‌اند و نمی‌توان کارگردان این فیلم را از اشکالاتی که ساختار روایت‌اش دارد مبرا کرد.
پس بگذارید اینگونه بگویم که فیلم آقای یئوجون حلقه‌ی گمشده‌ای دارد که باعث می‌شود آن را یک اثر ملو بدانیم. این فیلم قرار نیست ما را به همان پروتاگونیست خاکستری برساند چون کارگردان در پرده‌ی دوم فیلم گم می‌شود و دیگر وقتی نمی‌ماند که پرده‌ی سوم را دارای ساختاری منسجم کند. در نهایت می‌توان این فیلم را یک اثر بسیار معمولی و بدون لایه‌های تودرتوی روایی مخصوص سینمای کره دانست که در ارائه‌ی همین روایت تک‌لایه نیز دچار مشکل است.