اقتباس پر دردسری که در نهایت فیلم خوبی نشد
داستان طولانی ساخت اقتباسی از روی رمان «ماه و خورشید» از سال ۲۰۰۰ آغاز شد و تا سال ۲۰۱۴ به نتیجه نرسید. شرکتهای چندملیتی در نهایت تصمیم گرفتند سکان کارگردانی را به «شان مکنامارا» بسپارند. شاید در کل فیلمسازی مکنامارا او را با یک کاراکتر محبوب بشناسیم؛ کاسپر. غیر از این فیلمشناسی این کارگردان روی خط متوسطی در حال حرکت بوده و هست. در هر حال کارگردانی اقتباس سینمایی را از رمان ذکرشده برعهده گرفت و نام اثر «دختر پادشاه» نامیده شد.
داستان فیلم در زمان لوئی چهاردهم میگذرد. لوئی دختری از یکی از معشوقههای بسیارش در سالهای دور دارد که در صومعهای دور زندگی میکند. لوکیشن اصلی فیلم کاخ ورسای است و قرار است تقابل این پدر و دختر را در این کاخ مجلل شاهد باشیم. لوئی برای جاویدان شدن به قلب یک پری دریایی نیاز دارد. عدهای را مأمور میکند تا به دریا بروند و پری دریایی شکار کنند. همانطور که بخشی از روایت را مرور کردیم با یک اثر فانتزی مواجه هستیم. مکنامارا در همین چند راهی انتخاب برای رسیدن به یک روایت واحد متوقف شده است و نمیتواند حتی یک گام رو به جلو بگذارد. این حرکت سینوسی خط روایت، که ناشی از سرگردانی کارگردان است، را در توالی سکانسها بهراحتی میتوان شاهد بود. در برخی سکانسها گویا کارگردان میل به تمام شدن هر چه سریعتر آن دارد تا سمانس بعدی آغاز شود. بر این باور هستم که این فیلم میتوانست یک فانتزی-عاشقانهی زیبا با قابهایی بینظیر شود. اما مکنامارا پیش از این هم نشان داده که قابهایاش شلخته هستند و به در آثار منظمی چون این اثر نمیخورد. دوربین او گاهی حتی قابهایی بیسروته را میگیرد که علت این نوع قاببستنها را باید از خود او پرسید چرا که هیچ توجیحی برای چنین کاری وجود ندارد. او بسیاری از نماهایی که میتوانستند تبدیل به نماهایی ماندگار شوند را بهراحتی از دست داده است. اصلاً به ذهن خود این را راه ندهید که شاید این کارگردان با کمبود بودجه مواجه بوده است. اینگونه نیست. این فیلم در سه کشور فرانسه، استرالیا و ایالات متحده و با همکاری یک از ثروتمندترین استودیوهای چینی تولید شده است. اما حاصل آن چنین روایت دمبریده و تصاویر آشفته شده است. حداقل برای من قابل تصور نیست که چرا باید چنین حجمی از هزینه نه طراحی لباس درستی داشته باشد و نه حتی قصهی ساختارمندی آن را در بگیرد. از هر سو به این فیلم نگاه کنیم اثر ناقصی بهشمار میآید. مکنامارا گویا تمام توان خود را روی در آمدن کاراکتر پری دریایی کرده است تا از جلوههای ویژه بهدرستی استفاده شود. اما آقای مکنامارا خود قصه و کاراکترهای اصلی آن چه؟ شما تا چه حد روی متن رمان تسلط داشتهاید که اینگونه نه قادر شدید ملودرام اثر را نشان دهید و نه آن هیجان موجود در داستانهای ماجراجویی را؟ مکنامارا در این نماد روشنی از کارگردانهایی است که حتی بهاندازهی سر سوزنی نمیتوان یک پروژهی پرهزینه را به آنها سپرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.